این مبحث، یعنی «آیا ابرقدرتها خواهان سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی هستند» را باید از دو زاویه مختلف بررسی کنیم، یکی از دید زیربنایی که به عقیده من ریشه در رابطهی تاریخی ایران و ابرقدرتها داره، و از دید روبنایی که پرسمانها و گفتارهای سیاسی روزانه و سیگنالهایی است که اینجا و آنجا دیده میشود.
من در این بخش، بسیار کوتاه و فشرده، درباره مسیر شکلگیری اندیشه استقلال سیاسی و اقتصادی ایران در دوران پهلوی میگویم تا با نشان دادن روند رشد و تکامل اقتصاد و صادرات تولیدات ایران، و بر پایه این زمینه تاریخی، بدانیم آیا ابرقدرتها میتوانند خواهان بازگشت چنین حکومتی باشند.
فقط به عنوان نمونه، در سال ۱۹۷۷، - بر اساس آمار و دادههای بانک جهانی و تحلیلهای بینالمللی - تولید ناخالص داخلی ایران، - جیدیپی - حدود ۶۵ درصد بزرگتر از کره جنوبی بود. درآمد ایران در همان سال ۱۰ برابر چین بود.
حالا، تصور کنید اگر انقلاب اسلامی ۵۷ رخ نمیداد، ایرانِ امروز دقیقاً در چه جایگاه اقتصادی در رقابت با بازار جهانی کالاها قرار داشت. آیا چنین جایگاهی مورد قبول ابرقدرتها خواهد بود؟
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.