رفتن به محتوای اصلی
چهارشنبه 27 خرداد 1405 - Wednesday, 17 June 2026

ما کیستیم و چه میخواهیم؟

ما کیستیم و چه میخواهیم؟

شبکه استقلال و برابری پایدار زنان (وایز) در سال ۲۰۲۰ با هدف آموزش و توانمندسازی زنان و با شعار «برابری جنسیتی پایدار» در لندن شکل گرفت و به ثبت رسمی رسید. امروز این شبکه در ۱۶ کشور جهان، از جمله ایران، دارای اعضا و حامیان قابل توجهی است. وایز در بارسلونا در حال ثبت رسمی و بعد هم در سوید ثبت خواهد شد تا بتواند وجهه بین المللی خود را عرضه کند.

ما رسانه مستقل زنان وایز را در اینستاگرام و تلگرام اداره میکنیم و تمامی مطالب و ویدیوهای منتشرشده توسط اعضای وایز تولید میشود. ما تا امروز از هیچ نهاد یا سازمانی، چه دولتی و چه خصوصی، کمک مالی دریافت نکردهایم و هزینههای خود را از طریق حق عضویت اعضا و کمکهای مالی دوستان تأمین کردهایم.

هر سال یک کنفرانس حضوری برگزار میکنیم که غیر از اعضا و حامیان وایز، سازمانهای بینالمللی معتبری مانند «Soroptimist» و «Glow for Equality» نیزحضور داشتهاند. هدف از برگزاری کنفرانسها، معرفی زنان فعال جنبش زنان، توانمندسازی اعضا وایز و تمرین دموکراسی در عمل است. میتوانم به جرات بگویم وایز در مدت 6 سال گذشته تنها پروه زنانی است که توانسته افراد با نظرات مختلف را برای کارهای مشترک در کنار هم قرار دهد و همین مسیله باعث ماندگاری وایز شده است.

در سال 2025 شبکه وایز از سوی سازمان بینالمللی زنان سوروپتمیست به عنوان نامزد جایزه صلح اروپا معرفی شد ولی در نهایت، این جایزه به یکی از گروههای زنان افغان تعلق گرفت. در سال 2025ما به عنوان یکی از اعضای اصلی سازمان بین المللی زنان، در برگزاری دوره آموزشی لیدرشیب آکادمی هم در اجرا و هم آموزش و هم فرستادن دو دانشحو از وایز، سهیم بودیم. شبکه وایز همچنین پیشنهاد تشکیل فدراسیون زنان ایران را به گروههای مختلف زنان ایرانی ارائه کرده است اما متاسفانه اختلاف نظرات سیاسی و رقابت های غیر ضروری مانع تشکیل این تجمع میشود.

ما گروهی مستقل با دیدگاههای سیاسی متنوع هستیم. تلاش کردهایم دموکراسی را در عمل تمرین کنیم و حدود 6سال است که در کنار یکدیگر کار میکنیم؛ گاه همراه با فراز و نشیبها و لرزشهای سیاسی. جلسات آموزشی ماهیانه در مورد مباحث ضروری روز را برگزار میکنیم. ما تا امروز در کنار هیچ جریان سیاسی خاصی قرار نگرفتهایم و قصد داریم با هر حکومتی که سکولار و دموکرات باشد و برابری جنسیتی را بهطور قانونی در قانون اساسی تضمین و اجرا کند، همکاری داشته باشیم.

ما شبکهای هستیم که بر یک اصل ساده اما غیرقابل مذاکره ایستادهایم: برابری کامل جنسیتی در همه عرصهها؛ از قانون و اقتصاد گرفته تا آموزش، فرهنگ و ساختار قدرت. شیوه کار ما شفاف، تخصصمحور و مبتنی بر همکاری جمعی است. ما شعار نمیسازیم؛ بلکه برنامه مینویسیم، مطالعه داریم، شبکهسازی میکنیم و تخریب همدیگر را امری غیر ضروری میدانیم زیرا برای آیندهای متفاوت آماده میشویم. در ادامه به چند اصل فکری شبکه وایز اشاره میکنم:

1: ما استقلال فکری و اخلاقی خود را حفظ میکنیم. ما نه بلندگوی جنگطلبی هستیم و نه توجیهگر سرکوب داخلی به بهانه «امنیت ملی». تجربه نشان داده است که حکومتهایی که مشروعیت مردمی ندارند، اغلب از بحرانهای خارجی برای تشدید سرکوب داخلی استفاده میکنند. وظیفه ما این است که اجازه ندهیم صدای مطالبات مدنی، بهویژه مطالبات زنان، زیر آوار جنگ خاموش شود.

