اپوزیسیون، اختلافها و ضرورت یک قرارداد اخلاقی برای گذار از استبداد
در ماهها و سالهای اخیر، یکی از بحثهای مهم در میان نیروهای مخالف جمهوری اسلامی، موضوع «راه سوم» و نسبت آن با مبارزه برای گذار از حکومت بوده است. برخی جریانها خود را نماینده راه سومی معرفی میکنند که نه در کنار حکومت است و نه در کنار بخشی از اپوزیسیون. اما تجربه یک سال گذشته نشان داد که پراکندگی و چندپارگی اپوزیسیون، بیش از آنکه به تضعیف حکومت بینجامد، به آن امکان داد تا از شکافها بهره ببرد و انرژی نیروهای مخالف را در جدالهای درونی مستهلک کند.
فرصت تاریخی و پراکندگی سیاسی
در دورهای که جمهوری اسلامی زیر فشارهای شدید خارجی، بحرانهای داخلی و حذف بخشی از فرماندهان و سران خود قرار گرفته بود، این تصور در میان بخشی از جامعه شکل گرفت که امکان تغییر جدی فراهم شده است. روشن است که اپوزیسیون در شکلگیری آن شرایط بینالمللی نقشی نداشت، اما میتوانست در بهرهبرداری سیاسی از آن نقش ایفا کند. اگر نیروهای مخالف حکومت بر سر یک هدف حداقلی، یعنی گذار از جمهوری اسلامی، به تفاهم میرسیدند، شاید امکان تبدیل آن بحران به یک فرصت تاریخی بیشتر میشد.
دوگانهای که نمیتوان از آن گریخت
از نگاه نگارنده، در شرایط کنونی ایران دو جبهه اصلی وجود دارد: از یک سو حکومتی که با سرکوب، اعدام، محدود کردن آزادیها و بستن راه اصلاحات ساختاری، مشروعیت خود را از دست داده است؛ و از سوی دیگر مردمی که خواهان آزادی، کرامت انسانی و حق تعیین سرنوشت خویشاند. در چنین وضعیتی، اولویت نخست اپوزیسیون باید پایان دادن به استبداد دینی و فراهم کردن زمینه گذار به یک نظام دموکراتیک باشد.
این به معنای نفی تفاوتهای فکری و سیاسی نیست. طبیعی است که نیروهای سیاسی درباره شکل حکومت آینده، سیاست خارجی، اقتصاد، حقوق اقوام و مسائل دیگر دیدگاههای متفاوتی داشته باشند. اما این تفاوتها نباید به چند جبهه متخاصم تبدیل شود که بیش از حکومت، یکدیگر را هدف قرار میدهند. وقتی بخش عمدهای از انرژی اپوزیسیون صرف خنثی کردن و تخریب متقابل شود، نتیجه عملی آن چیزی جز تقویت حکومت نخواهد بود.
صلح، جنگ و واقعیت سیاست داخلی
پس از پایان تنشهای نظامی اخیر، برخی این وضعیت را فرصتی برای بازگشت به مبارزه مدنی و دموکراتیک دانستند. بدون تردید، پایان جنگ و دور شدن خطر درگیری نظامی برای مردم ایران و منطقه خبر خوبی است. جنگ بیش از هر چیز جان و زندگی مردم عادی را نابود میکند.
اما در کنار این واقعیت، باید به تجربه سیاسی جمهوری اسلامی نیز توجه داشت. این حکومت در مقاطع مختلف نشان داده که پس از عبور از بحرانهای خارجی، میکوشد با بازسازی دستگاه امنیتی و تشدید کنترل داخلی، موقعیت خود را تثبیت کند. امروز نیز نشانههایی از افزایش فشارهای امنیتی، ادامه اعدامها و کاهش حساسیت بینالمللی نسبت به وضعیت حقوق بشر در ایران دیده میشود. بنابراین خوشبینی صرف به «فضای پس از جنگ» بدون توجه به سازوکارهای قدرت در جمهوری اسلامی، میتواند خطرناک باشد.
نیاز فوری به یک قرارداد اخلاقی
مشکل اصلی اپوزیسیون ایران فقط اختلاف سیاسی نیست؛ فقدان فرهنگ همکاری سیاسی است. تا زمانی که هر جریان خود را تنها نماینده ملت بداند و دیگران را با برچسبهایی مانند «خائن»، «تجزیهطلب»، «نفوذی» یا «ضدملی» طرد کند، امکان شکلگیری یک جبهه فراگیر وجود نخواهد داشت.
به همین دلیل، پیش از هر ائتلاف سیاسی، اپوزیسیون به یک قرارداد اخلاقی نیاز دارد. قراردادی که حداقلهای رفتار سیاسی را مشخص کند:
- پذیرش حق موجودیت و فعالیت همه جریانهای دموکراتیک.
- پرهیز از توهین، تهمت، تخریب شخصیت و نفرتپراکنی.
- تفکیک نقد سیاسی از دشمنسازی شخصی.
- پذیرش اینکه هیچ جریان سیاسی مالک ایران نیست و آینده کشور را فقط مردم تعیین میکنند.
- تمرکز بر نقاط مشترک در مسیر گذار از استبداد، نه بر حداکثرسازی اختلافها.
چنین قراردادی به معنای حذف اختلافات نیست، بلکه به معنای تبدیل اختلاف به رقابت مدنی و سیاسی است؛ همان چیزی که پایه هر نظام دموکراتیک به شمار میرود.
ایران متعلق به همه است
ایران نه ملک یک فرد است، نه یک خاندان، نه یک حزب و نه یک ایدئولوژی. هیچ نیروی سیاسی حق ندارد خود را «تنها نیروی ملی» معرفی کند و دیگران را از دایره ایراندوستی بیرون براند. این نوع ادبیات، حتی اگر با نام میهندوستی بیان شود، در عمل بازتولید همان منطق اقتدارگرایانهای است که جامعه ایران دههها از آن رنج برده است.
راه برونرفت از بنبست کنونی، نه در یکدستسازی فکری اپوزیسیون، بلکه در پذیرش تکثر و ایجاد همکاری بر سر اهداف مشترک است. جامعه ایران متنوع است و آینده دموکراتیک آن نیز تنها بر پایه همین تنوع و همزیستی سیاسی میتواند ساخته شود.
جمعبندی
تجربه یک سال گذشته نشان داد که پراکندگی اپوزیسیون و غلبه ادبیات تخاصم، بیش از هر چیز به سود حکومت تمام شده است. اگر نیروهای مخالف جمهوری اسلامی نتوانند میان «اختلاف» و «دشمنی» تفاوت بگذارند، هر فرصت تاریخی نیز به فرسایش متقابل تبدیل خواهد شد.
امروز بیش از هر زمان دیگری، اپوزیسیون ایران به بلوغ سیاسی، گفتوگوی محترمانه و همکاری بر سر حداقلهای مشترک نیاز دارد. گذار از استبداد تنها زمانی ممکن میشود که نیروهای مختلف سیاسی بپذیرند آزادی و دموکراسی نه با حذف یکدیگر، بلکه با رقابت آزاد و احترام متقابل معنا پیدا میکند.
آنا یعقوبیان
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!