رفتن به محتوای اصلی
چهارشنبه 27 خرداد 1405 - Wednesday, 17 June 2026

بهزاد فراهانی و اعتراف تلخ یک نسل؛ ایران را ویران کردند و هنوز افتخار می‌کنند

بهزاد فراهانی و اعتراف تلخ یک نسل؛ ایران را ویران کردند و هنوز افتخار می‌کنند

وقتی فاجعه را هنوز افتخار می‌دانند؛ 

اظهارات اخیر بهزاد فراهانی شاید یکی از عریان‌ترین نمونه‌های ذهنیت ویرانگری باشد که ایران را به فاجعه ۱۳۵۷ رساند. او با لحنی پر از تحقیر و ادبیات لمپنی گفته است:
«ما بیضه‌اش را داشتیم، شاه را آوردیم پایین. شما دارید؟»

این جمله فقط یک توهین ساده یا یک لاف خیابانی نیست؛ این جمله خلاصهٔ تمام تفکری است که کشوری در حال توسعه را به دست افراط‌گرایی، آشوب و استبداد مذهبی سپرد.

مشکل دقیقاً همین‌جاست؛ نسلی که ایران را وارد یکی از تاریک‌ترین دوران‌های تاریخ معاصر کرد، هنوز نه‌تنها از عملکرد خود شرمسار نیست، بلکه همان ویرانی را «افتخار» می‌داند.

چه چیزی را پایین آوردید؟
کشوری که در منطقه قدرت اقتصادی، نظامی و صنعتی بود؟
کشوری که دانشگاه، زیرساخت، ارتش مدرن، رشد اقتصادی و اعتبار بین‌المللی داشت؟
کشوری که گذرنامه‌اش اعتبار داشت و میلیون‌ها نفر از کشورهای اطراف حسرت سطح زندگی مردمش را می‌خوردند؟

انقلابیون ۵۷ تصور می‌کردند صرف تخریب یک نظام، مساوی آزادی است. اما آنچه ساختند، حکومتی شد که ده‌ها هزار اعدام، سرکوب، فقر، فساد سیستماتیک، نابودی محیط زیست، سقوط ارزش پول ملی و فرار گسترده نخبگان را به ایران تحمیل کرد.

و حالا، بعد از نزدیک به نیم‌قرن، یکی از همان چهره‌ها هنوز با افتخار از «پایین کشیدن» حرف می‌زند؛ گویی سیاست یعنی عربده‌کشی، نه مسئولیت‌پذیری.

نکته تأسف‌بارتر این است که آقای فراهانی ظاهراً هنوز متوجه نشده شجاعت سیاسی با خشونت‌طلبی و هیجان کور تفاوت دارد. جوانان امروز ایران، همان‌هایی که در آبان ۹۸، دی ۹۶ و خیزش زن، زندگی، آزادی کشته شدند، شجاعتشان را هزار بار بیشتر از نسل شعارزدهٔ ۵۷ ثابت کرده‌اند. تفاوت اینجاست که نسل امروز، دست‌کم بخشی از تجربه تلخ گذشته را دیده و می‌داند سقوط یک حکومت بدون برنامه، بدون رهبری ملی و بدون نقشه برای فردای کشور، می‌تواند ایران را وارد جهنمی تازه کند.

نسل انقلاب ۵۷، به‌ویژه بخشی از چپ‌های آن دوران، سال‌ها با شعارهای توخالی، نفرت ایدئولوژیک و تحلیل‌های کودکانه، جامعه را به سمت انفجار بردند. آنان به مردم وعده آزادی و عدالت دادند اما نتیجه، حکومتی شد که حتی نفس کشیدن را هم کنترل می‌کند.

امروز بسیاری از همان چهره‌ها یا سکوت کرده‌اند یا تلاش می‌کنند نقش خود را تطهیر کنند. اما بعضی‌ها مانند بهزاد فراهانی هنوز در همان فضای ذهنی دهه پنجاه مانده‌اند؛ فضایی که در آن، تخریب یک کشور نشانه «مردانگی» تلقی می‌شود.

این دقیقاً همان ورشکستگی فکری است که ایران را نابود کرد.

اگر فهم سیاسی وجود داشت، امروز به‌جای لاف‌زدن درباره «پایین کشیدن شاه»، دست‌کم اندکی مسئولیت‌پذیری دیده می‌شد. اگر شعور تاریخی وجود داشت، کسی بعد از چهل‌وهفت سال حکومت جمهوری اسلامی، از نقش نسل خود در این فاجعه دفاع نمی‌کرد.

تاریخ، بزرگ‌ترین قاضی است. و تاریخ درباره بسیاری از انقلابیون ۵۷، به‌ویژه آنان که هنوز از آن ویرانی دفاع می‌کنند، قضاوت بسیار سنگینی خواهد کرد.

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

ارشان آذری

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد! 

