لازم دیدم در مورد تظاهرات با لباس ساواک توضیحات بیشتری بدهم. البته قبلا نوشته ام که این جوانان کم حوصله از سر خشم چنین فکری به سرشان زد و نباید جدی گرفت. ساواک البته یک سازمان ملی و لازم بود. و البته که در آن حقوق بشر رعایت نمیشد و شکنجه وجود داشت و شلاق. ولی یک سازمان ملی بود و اگر بد و خوبش را در ترازو بریزیم البته که خوبی هایش سنگین تر بود و به نفع کشور. اگر کشور سقوط کرد نتیجه کار کاپیتان کشتی بود که سکان بدست او بود. این که راهزنانی انقلابی به کشتی ریختند و تسخیر کردند خب ذات آنها تسخیر قدرت بود. کاپیتان چرا کشتی را از دست داد؟ ساواک هم وسیله دست کاپیتان بود. اگر خوب استفاده نکرد تقصیر وسیله نیست. از این بحث اخلاقی که بگذریم.. اصلا فرض را بر این بگذاریم که ساواک بنفع کشور و یک سازمان ملی بود. سوال اینجاست که آیا میشد به ساواک مدال رعایت حقوق بشر داد؟ خب در این روزگاری که همه حرف از دمکراسی و حقوق بشر میزنند آیا سازمان مناسب تری در دوران شاه وجود نداشت که بتوان استفاده تبلیغاتی کرد؟ مثلا سازمان خدمات اجتماعی زیر نظر اشرف پهلوی؟ یکی از دهها نهاد خیریه و هنری که یا اشرف پهلوی یا شهبانو در آنها دخیل بودند؟
سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی، (تأسیس ۶ اردیبهشت ۱۳۲۶) یک سازمان غیرانتفاعی خیریه به ریاست محمدرضا پهلوی و نیابت اشرف پهلوی بود که به ارتقای سطح آموزش و امور درمانی طبقات فقیر جامعه کمک میکرد. این سازمان با ۳۰۰ میلیون تومان بودجه مستقیم سالیانه و مدیریت بر ۱۲۰۰ میلیون تومان از خرج کردهای خیرین مردمی و با حدود ۲۵۰ مرکز درمانی در اواخر دهه هفتاد میلادی یکی از پنج سازمان خیریه بزرگ جهان بود.[۱]
تاریخچه
پس از جنگ دوم جهانی اشرف پهلوی که در شهر تردد داشت وضعیت نابسامان مردم و فقرا را مشاهده میکرد. او اینرا با برادر خود مطرح میکند و تصمیم میگیرند کاری انجام دهند. در ابتدا مرکزی ایجاد میکنند که به بچههای فقیر غذا میدادند و به آنها قالیبافی یاد میدادند. آنها از اتریش ۳۰ پزشک را به ایران میآورند و مراکز درمانی ایجاد میکنند. دکتر آشتیانی را به مدیریت این مرکز میگمارند و به تربیت پرستاران میپردازند و دولت اتریش نیز به کمک آنها میآید. درآمد بلیطهای بخت آزمایی (۲۵ درصد از فروش بلیطها سود خالص بود) که در اواخر به حدود ۷۰ میلیون تومان در سال میرسید به این سازمان اختصاص داده شد.
بعدها در اواخر دهه ۱۳۵۰ ش عبدالرضا انصاری مدیریت سازمان را بعهده گرفت. دکتر عالیخانی در زمینه آموزشی به کمک به این سازمان پرداخت. دکتر منوچهر گودرزی در مورد رسیدگی به مسایل اجتماعی مثل رسیدگی به خانوادههای بی سرپرست کمک کرد. خردجو مدیر عامل بانک توسعه صنعتی اقدام به سرمایهگذاری نقدینگیهای سازمان میکرد که از درآمد حاصله نیز کارهای خیریه سازمان جلو میرفت[۱]
هدف
بهبود وضع بهداشت کشور، درمان بیماران بی وسیله و بهبود حال نیازمندان بود که در کل سه رشته اساسی را در بر میگرفت:
خدمات بهداشتی و درمانی
خدمات فرهنگی و آموزشی
خدمات اجتماعی
مراکز آموزش حرفه ای
در دهه ۱۳۵۰ که شرکتهای چند ملیتی وارد ایران شده بودند تمرکز بیشتر بر آموزش تکنیسینهای حرفه ای نهاده شد. قراردادهای بینالمللی با موسسات خارجی بسته شد تا پرسنل مجرب برای کارهای فنی تربیت شوند.
همکاری با شرکت سونی برای آموزشگاه الکترونیک ۹۰۰۰ نفری در مشهد
همکاری با دانشگاه ام-آی-تی برای مرکز آموزشی شیراز
همکاری با اتریش برای مرکز آموزشی اصفهان
همکاری با آلمان برای مرکز آموزشی کرمان[۱]
کامیابی
سازمان بیدرنگ دست به کار شد و توانست وظیفههای انسانی و عامالمنفعه خویش را تا آخرین حد امکان به مرحله اجرا گذارد و افزون بر این روز به روز دامنه اقدامهایش را گسترش دهد و هر سال بر شمار مؤسسهها و چند و چون خدمتهایش در سراسر کشور بیفزاید.
نمونهکارها
مرکز پزشکی رضا پهلوی
بیمارستان فرح پهلوی
بیمارستان نکوئی قم
کارخانه داروسازی داروپخش
مرکز تحقیقات و مطالعات علمی داروئی و شیمی داروئی
آموزشگاههای حرفهای رضا پهلوی
آموزشگاه عالی پرستاری اشرف پهلوی
ختم کلام: اینها را از ویکی پدیا آوردم. آیا تبلیغ همین نمونه یا نمونه های مشابه برای تبلیغ برای پهلوی ها مناسب تر نیست تا ساواک؟ خدا عقل بدهد! بعد رفقا انتظار دارند که شاهزاده کلامش در اینها اثر کند.
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!