2: دفاع از جان غیرنظامیان، بهویژه کودکان را وظیفه خود میدانیم. ما با هر سیاستی که مردم را به سپر سیاسی یا ابزار چانهزنی قدرتها تبدیل کند، مخالف هستیم. ما معتقدیم که حکومت اسلامی در 18و 19 دیماه 1404 با کشتن دهها هزار نفر در خیابانها، مرتکب جنایت علیه بشریت شده است.

3: ما، سو استفاده از کودکان و زنان را در شرایط جنگی محکوم میکنیم.

4: ما، قطع اینترنت را خلاف اصول آموزشی یونسکو میدانیم. مردم ایران برای آموزش فرزندان خود به اینترنت جهانی نیازمند هستند.

5: ما، اعدام جوانان کشورمان را قتل حکومتی میدانیم و در کنار دیگر گروهها و سازمانهای حقوق بشری برای آزادی زندانیان سیاسی مبارزه میکنیم.

و در کنار همه اینها، یکی از مهمترین وظایف ما تلاش برای همگرایی و همراهی میان نیروهای مختلف بوده است؛ برای رسیدن به اتحادی بر پایه خواستهای حداقلی مشترک از هیچ کوششی دریغ نکردهایم. ایران متعلق به همه ایرانیان است و تنها با همکاری و همبستگی میتوانیم کشورمان را دوباره بسازیم. ما خود را در کنار نیروهای دموکراسی خواه در دوران گذار می دانیم و معتقدیم بعد از سرنگونی رژیم، اختلاف نظرها باید با صندوق رای و انتخابات آزاد، حل شود.

و اما برنامه ما برای آینده چیست؟

از آنجا که هدف وایز از ابتدا آموزش و توانمندسازی زنان بوده است، ما خود را برای پذیرش مسئولیت در فردای پس از این رژیم آماده میدانیم. اگر قرار است حکومتی جدید شکل بگیرد، برابری جنسیتی نباید به وعدهای برای آینده موکول شود؛ بلکه باید از همان ابتدا در متن قانون اساسی، در ساختار قوه قضاییه، در نظام آموزشی، در سیاستگذاری اقتصادی و در ترکیب نهادهای تصمیمگیر تضمین شود.

ما بر این باوریم که هر حکومتی در آینده بر سر کار بیاید، اگر نتواند برابری کامل حقوقی و عملی زنان را تضمین کند، از نظر ما مشروعیت اخلاقی نخواهد داشت. توسعه پایدار، ثبات سیاسی و صلح اجتماعی بدون مشارکت برابر زنان ممکن نیست. این فرصت را غنیمت شمرده و از تمامی کسانی که دوست دارند قدمی در این راه بردارند دعوت میکنم که به شبکه وایز بپیوندند.

در پایان، اجازه بدهید جمعبندی کوتاهی داشته باشم.

ما در دورانی حساس از تاریخ کشورمان ایستادهایم؛ دورانی که در آن هم با بحران و ناامنی روبهرو هستیم و هم با فرصتی تاریخی برای ساختن آیندهای متفاوت. مسئولیت ما این است که در عین دفاع از آزادی و کرامت انسانی، از اصول بنیادین خود عقبنشینی نکنیم.

برای ما در وایز، برابری جنسیتی یک شعار نیست؛ یک اصل بنیادین برای ساختن آیندهای دموکراتیک و پایدار است. آینده ایران زمانی روشن خواهد بود که زنان و مردان، دوشادوش یکدیگر، در ساختن آن سهیم باشند.

با امید به روزی که ایران آزاد، سکولار، دموکرات و برابر را در کنار یکدیگر جشن بگیریم.

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

کیانوش توکلی

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد! 

دیدگاه‌ها

فرامرز حیدریان
فرامرز حیدریان

درود بر خانم حسینی گرامی،
تحشیه ای کوتاه. من فعلا از پرداختن به مطلب شما، چشم مییپوشم و میپردازم به صحبخ خانم یا آقایی که به آمار گیر داده است.

