رفتن به محتوای اصلی
چهارشنبه 27 خرداد 1405 - Wednesday, 17 June 2026

ترامپ از رژیم ایران ولائی بازی خورد و ترامپ مردم ایران را بازی داد!

ترامپ از رژیم ایران ولائی بازی خورد و ترامپ مردم ایران را بازی داد!

ترامپ بالاخره با رژیم پاسداران جنایتکار کنار آمد.
مردم بیدفاع ایران با از دست دادن بهترین فرزندان و عزیران خود برای سرنگونی رژیم جنایتکار به انتظار یاری ترامپ که قول همکاری داده بود،نشستند امَا ترامپ با رژیم تبهکار به تفاهم رسید.
*دونالد ترامپ می‌گوید جزئیات یک «یادداشت تفاهم صلح» با جمهوری اسلامی به زودی اعلام می‌شود*
در مبارزه با رژیم جنایتکار زیادی به ترامپ اعتماد و اتکاء کردیم!
سربازان پیاده اغلب پشت تانکها حرکت می‌کنند تا از زره تانک به عنوان سپری در برابر آتش دشمن استفاده کنند که از همین تاکتیک مردم ایران در برابر رژیم ددمنش بدرستی استفاده کردند .
امَا در قاموس پیچیده ترامپ ،مردم هیچ نقشی ایفاء نمیکنند بلکه او به مثابه *مسیحا* برای حصول و رهائی همه بن بست ها ظاهر میشود.
ترامپ در کنار نتانیاهو در جنگ با رژیم پاسداران اسلامی،تانک بسیار خوبی بود و توانست صف شکنانه پیش برود اما او خود را بی نیاز از سربازان پیاده یعنی مردم می پنداشت.
ترامپ کشتار ۴۰ هزار نفر انسان بی گناه در ۱۸ و ۱۹ دی ماه سال گذشته توسط رژیم را به بهانه ای تبدیل کرد تا برنامه هسته ای رژیم اسلامی را نابود کند.
ُکُرنش ترامپ در برابر کره شمالی دارای سلاح اتمی را هرگز فراموش نمی کنیم که ترامپ چگونه به ملاقات رهبر دیکتاتور کره شمالی شتافت .
همانطوری که ترامپ توانست با رهبر دیکتاتور کره شمالی به تفاهم برسد و با او ملاقات کند با نمایندگان رژیم جنایتکار اسلامی نیز به تفاهم رسید.
رژیم اسلامی و ترامپ در برابر یک و دیگر کُرنش کردند و مردم قربانی وعده های دروغین ترامپ شدند.
در قاموس ترامپ ملغمه ای از نارسیسیم،مذهب و اقتدار پادشاهان گذشته فوران میکند.
ترامپ خود را پیروز در همه عرصه ها و زمینه ها می پندارد.
ترامپ هیچگاه نمی خواست سرنگونی رژیم اسلامی بدست مردم ایران صورت بگیرد بلکه او در مخُیله خود  سرنگونی آخوندها را بدست خویش ترسیم کرده بود تا قهرمان تاریخ گردد.  
خودپسندی ترامپ حد و مرزی ندارد!
یک روز با ایلان ماسک درگیر میشود و روزی دیگر با پاپ و این منش بسیار پیچیده همچنان مانند ناپلئون ادامه خواهد داشت.
بازی رژیم آخوندی با غرب ۴۸ ساله شد و مردم ایران بیهوده به انتظار سرنگونی رژیم بدست ترامپ نشستند!
سرکوب و اعدام مردم بیدفاع توسط رژیم جنایتکار افزایش یافته است.
در کنار همه اینها گرانی،فقر و تنگدستی نصف جامعه همچنان بیداد میکند. 
هشدارهای قابل تمدید ترامپ علیه بقایای رژیم ولایی برای جهانیان مُضحک و خنده دار شده است.
آیا ترامپ که مُدعیست امریکا دارای قوی ترین ارتش جهان است از تهدیدهای سپاه می هراسد؟
آیا بازگشایی تنگه هرمز برای امریکا قدرتمند کار دشواری است؟
سپاه پاسداران تهدید کرده در صورت آغاز مجدد حملات آمریکا به ایران، جنگ منطقه‌ای را به فراتر از منطقه خواهد کشاند!
سخنرانی های روزانه ترامپ با ایماء و اشاره در باره رژیم ایران برای تعقیب کنندگان سیاست های امریکا در قبال رژیم اسلامی دیگر کسل کننده و تکراری شده است.
ترامپ اعلام کرد که آمریکا در حال حاضر با *افراد خیلی خوبی* از طرف ایرانی مواجه است که *استعداد و قدرت ذهن* دارند؛ افرادی که به گفته او جایگزین رهبران پیشین ایران شده‌اند.
