رفتن به محتوای اصلی
سه‌شنبه 19 خرداد 1405 - Tuesday, 9 June 2026

الحمدولا که بخشی از ایرانیان متحد شدند

الحمدولا که بخشی از ایرانیان متحد شدند

 

 یادتان می آید پس از انقلاب نیروهای سیاسی چگونه از هم جدا میشدند و چگونه دشمن هم میشدند؟ یادتان می آید که در هر شهر خارج از ایران که ایرانیان فعال سیاسی باهم گروه تشکیل میدادند به نیم سال نمی کشید که گروه، انجمن، نشست یا هرچه بود متلاشی میشدند و اعضایش با هم دشمن خونی و حتا در خیابان هنگام برخورد جواب سلام یکدیگر را هم نمیدادند و راه شان را کج می کردند؟ یادتان می آید که در خیابان در مقابل خیل تظاهرات چپی و مجاهد در خیابان های اروپا سلطنت طلبان بندرت سرشان را از پشت درخت بیرون می آوردند؟ از آن روزگاران 40 سالی گذشت. تا همین 5 سال قبل هم هنوز جنگ و دعوای جمهوریخواهان نقل محافل شان بود و سرکوفت که کی بود که شعار داد سپاه را به سلاح سنگین مجهز کنید؟ همش دعوا همش کشاکش. 

از 5 سال گذشته با تیمی که اطراف شاهزاده را گرفتند حرکت های شاهزاده از جمود خارج شد و جان تازه ای گرفت. گروهی جوان تازه نفس که جوانی شان را در سیاست گذرانده بودند و قبلا در راهروهای انتخاباتی اصلاح طلبان کار میکردند و این کاره بودند مشاور شاهزاده شدند. این بچه های تیز و حاذق توانستند بسرعت وضعیت شاهزاده و هوادارانش را آسیب شناسی کنند و نقاط قوت شاهزاده را تقویت کردند. نتیجه اش شد کمپین وکالت به شاهزاده، تلاش نشست یورک تاون - اگرچه شکست خورد اما راه را برای آینده تصحیح کرد». همایش مونیخ و از پس آن تظاهرات چندصد هزار نفره ایرانیان اگر نتیجه مشورت این جوانان با شاهزاده نبود پس چه بود؟ چرا شاهزاده و مشاورانی مانند آقایان اعتمادی و رامین پرهام و امیر طاهری و تقی زاده و سایر مشاوران سابق از پس چنین کاری بر نیامدند. 

مشکل در شاهزاده و تیم او نیست. مشکل در عقده و حسادت این حضرات است. از دم حسود هستند. هرچه در مورد ایران می گویند و این که فلان حرکت شاهزاده یا مشاورانش به نفع مبارزه نیست همه چرندیاتی برخاسته از حسادت و عقده است. یک بخش آن قابل درگ است. خب.. آدم امید می بندد و میخواهد در رهایی ایران سهمی در کنار شاهزاده داشته باشد بعد که شاهزاده به هر دلیلی عذر او را میخواهد طرف تبدیل به دشمن میشود. 

نکته جالب این مشاوران سابق این است که در کنار این دشمنی با شاهزاده یاد گرفته اند که دیگر باهم دشمن نباشند. از 5 سال قبل به این سو دیگر ندیدیم که یک انجمن یا گروه سیاسی یا حزب انشعاب کند بجز حزب مشروطه ایران که گروهی با عنوان حزب مشروطه نوین ایران به دلایل اختلافات درونی از حزب مشروطه ایران جدا شدند. اما این دو حزب بر خلاف جمهوریخواهان باهم دشمن نشدند و سایه یکدگیر را با تیر نزدند. ولی سایرینی که از همکاری با شاهزاده کنار نهاده شدند دیگر دیده نشد که باهم جنگ کنند. از تقی زاده بگیر تا حجت کلاشی، رامین پرهام، تقی زاده، امیر طاهری و اعتمادی و ... بقیه ای که شده اند جمع اضداد. این خیلی زشت است که اینها بجای درگیری با رژیم اسلامی وقت شان را به ایردا گرفتن از شاهزاده اختصاص داده اند. 

در سیاست کار صددرصد به صلاح نداریم. در شرایط اپوزیسیون میتوان از راه اصلاحات یا جنگ یا شورش مردمی رژیم را سرنگون کرد و مردمان حق دارند هرکدام راهی را بنا به مقتضیات زمانه برگزینند. آیا این راهی که همه بر میگزینند صد در صد راه صحیحی است؟ البته که خیر صد درصد تصمینی نیست! لذا باید راهی را پیمود که امکان شدن آن بیش از بقیه راههای درست باشد. همه راه های درست را نمیتوان همزمان پیمود. نتیجه این که بجای ایراد گیری از شاهزاده از تصمیمات او هرچند با مقداری اشکالات حمایت کنیم. از کارهایی که او می کند حمایت کنیم. شاهزاده تهدید نیست او وسیله ای برای رسیدن به صندوق رای است. ما هم کودک نیستیم که شاهزاده بخواهد سر ما کلاه بگذارد و جرزنی کند. اصلا برای چه بخواهد چنین کاری کند؟ 

این مشاوران سابق اگر امروز در کنار شاهزاده بودند از راهبردهای او حمایت می کردند حتا اگر آن راهبرد را کاملا به صلاح نمیدانستند و ایراداتی داشتند. بهرحال «شترها باید بروند» و رژیم سقوط کند. این گروه اما امروز از خشم شان به شاهزاده میتازند و نه مصالح ایران. و این بسیار زشت است که حسادت این ها به حرکت مردم صدمه بزند. 

این جمع اضداد مخالف شاهزاده در یک امر از همه امور بیشتر اشتراک دارند و در قبال آن همه اختلافات و پدرگشتگی قبلی را فراموش کرده اند و دیگر انشعاب نمی کنند و پیگیر نیستند و یکدیگر را خراب نمی کنند و گرد هم جمع میشوند و سر قبر ساعدی دف میزنند و هدف یک چیز است: حتا اگر به قیمت تثبیت همیشگی رژیم، سپاه و آخوند بر کشور هم منتج شود شاهزاده نباید باعث سقوط رژیم شود. 

سپاهی، ملا، بسیجی، مخالف شاهزاده، پیوندتان نامبارک و امید که از صحنه سیاست ایران و صدمه به این کشور زیبا محروم و محو شوید. 

خاک بر سرشان

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

محسن کردی

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!