❗️در مقابل استراتژی بقای رژیم در صورت ادامه تفاهم با آمريکا ، اپوزیسیون چه خواهد کرد؟
پرسشهای سخت در برابر آینده ایران
❗️توجه
من و همسرم اینبار مهمان کیانوش در کپنهاک هستیم . ما بحث آزادی، پیرامون شرایط موجود، با توجه به بدنه جوان و قدرتمند اپوزیسیون پادشاهی خواهان و اینکه چه رویکردی شاهزاده به عنوان رهبر دوران گذار با توجه به قرارداد تفاهم داشته باشد، ساعتی را گفتگو کردیم . نتیحه این همنشینی را با ساختار بهتری با کمک هوش مصنوعی بدون تغییر یا اضافه گویی ، در زیر می خوانید.
▪️دوستان خواننده توجه داشته باشند که این یک گفتگوی آزاد است. ممکن است شرکت کنندگان در روزهای آتی نطر دیگری را مناسبتر بدانند .
من در زیر اینکه کدام شرکت کننده چه گفته است را در نظر نگرفتم ، آنچه مهم است ، محتوای گفتگو و طرح پرسشها است که همنظری وجود دارد.
🔴جمعبندی
اگر از نیتها و اهداف جمهوری اسلامی صرفنظر کنیم و صرفاً به واقعیتهای موجود نگاه کنیم، کاهش تنش و پرهیز از جنگ میان ایران و آمریکا که استراتژی سازش را پیش می برد ، را نمیتوان از منظر عقلانی رد کرد. حتی اگر انگیزه اصلی حکومت از پذیرش نوعی مصالحه، حفظ بقا و جلوگیری از فروپاشی باشد، باز هم جلوگیری از جنگی که میتواند خسارتهای انسانی و اقتصادی گستردهای بر جامعه ایران تحمیل کند، امری قابل دفاع است.
▪️با این حال، پایان یک رویارویی نظامی الزاماً به معنای حل بحران ایران نیست. اینکه روند کنونی در نهایت به صلحی پایدار، اصلاحات تدریجی یا صرفاً تثبیت موقت وضع موجود منجر شود، پرسشی است که پاسخ آن را آینده روشن خواهد کرد.
▪️آنچه امروز روشن است این است که تداوم وضعیت موجود و بقای ساختاری که با فقدان عمیق مشروعیت روبهروست، نمیتواند پاسخی پایدار به مطالبات بخش بزرگی از جامعه ایران باشد.
▪️پروژه تغییر رژیم با کمک نیروی خارجی ، دستکم در مقطع کنونی، به نتیجه نرسیده است. پنجرهای که در جریان جنگ و افزایش فشارهای بینالمللی گشوده شده بود، اکنون با نوعی تفاهم و عقبنشینی متقابل بسته شده است.
⛔️مردم ایران و اپوزیسیون در گشوده شدن یا بسته شدن این پنجره نقشی نداشتند.⛔️
▪️میلیونها ایرانیان داخل و خارج کشور ، به وعدههایی امید بسته بودند، که در عمل تحقق نیافت. ترامپ، مردم ایران را به مقابله با جمهوری اسلامی تشویق کرد و از حمایت سخن گفت، اما هیچگاه تغییر رژیم بر مبنای خواست مردم ایران مورد نظرش نبود ، او " تغییر" خود را می خواست . او همچنین بارها تأکید کرده بود، که تغییر حکومت در ایران، وظیفه و مسئولیت خود مردم ایران است.
▪️موضع شاهزاده رضا پهلوی نیز همواره روشن بوده است؛ سرنوشت حکومت آینده ایران باید به دست مردم ایران تعیین شود و هیچ نیروی خارجی نمیتواند جایگزین اراده ملی گردد.
در عین حال، واقعیت این است که سرکوب گسترده، کشتار معترضان، بازداشتهای وسیع و انسجام نسبی دستگاههای امنیتی و نظامی، امکان شکلگیری یک جنبش خیابانی فراگیر را در شرایط کنونی محدود کرده است. این به معنای پایان خواست تغییر نیست، بلکه نشاندهنده دشواری مسیر تحقق آن است.
▪️از سوی دیگر، جامعه ایران نمیتواند برای همیشه در انتظار گشایشهای خارجی یا وعدههای تحققنیافته باقی بماند. تورم، کاهش قدرت خرید، فقر، فساد ساختاری و ناامنی اقتصادی، زندگی روزمره میلیونها شهروند را تحت تأثیر قرار داده و به اولویت فوری آنان تبدیل شده است.
