ترامپ! 📢
بگو ببینم، واقعاً در این توهم زندگی میکنی که اگر تو نبودی، اسرائیل هم وجود نداشت؟! 🤨
بیا یک درس تاریخ کوتاه بدهم به هر کسی که این اراجیف تو را باور میکند:
🔹 ۱۹۴۸ – جنگ استقلال: ما تازه متولد شده بودیم؛ هنوز جوهر بیانیه استقلالمان خشک نشده بود که پنج ارتش عربی (مصر، اردن، سوریه، لبنان و عراق) به ما هجوم آوردند. یک کشور کوچک و ذرهبینی، بدون سلاح، بدون پول، در برابر امپراتوریها... و ما بردیم. تنها! 🦁
🔹 ۱۹۵۶ – عملیات کادش: مصر تلاش کرد ما را خفه کند، دنیا فقط تماشا میکرد، اما ما به همه یک درس بقا دادیم و تمام تهدیدها را متلاشی کردیم.
🔹 ۱۹۶۷ – جنگ ششروزه: دوباره همه متحد شدند تا ما را به دریا بریزند. اما بازی با یک شکست سنگین و تحقیرآمیز برای آنها تمام شد، طوری که کل دنیا هنوز هم در شوک است. تو اصلا این حجم از قدرت را درک میکنی؟
🔹 ۱۹۷۳ – جنگ یوم کیپور: یک غافلگیری بیرحمانه که موجودیت ما را نشانه رفت؛ پشتمان به دیوار بود و یک قدم با پرتگاه فاصله داشتیم، اما مثل شیر از آن بیرون آمدیم.
و از آن زمان تا کنون؟ این یک جنگ بیپایان بوده است؛ لبنان، انتفاضهها، حماس، حزبالله، و موشکهایی که بالای سر ما پرواز میکنند. این یک واقعیت خونین است که تو حتی نمیتوانی تصورش را بکنی. ما در برابر تحریمهای تسلیحاتی، بایکوتها و انزوای بینالمللی ایستادگی کردیم. 💪
پس خوب گوشهایت را باز کن دونالد! با تمام احترامی که برای کمکهایت قائل هستیم—که البته محترم است—یک لحظه هم دچار سوءتفاهم نشو. دولت اسرائیل با تو شروع نشده و قطعاً بدون تو هم تمام نخواهد شد! ما نسلها پیش از آنکه تو اصلاً به فکر ورود به سیاست بیفتی، اینجا بودیم و تا مدتها بعد از تو هم اینجا خواهیم بود. 🇮🇱
این حرفهایت؟ این تهدیدهایت؟ نمیدانم این هم یک بازی استراتژیک دیگر است، یک سیاستبازی حقیرانه، یا صرفاً جنون خودبزرگبینیِ مردی که عاشق تمجید از خودش است. اگر میخواستی نمایش راه بیندازی، آفرین، برای کسانی که تاریخ را نمیدانند عالی کار کردی. اما هر چیزی مرزی دارد. یک تفاوت عمیق میان «کمک به یک دوست» و «احساس مالکیت نسبت به او» وجود دارد.
🛑 ما فروشی نیستیم!
تشکر کنیم؟ حتماً. ما برای این ائتلاف، برای حمایتها و برای اینکه کنار ما ایستادی تشکر میکنیم و قدردانش هستیم. اما از اینجا به بعد؟ فرمان این کشتی دست خود ماست؛ دقیقاً همانطور که همیشه بوده است. 🚢
اگر تصمیم گرفتهای موجودیت ما را به یک بازی سیاسی-استراتژیک تبدیل کنی، بهتر است بدانی که ما بازیکنانی به مراتب قدیمیتر و باسابقهتر از تو هستیم. و این بازی را تا آخر ادامه خواهیم داد.
قوم اسرائیل زنده جاوید است! 💙🤍
Donald Trump For President
Donald J. Trump
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!
دیدگاهها
«بی بی نتانیاهو»، حقیقت ناب را میگوید.
درووود!
زمزمه ای از تونلهای «الله الجیوتین» در فاصله بین تهران و لبنان و نوار غزه!