من نمیدانم این شخص مذکّر است یا مونّث، و راستش کمترین اهمیّتی ندارد؛ زیرا در اینجا، آنچه ارزش اندیشیدن دارد، نه هویّت گوینده؛ بلکه ماهیّت سخن است. سخن او، هر چند شاید ناتمام و آمیخته به برخی ساده‌انگاریها باشد، ولی تلاشیست برای تفکیک میان «شهادت حقیقت» و «صنعت تبلیغات سیاسی». سخن ایشون در ظاهر یک اعتراض آماری و سیاسی است؛ اما در لایه‌های عمیق‌تر، مسئله‌ای اخلاقیست و این تفکیک، خودش یکی از واپسین سنگرهای اخلاق در زمانه‌ایست که در آن، حقیقت، پیش از انسانها اعدام میشود. آنچه که ایشون متوجّه اش نیست، اینست که بزرگی فاجعه به حول و حوش اختلاف بر سر تعداد کشته‌ شدگان و بزرگنمایی یا قلیلنمایی عددی نیست؛ بلکه دقیقاً برعکس، فاجعه جنایت سیاسی از طرف گیوتینداران الهی در این است که حتّا «یک انسان» نیز نباید قربانی ماشین قدرت شود. وقتی کسی برای بیگناه جلوه دادن سبعیّت ماشین حکومتی، به قلّت یا تورم آماری نیازمند باشد، ناخواسته این پیام را منتقل میکند که گویا اگر تعداد قربانیان کمتر بود، جنایت خفیفتر میشد و حکومتگران برائت حاصل میکردند. این همان سقوط اخلاقیِ پنهانی است که کثیری بیشمار از مدافعان گیوتین الهی به آن مبتلایند. وقتی ساختار قدرت، برای حفظ خویش، حقّ ریختن خونِ حتّا یک انسان را برای خود قائل میشود، در همان لحظه، بنیان اخلاق فرو میپاشد؛ زیرا از آن پس، انسان دیگر «غایت» نیست؛ بلکه «ابزار» است و هر حکومتی که انسان را ابزار کند، دیر یا زود، به کارخانه‌ مرگ تبدیل خواهد شد؛ خواه نامش امپراتوری باشد، خواه خلافت، خواه جمهوری، خواه سلطنتی، خواه حکومت الهی.
بزرگترین جنایت نظامهای توتالیتر فقط کشتن انسانها نیست؛ بلکه عادی ‌سازیِ کشتن اس؛. یعنی تبدیل مرگ انسان به «عدد»، به «آمار»، به «ضرر جانبی»، به «مصلحت تاریخی»، به «حفظ نظام»، به «ضرورت امنیّتی» و به هزاران واژه‌ بزک‌ شده‌ای که همگی، در اصل، نامهای مستعارِ همان سبعیّت کهن و شرارتها و رذالتهای بشری‌ هستند. ستمگر، پیش از آنکه گلوله شلیک کند، زبان را آلوده میکند؛ زیرا میداند تا وقتی که واژگان سالم باشند، وجدان بشری هنوز میتواند مقاومت کند. امّا وقتی که انسان به «عنصر اغتشاش»، «خسارت»، «تهدید»، «محارب» یا «عدد» تقلیل یافت، آنگاه کشتن او دیگر نه جنایت؛ بلکه «اجرای وظیفه» جلوه خواهد کرد. این همان سقوط متافیزیکیِ زبان است که پیش‌درآمد سقوط اخلاق و سپس سقوط انسان میشود .مسئله فقط «نبود سند» نیست. تمام نظامهای اقتدارگرا بر این پایه ساخته میشوند که «هدف، مقدّس است؛ پس تحریف حقیقت نیز مجاز است». وقتی که حقیقت، قربانی شود، متعاقبش، جامعه وارد مرحله‌ای میشود که دیگر به هیچ روایت سیاسی و خبری و دولتی و غیره و ذالک اعتماد نیست. در چنین وضعی مردم نه به حکومت اعتماد میکنند، نه به مخالفانش و نه به دیگرانی و این همان جهنم معرفتیِ سیاست معاصر است. همه فریاد میزنند، امّا هیچکس به حرف دیگری اعتمادی ندارد. همه سخن میگویند، امّا هیچکس یقین ندارد که دیگری حقیقت را میگوید. این، سهمگین‌ترین صورتِ فروپاشی اجتماعی است؛ زیرا جامعه‌ای که اعتماد معرفتی خود را از دست بدهد، پیش از آنکه از نظر سیاسی نابود شود، از درونِ معنوی و اخلاقی تهی شده است. از سوی دیگر، در صحبت ایشون نوعی اتکای ضمنی به «راستی‌ آزمایی وسایل ارتباط جمعی» نیز دیده میشود که خودش نیازمند نقد جدّی است. اینکه بوقهای تبلیغاتی مثل بی. بی. سی. رادیو آمریکا و مزخرف چاله هایی أمثال اینها و حتّا ایران اینترنشنال، عددی را تأیید یا رد کنند، لزوما به معنای دسترسی به حقیقت نهایی نیست؛ زیرا در نظامهای سرکوبگر، حقیقت آماری، ذاتا تکه ‌تکه، مخفی و آلوده به ترس از حقیقت و کتمان و سر به نیست کردن اسناد و ردّ پاها متمایلند. به همین دلیل، مسئله فقط «عدد دقیق» نیست؛ بلکه «صداقت روش‌شناختی» است؛ یعنی اینکه سازمانی، کمیته ای، انجمنی، اداره ای مستقل باید تحقیق کند و سپس بگوید که ما هنوز سند قطعی برای این عدد ذکر شده نداریم؛ نه اینکه حکومتگران برای ایجاد شوک عاطفی یا توجیهی، عددی حداکثری یا حدّاقلی را به‌ مثابه حقیقت قطعی عرضه کنند. این تفاوت میان «اخلاق حقیقت» و «سیاست هیجان» است.