▪️اما بحران جمهوری اسلامی صرفاً یک بحران اقتصادی نیست. مسئله اصلی، فقدان مشروعیت سیاسی است. اعتراضات گسترده سالهای اخیر، از جمله جنبش زن، زندگی، آزادی، و اینک انقلاب شیروخورشید نشان داد که اکثریت مطلق جامعه، خواهان براندازی فرقه اشغالگر هستند .
▪️شکاف میان حکومت و مردم به اندازهای عمیق شده که حتی در صورت برخی تعدیلها و اصلاحات محدود، بازسازی نوعی مشروعیت نسبی، با موانع بسیار جدی روبهرو خواهد بود.
▪️به همین دلیل، امروز ایران ما با یک بنبست دوگانه مواجه است. از یک سو، راهبرد براندازی با اتکا به پنجره ای که نیمه باز شده بود، به نتیجه نرسیده است و از سوی دیگر، حکومت قادر نیست مشروعیتی برای عبور از بحرانهای انباشته خود را به دست آورد. نه براندازی محقق شده است ، و نه تثبیت پایدار وضع موجود ممکن به نظر میرسد. اینکه در آینده نزدیک چه پیش خواهد آمد، بویزه نارضایتی اسرائیل از توافق ، موضوعی است که نمی توان در موردش نطر قطعی داشت .
⛔️در چنین شرایطی، پرسش اصلی این است: چه باید کرد؟
▪️آیا برگزاری یک رفراندوم آزاد، شفاف و تحت نظارت سازمان ملل متحد میتواند راهی عقلانی برای خروج از این بنبست باشد؟ آیا میتوان از طریق مراجعه مستقیم به آرای مردم، درباره شکل حکومت، قانون اساسی و مسیر آینده کشور تصمیم گرفت؟
و مهمتر از آن، آیا ساختار قدرت موجود، در شرایطی که خود نیز با بحرانهای درونی و چشمانداز فرسایش تدریجی روبهروست، حاضر خواهد شد به چنین راهحلی تن دهد؛ حتی اگر هدف، جلوگیری از یک فروپاشی پرهزینه و حفظ آن چیزی باشد که هنوز از ساختار کشور باقی مانده است؟
▪️پرسش دیگر این است که آیا طرح مطالبه رفراندوم زیر نطر سازمان ملل و نهادهای آن میتواند به محور مشترک نیروهای مختلف اپوزیسیون تبدیل شود و توجه افکار عمومی جهان و دولتهای دموکراتیک را جلب کند؟
▪️آیا این مطالبه میتواند پنجرهای تازه بگشاید؛ پنجرهای که این بار نه با ابتکار قدرتهای خارجی، بلکه با ابتکار نیروهای سیاسی و مدنی ایران شکل بگیرد؟
▪️بیتردید، رفراندوم تحت نظارت بینالمللی، به جهات نظری راهحلی دموکراتیک است، اما در عمل تنها زمانی امکانپذیر میشود که یا بخشی از حاکمیت به آن تن دهد، یا توازن نیروهای سیاسی و اجتماعی کشور چنین امکانی را تحمیل کند. از این رو، طرح رفراندوم بیش از آنکه یک راهحل فوری باشد، یک هدف سیاسی و یک افق راهبردی برای عبور از بنبست کنونی است.
▪️شاید پاسخ قطعی برای این پرسشها وجود نداشته باشد، اما اگر قرار باشد ایران از چرخه خشونت، سرکوب، بحرانهای مزمن و چشماندازهای پرهزینه عبور کند، هیچ راهحلی پایدارتر از مراجعه به رأی آزاد مردم و پذیرش اصل حاکمیت ملی قابل تصور نیست.
پ- ن
اگر در سایه جنگ علیه ج.ا نتوانستیم رژیم را ساقط کنیم ، آیا دیگر راه حل ها را باید بسته بدانیم؟ طرح رفراندوم بارها و بارها به قدمت حیات فرقه اشغالگر مطرح شده بود. آنچه حرف آخر را می زند ، توازون قوا و تحمیل آن بر ساختار باقی مانده است نه درخواست از رژیم برای یک رفراندوم ، که نتیجه نهایی اینبار تعییر بنیادی و بزیر کشیدن نظم پوسیده موجود است .
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!