رفتن به محتوای اصلی
چهارشنبه 24 تیر 1405 - Wednesday, 15 July 2026

در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید

در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
در دشت غم‌انگیز عمر ما، هزاران خاطره تلخ به صف ایستاده‌اند. وقتی دست رو شانه‌هر کدام از آن‌ها می‌گذارم، چنان تازه‌اند که انگار زمان وقوع آن، همین دیروز بود و زندگی ما در گرو این خاطره‌هاست. خوشا سعادت کسانی که عملکرد نیک و آموزنده‌ای از خود به‌جا گذاشته باشند. الحق که "خواهر فاطمه" همیشه عزیز ما در زمره آنان است و زندگی پربارش، حتی برای نسل‌های آینده هم درس‌های فراوان دارد. روحش شاد و یادش گرامی باد.

❤️ در نهان‌خانه جانم گل یاد تو درخشید ❤️ 
🔶 از عزیزی یاد می‌کنیم که ایرانی نبود و با این‌که وظیفه‌ای در قبال آزادیِ کشور و مردم ما نداشت، سلاح به دست گرفت و برای آزادی ایران و ایرانی تا آخرین نفس جنگید و قهرمانانه جان باخت. می‌خواست بکشد که تا نکشند و در این راه جان باخت که تا دیگران زنده بمانند و طعم شیرینِ آزادی را بچشند.
✅  آری، از سو فان همیشه عزیز سخن می‌گویم که گفتار و کردار نیک او، درس‌های فراوان داشته و دارد. ❤️
خواهری مهربان، همرزمی با وفا، انسانی فرهیخته و شیرزنی بود که برای آزادی ایران و ایرانی تا آخرین نفس جنگید و قهرمانانه جان باخت. پدر و مادرش چینی بودند و خودش در پایتختِ کشور افریقایی "اوگاندا" به دنیا آمد. دورانِ ابتدایی را در مدارس آن شهر، یعنی در کامیالا، گذاراند و بعد از آن بود که به کشور انگلستان مهاجرت کردند. می‌گفتند که هوشش به "ماری کوری" هم طعنه میزد و در دانشگاهِ رشتۀ پزشکی، خوش درخشید. مدتی قبل از جریان موسوم به انقلاب، با اهداف سازمان مجاهدین خلق ایران آشنا شد و بعد از تشکیل انجمن دانشجویانِ هوادار مجاهدین، به آن تشکل پیوست و فعالیت حرفه‌ای خود را آغاز نمود. دو سال بعد از آن، سازمان مجاهدین خلق وارد "فاز نظامی" شد و او به فعالیتِ حرفه‌ای خویش شدّت بخشید. در جریان فعالیت دانشجویی، با یکی از کادرهای این سازمان ازدواج کرد و روشنگری‌های همسر مبارزش به وی انگیزۀ مضاعف داد. خودم با او و همسر شوخ طبع و دوست داشتنی‌اش در کردستان آشنا شدم ولی از تاریخ آمدن‌شان به خط مقدم، اطلاع دقیقی ندارم اما این را می‌دانم که قبل از تشکیل ارتش آزادیبخش ملی، به این بخش منتقل شدند. آن زمان‌ها همۀ ما اسم مستعار داشتیم و کمتر کسی اسم اصلی ما را می‌دانست. نمیدانم که کادرها و هواداران مجاهدین در خارج کشور او را به چه اسمی میشاختند ولی در کردستان او را "خواهر فاطمه" صدا می‌زدیم. بعد از مدتی، دختر کوچولو آنها را دیدم که خوشبختانه دختر موفقی است و همین دکتر حنیفه خیّری ( Hanifeh Khayyeri ) عزیز ماست که همچون مادر قهرمان و پدر مبارزش در دل همۀ ما جای دارد. ❤️❤️
بعدها که قرارگاه اشرف شکل گرفت، ما کمتر همدیگر را می‌دیدیم. آخرین بار او را در روزهای آخر خرداد 1367 در پایگاه عملیاتی دیدم. یک ماه و اندی بود که از قرارگاه دور بودم. عصرها برای اطلاعات و شناسایی عملیاتِ چلچراغ به داخل خاک ایران می‌رفتیم و صبح روز بعد، یعنی قبل از روشن شدن هوا، مجبور بودیم که به پایگاه مرزی برگردیم. این‌بار، وی را بعد از چندین ماه، و آنهم نه در قرارگاه، بلکه در این "پایگاه عملیاتی" دیدم. خوشحال بود و از شادی در پوست خود نمی‌گنجید. از دیدنش خیلی خوشحال شدم. در دلم گفتم، ای کاش این دیوار جنسیت وجود نمی‌داشت تا بتوانم او را بغل کرده و ببوسم. فارسی را بهتر از من صحبت می‌کرد. گفتم خواهر فاطمه، در پایگاه عملیاتی چه میکنی؟ با لبخند همیشگی و خیلی آروم گفت: ما را دست کم گرفتی؟ توپچی هستم! رباب بوبستانی و فرمانده مقدم ( مجاهد شهید رحیم حاج سید جوادی ) یکی - دو متری با ما فاصله داشتند و بعد از شنیدن این جمله، چنان با صدای بلند خندیدند که همه را متوجّه ما کردند. فرمانده مقدم گفت: " خواهر فاطمه، امرالله همچنان در عملیات گردانی مونده ". چند دقیقه‌ای با او بودم و از روحیه این شیر زن، روحیه گرفتم و این آخرین دیدار شد چونکه او در عملیات بعدی، یعنی در عملیاتِ فروغ جاویدان قهرمانانه جان باخت. یاد و خاطره‌اش گرامی باد. ❤️🌹 