مسئله این است که حساب ساده دو ضربدر دو میشود چهار، به آسانی به ما میگوید که در قتل عام سراسری دیماه در کمتر از ده ساعت، حدّاکثر در سراسر ایران از شهرهای بزرگ گرفته تا شهرهای کوچک و حتّا روستاها، تقریبا یکصد و بیست هزار نفر به قتل رسیده اند. تازه این آمار مقتولین است. از زخمیها و آنانی که چشمهایشان صدمه دیده یا کلّا بینایی خود را از دست دادند و همچنین کسانی که ساچمه باران و ربوده شده اند، تا کنون صحبتی نشده است. آمار دقیق فاجعه را زمانی میتوان به دست آورد که پسمانده های گیوتین الهی، ساقط و عزل و حلع شوند. حقیقت، چیزی فراتر از گردش خبر است. حقیقت، موضوعی وجودی و اخلاقی است؛ یعنی موضوعی که در ناله‌ مادران، در سکوت قبرهای بی‌ نام، در چشمهای کور شده، در بدنهای ساچمه‌ خورده و در ترسِ بازماندگانی حضور دارد که هنوز جرات سخن گفتن ندارند. همانطور که گفتم، کمیته ای با استناد کردن به اظهارات خانواده های قربانیان بتواند آمار دقیق کشته شدگان را به دست آورد. ناگفته نماند که بسیاری از قربانیان، در مکانهای نامعلوم به خاک سپرده شده و گم و گور شده اند. هنوز هیچکس، آمار دقیق را ندارد. ولی با احتمال احتیاطی میتوان گفت که بین چهل و پنج هزار نفر تا یکصد و بیست هزار نفر انسان در فاجعه قتل عام سراسری دیماه، قربانی شده اند. راستی آزمایی این آمار فقط پس از نابودی تمام و کمال گیوتین الهی امکانپذیر است و تا آن زمان میتوان آمار چهل و پنج هزار نفر قربانی را با اطمینان خاطر پذیرفت. در آبادی ما که در جایی پرت افتاده است و حتّا بر روی نقشه ایران نیز، هیچ اسمی از آن نیست، یازده نفر را کشته اند و تعداد کثیری را زخمی کرده و تعدادی را نیز اسیر گرفته اند که در هیچ کجا، اسمی از حتّا کشته شدگان نیست. هیچ حکومتی، در هیچ عصر و تحت هیچ عنوانی، حقّ ندارد برای بقای خویش، انسان را قربانی کند. قدرت، هرگاه برای حفظ خود نیازمند خون شود، در همان لحظه، حقّانیّت و لژیتیماتسیون اخلاقی خویش را از دست داده است؛ زیرا حکومت، اگر معنایی داشته باشد، باید حافظ زندگی باشد، نه مالک آن و آنجا که حکومت، خود را صاحب جان مردم بداند، دیگر با «سیاست» مواجه نیستیم؛ بلکه با شکل مدرنی از تایید و تصدیق مرگ رو به ‌رو هستیم همان آیینی که در طول تاریخ، با نامهای گوناگون تکرار شده است. گاه به نام خدا/الله، گاه به نام نژاد، گاه به نام انقلاب، گاه به نام امنیّت و گاه به نام آینده و نامهای دیگر و شاید نهایتِ فاجعه همین باشد که انسان، آنقدر به حضور گیوتین عادت کند که دیگر تنها درباره‌ «تعداد سرهای بریده‌شده» بحث کند، نه درباره‌ اصلِ وجود گیوتین و چرایی فعۀال بودنش و خونریزیهای شبانه روزی. حال آنکه نخستین وظیفه‌ وجدان، نه شمارش قربانیان؛ بلکه مظنون بودن به دستگاهی است که قربانی میطلبد؛ زیرا حکومتی که برای دوام خویش محتاج خون باشد، پیشاپیش از درون مرده است هر چند هنوز بر کف خیابانهای شهرها پرچم نکبت و شوهای مضحک خیابانی برافراشته و اجرا کند. بنابر این، بحث بر سر آمار نباید باشد؛ بلکه بحث باید بر این محور بچرخد که حکومت الهی، هرگز و هیچوقت و به هیچ وجه من الوجوه از روز اول، حقّانیّتی به حکومت در ایران نداشت و هنوزم ندارد؛ زیرا بنیان عقیدتی سفّاکان آن بر نابودی جان و زندگی ریخته شده است. حتّا کشتن یک مورچه نیز برای نابود کردن حکومت گیوتینداران الهی، دلیل و سند متّقن است.