آنچه که در رویداد جنگ دوازده روزه در باره اسرائیل، نسبت تاریخی اعراب و یهودیان، و نقش ایرانیان اصیل - نه صرفا دارندگان شناسنامه ایرانی، بلکه آنان که ایران را به مثابه یک مسئولیت تاریخی و فرهنگی درک میکنند - برای ایجاد صلح و دادگزاری، قبلا در همین سایت نوشتم، همچنان به اعتبار استدلالی خود پابرجاست. گذر زمان نه تنها از استحکام آن نکاسته؛ بلکه بسیاری از رخدادهای بعدی، بر وجوه مختلف آن، صحّه گذاشتهاند. از همان آغاز نیز آشکارا نوشتم که در معادله کنونی، تنها نیرویی که به شکلی واقعی و وجودی میتواند در کنار ایرانیان مخالف نظام جبّار و متجاوز و اشغالگر حاکم قرار گیرد، اسرائیل و جامعه یهودی است. این گزاره نه از سر احساس سیاسی؛ بلکه بر پایه تمایزی بنیانی میان دو گونه از کنش تاریخی استوار است؛ یکی کنش برخاسته از ضرورت بقا، و دیگری، کنش برخاسته از منافع قدرت. قدرتهای بزرگ، از جمله آمریکا، هر چند که ممکن است در مقاطعی معین و تحت شرایطی مشخص با خواستههای بخشی از ایرانیان همسو شوند، اما جهتگیری نهایی آنان همواره تابع منافع استراتژیک، توازن قدرت و ضرورتهای ژئوپلیتیکی خویش است. این موضوع نه استثنا؛ بلکه منطق ذاتی سیاست و دیپلماسی دولتهای بزرگ در تاریخ است. به همین دلیل، دوستی آنان تا جایی دوام میآورد که با منافعشان تعارض پیدا نکند.
امّا مسئله اسرائیل، دستکم از منظر کسانی که چنین می اندیشند، ماهیّتی متفاوت دارد. تفاوت اساسی میان مبارزهای که برای حفظ جان، موجودیّت و بقای یک ملّت صورت میگیرد و رقابتی که برای گسترش نفوذ، برتری اقتصادی یا موقعیّت راهبردی دنبال میشود، تفاوتی فقط سیاسی نیست؛ بلکه تفاوتی وجودی است. آن که برای بقا میجنگد، از ضرورت زندگی سخن میگوید؛ امّا آن که برای قدرت و هژمونی و برتری میجنگد، در قلمرو محاسبه و منفعت حرکت میکند. این دو را نمیتوان در یک ترازو سنجید. از این چشم انداز، رویارویی با ساختار ولایت فقاهتی فقط مسئله اسرائیل نیست. این موضوع، پیش از هر چیز، به سرنوشت خود ایرانیان مربوط میشود؛ یعنی ایرانیانی که خواهان رهایی از نظامی هستند که آن را مبتنی بر خشونت ایدئولوژیک، سرکوب و نفی آزادی میدانند و مصدر گیوتین اقتلویی و در کمتر از بیست ساعت، مُجری دیماهای پنجاه هزار نفر قتل عام کردن است. بنابر این، اگر هدف، برچیدن ساز و کارهای تولید خشونت و استقرار نظمی مبتنی بر کرامت انسانی و نگاهبانی از جان و زندگی انسانها باشد، این هدف پیش از آنکه یک پروژه خارجی باشد، ضرورتی درونی و تاریخی برای بخش بزرگی از جامعه ایران است. همگرایی میان اسرائیل و ایرانیانی که در پی چنین تحوّلی هستند، صرفا یک ائتلاف سیاسی موقّت نیست. ریشههای این همگرایی را میتوان در لایههای عمیقتر تاریخ، فرهنگ و حافظه تمدّنی جست و جو کرد؛ در پیوندهایی که فراسوی تحوّلات مقطعی و منازعات روزمره، قرنها دوام آوردهاند. به همین سبب، هر گونه همکاری میان دو سوی این همبستگی بسیار خجسته ایرانیان را با اسرائیل و یهودیان جهان نمیتوان تنها با معیارهای زودگذر سیاست روز سنجید.
بر همین اساس، تا زمانی که اهداف مشترک پابرجاست، این همگرایی نیز معنای خود را حفظ خواهد کرد. توافقهای دیپلماتیک، تغییر موازنه های منطقهای یا فراز و فرودهای سیاسی، هر چند که ممکن است شکل مناسبات را دگرگون کنند، اما تأثیری بر اصل مسئله ندارند؛ زیرا اصل مسئله، از منظر این نگرش، نه رقابت میان دولتها؛ بلکه نزاع میان دو شیوه متفاوت از فهم انسان، آزادی و حیات جمعی است. هر ملّتی در لحظات سرنوشت ساز تاریخ خودش ناگزیر است به این پرسش پاسخ دهد که در کنار چه ارزشهایی میایستد و برای حفظ چه چیزی مبارزه میکند. آینده را نه قدرتهای بیرونی؛ بلکه پاسخ صریح و مسئولانه ملّتها به همین پرسش بنیانی رقم میزند.
شاد زیید و دیر زیید!
فرامرز حیدریان