🔷 کدام انسان شریف و آزاده‌ای است که در مقابل آزادگی و رشادت او سر تعظیم فرود نیاورد و به او افتخار نکند؟ او افتخار همه ماست. گفتار و کردار نیک وی، سرمشق و روحیه‌بخش همۀ ما بود. امیدوارم در ایران آزاد فردا، تندیسی از او ساخته شود و در بهترین نقطه شهر نصب گردد تا نام و یاد او برای همیشه زنده بماند. ❤️
✅  اسم اصلی "خواهر فاطمه" عزیز ما، Sue Fun بود. چند ماه بعد از جان باختنِ این شیرزنِ مجاهد خلق، آخرین خاطره‌ام را در بنگال انتشارات برای نسرین کوشالی، مریم فریدی، علی احمدی و مجیدرضا ابراهیمی تعریف کردم و علی همیشه عزیز ما گفت: خواهر فاطمه در کار مالی - اجتماعی هم توان بالایی داشت. یاد و خاطره مجیدرضا ابراهیمی ( مالک) و دکتر علی احمدی گرامی باد. ❤️🌹🌹❤️
🟣  منظور فرمانده مقدم از "امرالله همچنان در عملیات گردانی مونده" چه بود؟ البته او این جمله را به شوخی گفت. برادر مقدم با اینکه خیلی جدی و قاطع بود، خیلی شوخ طبع هم بود. کسانی که دوران شاه زندانی بودند می‌دانند که او یکی از محبوب‌ترین زندانیان سیاسی آن دوره محسوب می‌شد. روحش شاد ❤️ اما منظورش این بود که امرالله از لحاظ تکاملی رشد نکرده و در همان سطح قدیم باقی مانده و نمی‌داند که در این مرحله از انقلاب، زنان مجاهد خلق، همراه و همگام با مردانِ مجاهد در خط مُقدّم می‌جنگند.
🔻 روند تکاملی عملیات  🔻
✅ تیم و واحد عملیاتی
✅ گروه و دسته
✅ گروهان و گردان
✅ قرارگاه
✅ ارتش آزادیبخش
🔵 در آن زمان که برادر مقدم چنین گفت، عملیات ارتش آزادیبخشی بود. یعنی کل ارتش آزادی‌بخش در یک جبهه عملیات می‌کرد. در این مرحله زنان ارتش آزادی‌بخش که حدود سی و ینج درصد از پرسنل ارتش را تشکیل می‌دادند برای اولین بار وارد صحنه عملیات شدند و" عملیاتِ آفتاب " که در هشتم فروردین 1367 صورت گرفت، اولین عملیات کل ارتش آزادی‌بخش بود که امکانات زرهی هم داشت. در این عملیات تیپ ما " خط شکن " بود که یک دسته از خواهران هم در کنار ما بودند. بجاست که در اینجا یادی از مجاهد شهید حوریه ابوبی بکنم. فرمانده دلاوری که نشان از برادرش مجاهد شهید مهدی ابویی را داشت. جسور، بی‌باک و سرشار از عشق به ایران و ایرانی بود. حوریه و افراد تحت مسئولیتِ وی برای شکستن خطِ دشمن در عملیات آفتاب، از یک تیپِ دیگر، به تیپ ما پیوستند. حوریه قهرمان سرانجام در عملیات فروغ جاویدان جان باخت و به خواهر قهرمانش صدیقه ( فرشته) و برادر دلاورش مهدی ابویی پیوست. روح او، برادر و خواهرش شاد و یادشان گرامی باد. ❤️🌹🌹❤️
🟢 در دشت غم‌انگیز عمر ما، هزاران خاطره تلخ به صف ایستاده‌اند. وقتی دست رو شانه‌ هر کدام از آن‌ها می‌گذارم، چنان تازه‌اند که انگار زمان وقوع آن، همین دیروز بود و زندگی ما در گرو این خاطره‌هاست. خوشا سعادت کسانی که عملکرد نیک و آموزنده‌ای از خود به‌جا گذاشته باشند. الحق که "خواهر فاطمه" همیشه عزیز ما در زمره آنان است و زندگی پربارش، حتی برای نسل‌های آینده هم درس‌های فراوان دارد. روحش شاد و یادش گرامی باد.  ❤️🌹🌹❤️

برخی از نوشته‌هایم در سایت ایران‌گلوبال درج شد که اکثر آن‌ها افشاگری است. اگر می‌خواهید نگاهی به آنها هم بی‌اندازید، به اینجا کلیک کنید
برای دیدن و شنیدنِ افشاگری‌هایم که در یوتیوب آپلود شدند، به اینجا کلیک کنید

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

امرالله ابراهیمی

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!