اژدرِ تاراجِ دی
تاراجِ دی
اژدرِ تاراجِ دی
سوز اسفند را
در نایِ بهار دمید.
کاکل ارغوانیِ خزان
جای گزین گیسوی سبز بهار شد.
آوای حق حق شباهنگ
به همه جا رسید و همه کس شنید.
جز
کفتار که لاشه خوار سفره ی درندگی بود .
و
کرکس که در کوهسار سرخ سنگ دلی
پرچم افراز تباهی وتاریکی
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
منوچهر برومند (م. ب. سها)
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!