در پاسخ به اظهارات اخير آقاي نگهدار كه گزارش آن تحت عنوان چرخش فرخ نگهدار پس از ٩ اسفند در كامنت اول آمده است:
این روزها برخی از چهرههای کنونی و پیشین جریان چپ، از جمله آقای فرخ نگهدار، در ارزیابی خود از جنگ اخیر به تمجید از کارنامه علی خامنهای پرداختهاند؛ ارزیابیای که هرچند جای تأمل دارد، اما چندان هم دور از انتظار نبود.
به گفته آقای نگهدار، تا پیش از تحولات اخیر، خود و بسیاری از همفکرانشان جمهوری اسلامی را به دلیل بحران مشروعیت، نارضایتی عمومی و مشکلات اقتصادی در آستانه تزلزل میدانستند. با این حال، از نظر ایشان، جنگ اخیر نشان داده که این نظام از انسجام و توان دفاعی بسیار بیشتری نسبت به تصور منتقدان برخوردار است. حتی مهمترین نقطه قوت خامنهای نیز در همین چارچوب، ایجاد توان دفاعی و حفظ ساختار نظام ارزیابی میشود.
با این همه، پرسش اساسی این است که آیا واقعیت میدان جنگ نیز چنین تصویری را تأیید میکند؟
اگر معیار سنجش «توان دفاعی» باشد، نخستین وظیفه هر حکومت دفاع از آسمان کشور، حفظ جان شهروندان و تأمین امنیت فرماندهان و زیرساختهای حیاتی است. در این چارچوب، جنگ اخیر نشان داد که جمهوری اسلامی در تحقق همین وظایف اساسی با ناکامیهای جدی و آشکار روبهرو بوده است. هنگامی که حریم هوایی یک کشور عملاً بیدفاع میماند و عالیترین فرماندهان نظامی در معرض حملات مستقیم قرار میگیرند، دشوار است چنین وضعیتی را نشانهای از برتری توان دفاعی دانست.
از سوی دیگر، باید به این نکته توجه کرد که جمهوری اسلامی طی دههها بخش بزرگی از منابع ملی را نه صرف تقویت دفاع از ایران، بلکه در خدمت توسعه نفوذ منطقهای و ایجاد شبکههای نیابتی قرار داده است. این رویکرد ممکن است نوعی «توان تجاوز» یا ظرفیت اعمال نفوذ ایجاد کرده باشد، اما به هیچوجه معادل «توان دفاعی» از سرزمین و مردم ایران نیست.-
در نتیجه، تمایز میان «توان دفاع از کشور» و «توان حفظ یک حکومت به بهای ویرانی ایران» اهمیتی اساسی دارد؛ تمایزی که در تحلیل آقای نگهدار نادیده گرفته شده است. بقای یک نظام سیاسی، حتی اگر محقق شود، لزوماً به معنای موفقیت در دفاع از امنیت ملی نیست. همچنین اتخاذ راهبردهای تهاجمی در قبال کشورهای دیگر را نمیتوان با توان دفاع مؤثر از سرزمین و شهروندان یک کشور یکسان دانست.
برای درک دقیقتر این تفاوت، کافی است توان دفاع ملی اسرائیل را با میزان تلفات و آشفتگی نیروهای جمهوری اسلامی در خلال جنگهای دوازدهروزه و چهلروزه مقایسه کنیم؛ مقایسهای که بهروشنی نشان میدهد این دو مفهوم، از نظر نظامی و راهبردی، کاملاً متفاوتاند
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!