امریکا موقعی ماجرای آتش بس را راه انداخت که اسرائیل داشت کمر رژیم را خم میکرد و رژیم هنوز تنگه هرمز را نبسته بود!
حملات سیستماتیک اسرائیل به پناهگاههای سپاه و بسیج در خیابانها قدرت نظامی رژیم ولایی را منهدم کرده بود و رژیم در حال فروپاشی قرار گرفته بود اما ترامپ هنوز موافق سرنگونی نظام ولایی نبود چون سیاست های درازمدتی را در منطقه خاورمیانه و جهان دنبال میکرد.  
ترامپ بنابر نقشه های تعین شده برای اقتصاد جهانی نمی خواست رژیم ولایی بسرعت سرنگون شود.  
*همزمان جزئیات بیشتری از آخرین مکالمهٔ تلفنی دونالد ترامپ با بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، در رسانه‌های آمریکا منتشر شده است که حاکی از اختلاف نظر این دو شریک جنگ با ایران است*
چرا پاکستان بعنوان متحد کشورهای اعراب منطقه خلیج فارس مانند عربستان به واسطه گری با امریکا روی آورده است؟
همه کشورهای عربی استقلال خود را بطور تاریخی پس از جنگ جهانی اوَل و دوَم مدیون انگلستان هستند و در عین اتحاد با امریکا امَا همچنان از سیاست گذاری های لندن پیروی میکنند.
پاکستان نیز در سایه حمایت های انگلستان به استقلال دست یافت و عضو کشورهای مشترک المنافع تحت ریاست انگلستان قرار دارد و با اشاره سیاستمداران لندن به واسطه گری بین ایران  و امریکا روی آورده است.
تاکتیک های فریبنده رژیم آخوندی تا به امروز ادامه دارد و هم اکنون با جناح بازی ظاهری در حال فریب دونالد ترامپ هستند.
تنها کشوری که فریب آخوند ها در آنها کارساز نیست،اسرائیل است.
پس از فاجعه ۵۷ وقتی آخوندها در کنار بازاری ها به حاکمیت رسیدند،
پدران و مادران ما که  روزگار پر تجربه ای را پشت سر گذاشته بودند، همواره میگفتند،
* مگر آخوندها می توانند حکومت کنند*
اما همگان شاهدیم که آخوندها با سرکوب، کشتار، مذاکره، مسامحه  با غرب و جناح سازی های مصنوعی به چهل هشت سالگی حکومت خود دست یافتند!
یکی از شگردهایی که آخوند ها بکار گرفتند تا کشورهای غربی و مردم را فریب دهند این بود که حکومت را به چندین جناح تقسیم کردند و حکومت را یکپارچه پیش نبرُدند.
رژیم ولایی در میان خود آلترناتیو سازی مصنوعی و بظاهر جدی پی ریزی کرد.
روزنامه ها را به تندرو و میانه رو تقسیم کرد.
کانالهای تلوزیونی را به چندین شبکه ارتقاء داد تا مردم پای تلوزیون بنشیند تا مشغول به تماشای برنامه های فکاهی،سیاسی،اجتماعی و انتقادی بشوند.
مردم را با جناح سیاسی معتدل و اصلاح طلب فریب دادند و آنها را به پای انتخابات گوناگون مجلس شورای اسلامی ، ریاست جمهوری و شوراهای شهری کشاندند!
شاه از این استعداد برخوردار نبود که توده های مردم را با انتخابات و احزاب ملتزم به حاکمیت فریب دهد اما آخوندها با براه انداختن جناح های تندرو و میانه رو، کشورهای غربی و مردم را مشغول به تماشای نمایشات خود نمودند!  
رژیم ولایی که ذره ای به ایرانیت و ملی گرایی اعتقادی نداشته و ندارد و آنرا حرام می داند و تنها به اسلام گرایی تکیه دارد اما در روزهای ُپرخطیر مردم را با شعارهای میهن پرستی دروغین فریب می دهند.
رژیم ولایی پس از ۴۸ سال حکومت فاجعه بار و کشتارهای مختلف که اوج آن در ۱۸،۱۹ دی ماه سال گذشته مرتکب گردید ، اینک مردم ایران به بیداری و آگاهی کامل رسیده اند و خواستار سرنگونی رژیم ولایی و اسلامی شدند و دیگر هیچ نیرویی نمی تواند آرای مردم مبنی بر پایان رژیم جهالت و ارتجاعی ولایی را تغییر دهد.