دیدگاه‌ها

محسن کردی
محسن کردی

جدی نباید گرفت

اول بار که نام بهزاد فراهانی به گوشم خورد ویدیویی بود که از او در مورد دخترش پرسیدند که سینه اش را در جلد مجله ای برهنه کرده بود. پدر گفشیفته یک حرف مفتی زد که نه سیخ بسوزد و نه کباب. فک کنم گفت از کوزه همان برون طراود که در اوست. ینی یک جمله بیربط! خب این یک تف سربالا و این که گلشیفته دخترش سالم نیست. خب از چنین ادمی چه انتظاری؟ این آدم مطرحی نیست و بازیگر تئاتر و بدون مطالعه در زمینه جامعه شناسی و سیاست و تاریخ است. امروز هم که این رژیم با چراغ قوه دنبال هر خس و خاشاکی میگرده و ازگل ترین و عوضی ترین آدم ها را در صدا و سیما می بینیم که بجز مزخرف از دهانشان بیرون نمی آید. تازه کسی مثل بهروز فراهانی را روی سرشان هم میگذارند و افتخار هم میکنند. آب گندیده همیشه گودال را پیدا می کند.

س., 19.05.2026 - 19:06 پیوند ثابت
فرامرز حیدریان
فرامرز حیدریان

دروود بر آقای آذری گرامی،
بیضه نامه فراهانی یا چگونه میتوان با کاربست توپخانه بیضه ها، حکومتها را ساقط کرد؟.

من، بیش از آنکه از سخنِ تهیِ یک انسانِ بی اصل و نسب در شگفت شوم، از غوغایی متعجّبم که پیرامون آن برپا شده است؛ گویی هر صدای پوچی، تنها به این دلیل که در هیاهوی شبکه‌های اجتماعی و بوقهای رسانه ای پژواک یافته، شایسته تأمّل و منازعه است. حال آنکه در ساحتِ پیچیده «کفر و ایمان» - که خود از ژرفترین و رازآلودترین قلمروهای اندیشه و جدالهای انسانی است -این شخص نه نسبتی با معنا دارد، نه بهره‌ای از معرفت، نه درکی از حقیقت، و نه حتّا آشنایی‌ سطحی با مبادی بحث. او نه از جوهرِ مسئله، بویی برده، نه از صورتش نشانی دارد، نه در متنِ اندیشه جای میگیرد و نه حتّا در حاشیه آن. به عبارت دیگر؛ ایشون نه سر پیاز است. نه ته پیاز است. نه وسط پیاز است. نه بوی پیاز است. نه پوسته پیاز است. نه خاصیّت پیاز است. نه شکل و شمایل پیاز است. ایشون فقط پدر گلشیفته فراهانی است و دیگر هیچ. امّا مسئله اصلی، خودِ این فرد نیست؛ بلکه مسئله، بیماریِ زمانه‌ایست که به هر صدای بی‌ ریشه، امکانِ مرکزیّت میبخشد. ما در عصری زیست میکنیم که در آن، گاه ابتذال، بیش از حقیقت دیده میشود و هیاهو، رساتر از خردورزی سخن میگوید. ارزشِ سخن، دیگر نه به عمقِ معنا؛ بلکه به گستره بازنشر و التهابِ واکنشها سنجیده میشود. اگر بنا باشد برای هر گزافه‌ای که از دهانِ انسانی بی ‌مایه بیرون می‌افتد، صف‌آراییهای فکری و طومارهای اعتراض نوشته شود، آنگاه ذهنّیّت جامعه، آرام‌آرام به اسارتِ بی ‌اهمیّتترین صداها درمی‌آید؛ زیرا هر واکنشِ افراطی، ناخواسته به همان امرِ پوچ، وزن و اعتبار میبخشد. برخی سخنان را نه باید رد کرد، نه حتّا جدّی گرفت. کافیست از کنارشان عبور کرد، همانگونه که از کنار مسترابهای تخلیه شده در کوچه عبور میکنیم بی‌آنکه گمان کنیم که حقیقتی در آن نهفته است.
احتمالا مردم ایران در تقابل با حکومت گیوتینداران الهی، مرتکب خبط و خطای عظیمی شده اند. در حقیقت باید از همان روز اول به دانشکده آقای فراهانی میرفتند تا هنر ساقط کردن حکومتها را از طریق کاربست و فعّال کردن «تویخانه بیضه» بدون هیچ تلفاتی امکانپذیر کنند. البته این درس، مشمول مذکّران میشود. دخترها و خانمها حتما باید به دلیل نداشتن «بیضه» به سبک و سیاق دختر ایشون، عمل میکردند و سینه چاک از بالا و پایین به ساقط کردن حکومت فقاهتی امدادگری میکردند. ولی طنز تاریخ را ببینید که فعلا حکومت فقاهتی برای دوام خودش به لومپنهای مصدر کاتیوشای بیضوی همچون آقای فراهانی و عقدنامه های صیغه ای – تیغه ای به رنگ صورتی همچون دخترش در خیابانهای شهر به هر حرکات وقیحی اقدام میکند و متوسّل شده است. به این میگویند واقعیّت پذیر شدن اوج ایده الهای آقای فراهانی و همعقیدگانش در معیّت شمشیر کشان اسلامیّت به حیث دین کامل الهی در راه تربیت کردن بیضه و چاک کردن سینه و لای پا!.
شاد زی و دیر زی!
فرامرز حیدریان

س., 19.05.2026 - 11:20 پیوند ثابت