شاد زیید و دیر زیید!
فرامرز حیدریان

ی., 10.05.2026 - 07:47 پیوند ثابت
نظرات رسیده
نظرات رسیده

کارامی:

سوال بعدی خانم حسینی : در بیاینه اشاره کرده اید ( ما معتقدیم که حکومت اسلامی در 18و 19 دیماه 1404 با کشتن دهها هزار نفر در خیابانها، مرتکب جنایت علیه بشریت شده است.) درست است حکومت اسلامی کشتار کرده است تاکنون هیچ ارگان حقوق بشری و رسانه بین المللی امار کشتار ده ها هزار را با سند و مدرک نتوانسته است ثابت کند خود اخوند ها با کد ملی افراد کشته شده اعلام کردند 3117 نفر بوده اینتر نشنال مدیر بخش فارسی در راستی ازمایی زیر 800 را اسناد تایید کرد در حالی که در همان زمان کشتار ها بالاترین امار را اینتر نشنال داده بود بی بی سی فارسی در راستی ازمایی اماری زیر 800 را تائید کرد با اسناد و سازمان های حقوق بشری مانند : هرانا — دست‌کم ۴۹۰۲ کشته را تأیید کرده . وقتی شما با توجه به اینکه بیان می کنید که یک سازمان مستقل هستید یک امار بدون سند و مدرک بیان می کنید این به وجه سیاسی شما ضربه می زند ان موقع وایزر را همردیف اینتر نشنال قرار می گیرد

ش., 09.05.2026 - 22:36 پیوند ثابت
نظرات رسیده
نظرات رسیده

Maryam Tehrani
شادو برپا باد گروه «وایز»🙏🏽🙏🏽
افتخار میکنم که این گروه ایرانی هستند
پاینده باد ایران نوین( به رهبری شاهزاده رضا پهلوی مترقی ما از دوران گذار به ایران بسیار آباد و آزاد

ش., 09.05.2026 - 22:33 پیوند ثابت
نظرات رسیده
نظرات رسیده

A Afshin Jam
درود، شما و همکاران و‌دست اندرکاران گروه « واریز» خسته نباشید. کوشش های شما باعث دلگرمی و برجسته کردن برابری جنسیتی و اگاه سازی برای رفع مشکلات زنان فراموش نمی‌شود .

ش., 09.05.2026 - 22:32 پیوند ثابت