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

کیانوش توکلی

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد! 

دیدگاه‌ها

فرامرز حیدریان
فرامرز حیدریان

دروود بر آقای مستشار گرامی،
تحشیه ای از زیر و بمهای قایق سرگردان در اقیانوس دربدری و فلاکت ایرانیان ازهمگریز!

صحبتهای شما – و بی شک، کثیری امثال شما - آکنده از خشم، سرخوردگی، احساس خیانت، و فروپاشیِ یک اتکای روانی -سیاسی هستند. بسیاری از کسانی که خود را «افشاگر» مینامند، در عین حال، حاملِ همان توهّماتی هستند که ظاهرا علیه آن میجنگند. شما میخواهید رفتارها و صحبتها و مواضع ترامپ را نقد کنید، امّا هنوز در اسارت همان مالیخولیای «منجی‌گرایی» باقی مانده اید؟. شما و امثال شما از دست ترامپ خشمگین هستید نه صرفا چون ترامپ امپریالیست یا قدرت‌ طلب است؛ بلکه چون «منجیِ ایده آلی شما»، آنگونه که میخواستید عمل نکرده است من از روز اول در همین سایت ایرانگلوبال نوشتم و گفتم که ترامپ، شخصیتش مثل «تارتوف» است. هیچکس نیز دنبال این نرفت که ببیند «تارتوف مولیر»، کی بود و چیکار کرد تا متوجّه رفتارها و گفتارهای ترامپ بشود. در ثانی، ترامپ از روز اول، برنامه اش مشخّص بود [First America]. اینکه ما ایرانیان، چه رویاهایی در سر داشتیم و داریم، برنامه او نبود. من در همین سایت ایرانگلوبال، یک بار با استناد کردن به محتوای فیلمی که گویا از آثار «جک لندن» اقتباس شده بود، به موقعیّت خود ما ایرانیان و استفاده از امکانهای پشتیبانی بیرونی برای ساقط کردن حکومت فقاهتی اشاره کرده بودم. ولی مطمئنم که هیچکس متوجّه منظور من نشد. سئوال اینست که چرا ملّتی باید آزادی خویش را در اراده‌ یک سیاستمدار خارجی جستجو کند؟. چگونه ممکن است مردمی که خواهان رهایی‌ هستند، همچنان در ناخودآگاهبود سیاسی خود منتظر «قهرمانِ بیرونی» بمانند؟. آیا این خودش نشانه‌ای از استمرار همان زنجیر استعباد و استبداد نیست؟. شما، ترامپ را به نارسیسیسم متّهم میکنید، امّا خودتان نیز گرفتار نوعی «روانشناسی نجات» هستید؛ گویی تاریخ تنها با ظهور قهرمانان پیش میرود. یک روز نادرشاه، یک روز خمینی، یک روز ترامپ، و شاید فردا شخصیّتهای دیگر. این دقیقا همان چرخه‌ایست که جوامع استبداد زده را بارها به سقوط کشانده است. اپوزیسیونهای ایرانی - منهای شاهزاده رضا پهلوی و پادشاهی خواهان - هنوز در کودکستان در حال دست و پا زدن هستند و آنقدر بالغ نشده اند تا بفهمند ایران و مردمانش در چه وضعیّت هولناکی گرفتار شده اند تا بخواهند که برغم اختلاف عقیده در کنار یکدیگر بایستند و مام میهن را از چنگال ولایت سفّاکان خونریز به در آورند. دنبال چی میگردید آقای مستشار؟.
مسئله فقط ترامپ نیست. مسئله اینست که چرا ذهن سیاسیِ بخشی از جامعه ایرانیان هنوز نمیتواند آزادی را بدون «مُنجی» تصور کند؟ در نظر شما، مردمان بیشتر به‌صورت «سرباز پیاده» تصویر میشوند. توده‌ای که باید پشت تانک قدرت حرکت کند. اما این استعاره، ناخواسته حقیقتی هولناک را افشا میکند. در این نگاه، مردم هنوز «فاعل تاریخ» نیستند؛ بلکه ابزارند. من میپرسم که چرا مردم باید پشت تانک حرکت کنند؟ چرا خودِ مردم نباید سرچشمه‌ قدرت باشند؟. شما رژیم اسلامی را به فریبکاری متهم میکنید؛ چنانکه گویی تمام سیاستهای پسمانده های گیوتین الهی فقط محصول «شیّادی آخوندها» بوده است. حقیقت اینست که شما، اسلامیّت را نمیشناسید. اسلام از الف تا یای آن بر شیّادی و فریب و کثافت و اعدام و تجاوز و غارت و به طور کلّی، جمیع رذالتهای بشری ساخته شده است. اسلامیّت هرگز دین نیست؛ بلکه مانیفست تباهی و جنایت است و آخوند نیز متصدّی اجرای مفاد مانیفست جنایت و خونریزی. شما چه توقعی از آخوند دارید؟. تازه این یک طرف قضیه است. باید پرسید که اگر حکومتی نزدیک به نیم‌ قرن دوام می‌آورد، آیا فقط با فریب دوام آورده؟ یا باید شجاعت آن را داشت که در باره‌ ساختارهای عمیقتر فرهنگی، روانی، اقتصادی و تاریخی پرسشگری کرد؟ آیا استبداد فقط در حکومت است؟ یا در تربیت خانوادگی، در تقدیس رهبر، در میل به اطاعت، در ترس از آزادی، و حتّا در زبان سیاسیِ اپوزیسیونها نیز حضور دارد؟ شما، آخوندها را به «نمایش جناحها» متّهم میکنید. اما آیا خودِ جامعه نیز عاشق نمایش نیست؟. جامعه‌ای که سالها به جای سازماندهی عقلانی، به هیجان، شایعه، قهرمان‌پرستی و نفرت ‌ورزی پناه برده، چگونه میتواند صرفا قربانی دانسته شود؟.
شما میگویید تنها کشوری که فریب آخوندها را نمیخورد اسرائیل است. این جمله، نه تحلیل ژئوپلیتیک؛ بلکه نوعی مطلق پنداری سیاسی است. هیچ دولت مدرنی بر اساس حقیقت اخلاقی عمل نمیکند. همه دولتها در نهایت تابع منافعند، نه عواطف انسانی. ترامپ، نتانیاهو، جمهوری اسلامی، روسیه، چین، اروپا ، همگی در منطق چارچوبهای قدرت بازی میکنند. سیاست جهانی، میدان اخلاق نیست؛ بلکه میدان توازن منافع است. من از همان ابتدای جنگ دوازده روزه تا همین امروز نوشته ام و گفته ام که در خاورمیانه، تنها دوست صمیمی مردم ایران به دلیل پیوندهای تاریخی و فرهنگی فقط «اسرائیل و یهودیان» هستند. ما باید در کنار اینها بمانیم؛ زیرا سرنوشت ما ایرانیان و یهودیان به هم پیوسته است و در سراسر دنیا، تنهای تنها هستیم و هیچکس را سوای خودمان نداریم. آمریکا فقط میتواند در شرایطی که جمهوریخواهان به قدرت برسند، فقط مقطعی از ما و اسرائیل حمایت کنند. همین. امّا کسی که هنوز انتظار دارد قدرتهای جهانی برای آزادی ملتها بجنگند، ماهیّت سیاست واقعی مدرن را نفهمیده است. شما و کثیری امثال شما از «خیانت ترامپ» سخن میگویید، امّا شاید مسئله اصلا خیانت نباشد. شاید مسئله این باشد که ترامپ و تیمش هیچگاه وعده‌ای را که مردم در ذهن خود ساخته بودند، نداده بود. گاهی انسانها قربانی دروغ سیاستمداران نمیشوند؛ بلکه قربانی توهّمات خود در باره‌ سیاستمداران میشوند. شما تصور میکنید اگر پسمانده های رژیم همین الان، سقوط کنند، حقیقت، آزادی و دادگزاری و نظم دلخواه به‌طور خودکار متولّد خواهند شد. حتّا زنده یاد «مانوک خدابخشیان» در پیشگوئیهایش علنا گفته است که «ترامپ» بدهکار مردم ایران نیست. ما هستیم که باید از شرّ حکومت الهی، خودمان را آزاد کنیم و میهنمان را بازپس بگیریم؛ چنانچه شیفته آزادی هستیم و دلباخته میهن. انقلابها و خیزشها و طغیانها و مقاومتها اغلب زمانی شکست میخورند که فقط أراده برای «نفیِ دشمن» دارند؛ امّا «فلسفه‌ آزادی» ندارند. نفرت، هر چند میتواند ویران کند، اما به‌ تنهایی قادر به ساختن جامعه‌ای آزاد نیست.
من میپرسم که آیا مشکل فقط «آخوندها» هستند؟ یا نوعی ساختار ذهنیِ ریشه‌دار که هر بار با چهره‌ای تازه بازمیگردد؟. مشکل ایران فقط رژیم نیست؛ مشکل، فرهنگی و تاریخی از وابستگی به قدرت است. آزادی پروژه‌ای جمعی و دردناک است، نه هدیه‌ای از سوی حکومتها و ابرقدرتها. اشتباه بزرگ بخش حدّاکثری از اپوزیسیونهای ایرانی این بود و هنوزم هست که ترامپ را نه به‌ عنوان سیاستمداری در چارچوب منافع آمریکا؛ بلکه به ‌عنوان منجی تاریخی ایران دید. امّا سیاست جهانی، اخلاق شخصی نیست. دولتها نه دوست ابدی دارند و نه دشمن دائمی؛ بلکه فقط منافع دائمی دارند. ترامپ اگر با جمهوری اسلامی مذاکره کند، همان کاری را میکند که هر قدرتی در تاریخ کرده است. معامله برای حفظ توازن قدرت. خشم واقعی باید متوجّه ذهنیّتی باشد که هنوز اسیر فانتزیبافیها هست. ما ایرانیان عادت داریم که مشکلات خودمان را به گردن دیگران بیندازیم تا از تکلیفی که برای رفع مشکلاتمان داریم، آسوده خاطر شویم و دیگران بیایند مسائل ما را حلّ و فصل کنند. قرنهای قرن گفتند و نوشتند و شایع کردند که علّت سقوط حکومت ساسانیان، حمله اعراب بود. امّا هیچکس تا امروز - من فعلا یک استثناء هستم - نگفته و ننوشته است که سقوط ساسانیان، کار خود ایرانیان عزیز بود که اعراب را وسیله گرفتند. هنوز میگویند و مینویسند که سقوط شاه فقید، کار «کنفرانس گوادلوپ» بود و فلان و بیسار. هیچکس نمیخواهد بپذیرد که سقوط شاه، محصول هنر فیلمسازی خود ایرانیان بود که بیگانگان از آن بهره برداری کردند و در بعضی جاها، کارگردانی و تدارکاتش را به عهده گرفتند. الان نیز من همچنان میگویم و تاکید میکنم، کما فی السّابق که پسمانده های حکومت گیوتین الله به هیچ وجه من الوجوه نمیتوانند به فرض توافق ترامپ و پیامدهای آن به همان وضعیّتی برگردند که قبل از فاجعه دیماه بر ایران، حاکم بود. محال است. مخصوصا با این اعدامها و قطعی اینترنت و فلاکتی که در ایران حاکم است و شوهای کثیفی که حکومت با نیابتیها هر شب در خیابانها به راه انداخته است. در ایران – چنانچه توافقی صورت گیرد – فقط حکومت نظامی برقرار خواهد شد که هر روز درگیر با مردم خواهد بود. اینطور نیست که عده ای تصوّر کنند، أوضاع به حالت عادی قبل از دیماه خونین بازخواهد گشت و همه چیز عادی خواهد شد. محال است.
کسانی که میخواهند کاری برای ایران کنند، باید همانطور که گفتم در کنار «شاهزاده رضا پهلوی و پادشاهی خواهان» برغم تمام ضعفهایی که دارند، بایستند و انتقادهای راهگشا کنند و هرگز از برگزاری تظاهرات و آکسیونها و اعتراضها واپس ننشینند تا پسمانده های فقاهتی و مردم جهان بدانند که معضل ایران، معضل تنگه هرمز و خزعبلات مشابه نیست؛ بلکه مسئله «آزادی یک ملّت در جامعیّت وجودی» از شرّ گیوتین خونریز الهیست. این موضوع را یا اپوزیسیونهای پراکنده که شغل شریف خود را فقط خصومت و کینه توزی و نفرت پراکنی علیه شاهزاده و سلسله پهلوی میدانند، بالاخره خواهند فهمید و راه را از چاه تشخیص خواهند داد و سفت و سخت در کنار شاهزاده و پادشاهی خواهان با پرنسیپ سنجشگری، نه گریختن و انشعاب بازیهای کودکانه و سپس خصمانه رفتار کردن میایستند تا سرنگونی و عزل و خلع و در بند کردن پسمانده ها و گیوتینداران الهی و سپس برگزاری انتخابات آزاد یا اینکه این قافله فاجعه بار به نابودی ایران و ایرانیان مختوم خواهد شد. راه سومی، هرگز وجود ندارد. اگر هست: این گوی و این میدان.
شادزی و دیر زی!
فرامرز حیدریان

ی., 24.05.2026 - 11:04 پیوند ثابت