🔺راهبرد ترامپ برای به زانو درآوردن ایران از طریق محاصره و جنگ، به بنبست رسیده است. ایران نشان داده که در مقایسه با غرب «آستانه تحمل درد» بسیار بالاتری دارد.
🔺وقتی ایران فضای ذخیرهسازی نفت را تمام کند، مجبور به توقف تولید خواهد شد که به آسیب دائمی منجر میشود.
🔺نقطه ضعف محاصره این است که زمان میبرد تا اثر کند، و اینجاست که ازسرگیری حملات نظامی ممکن است برای کوتاه کردن این زمان ضروری باشد.
🔺نگرانی دیگر این است که ایران در پاسخ، حملات خود علیه نفت و گاز همسایگان را از سر بگیرد و قیمتها را حتی بالاتر ببرد. اما آمریکاییها کمتر از بقیه جهان، از جمله چین، آسیب خواهند دید. این موضوع به ترامپ یک برگ برنده در سفرش به پکن در این ماه میدهد.
🔺محاصره دریایی برای جلوگیری از صادرات نفت خام ایران و وادار کردن رژیم این کشور به عقبنشینی می باشد .
🔺بسته ماندن تنگه هرمز تا یک ماه دیگر موجب یک زیان بزرگ هزار میلیارد دلاری به اقتصاد جهان خواهد شد.
صادرات نفت ایران به حدود ۵۶۷ هزار بشکه در روز کاهش یافته است، تولیدِ نفتِ ایران، که پیش از آغاز درگیری تقریباً بین ۲.۷ تا ۲.۸ میلیون بشکه در روز بود.
🔺چه کسی در جمهوری اسلامی تصمیم میگیرد؟
شکاف چه چیزی را تغییر میدهد و چه چیزی را تغییر نمیدهد؟
🔺چهار حلقه در بین بالایی ها در تقابل با هم در جریان هستند :
حلقه1- «شورای نظامی» متشکل از افسران ارشد سپاه، حلقهای امنیتی پیرامون رهبر جدید ایجاد کرده اند .
اما نباید سپاه را یک جناح ساده و یکدست در نظر گرفت. تقریبا همه بازیگران اصلی بحران کنونی بهنوعی با سپاه، نسل جنگ، دستگاه امنیتی یا دفتر رهبر مرتبطاند. تمایز واقعی نه میان «سپاه و غیرنظامیان»، بلکه میان حلقههایی است که اکنون بر سر نحوه بقای نظام با یکدیگر رقابت میکنند.
حلقه2- حلقهای است که به مسیر مذاکره نزدیکتر است. این حلقه شامل مسعود پزشکیان، محمدباقر قالیباف رییس مجلس، عباس عراقچی وزیر امور خارجه، و علی باقری کنی مذاکرهکننده پیشین هستهای است.
آنها نیز در چارچوب منطق امنیتی جمهوری اسلامی عمل میکنند، اما بیشتر با تلاش برای باز نگه داشتن مسیر دیپلماتیک با واشینگتن و تبدیل فشارها به نوعی توافق شناخته میشوند.
3- حلقه سوم به تصمیمگیری مستقیم نظامی و امنیتی نزدیکتر باشد. احمد وحیدی چهره کلیدی این حلقه است و پس از او محمدباقر ذوالقدر، فرمانده پیشین ارشد سپاه قرار دارد که اکنون دبیر شورایعالی امنیت ملی است.
دیگر چهرههای ساختار امنیتی، از جمله اسماعیل احمدیمقدم فرمانده پیشین پلیس، امیر حاتمی وزیر دفاع پیشین، احمدرضا رادان فرمانده پلیس، و غلامحسین محسنیاژهای رییس قوه قضاییه، نیز اغلب به این نظم قهری نزدیکتر از مسیر مذاکره دیده میشوند.
4- حلقه چهارم، اردوگاه فشار ایدئولوژیکی است که پیرامون سعید جلیلی، مذاکرهکننده پیشین هستهای و چهره امنیتی تندرو، و همچنین چهرههایی مانند حمید رسایی، امیرحسین ثابتی، محمد نبیان و صادق محصولی شکل گرفته است. این جریان بهشدت با مذاکره با واشینگتن مخالف است و در بحران کنونی نقش آن تعریف هرگونه مصالحه بهعنوان خیانت، حمله به مذاکرهکنندگان و ادعای دفاع از خطوط قرمز رهبر است.
این جناحها کاملا جدا از هم نیستند. اعضای آنها همپوشانی دارند و مواضعشان میتواند تغییر کند. همه آنها در بقای جمهوری اسلامی ذینفعاند. آنچه تفاوت ایجاد میکند، روش آنهاست: مذاکره تاکتیکی، تشدید قهری، انضباط ایدئولوژیک یا ترکیبی از اینها.
🔺چرا چپ سنتی عملا بە چپ محور مقاومتی تبدیل شد؟چپ سنتی ید طولانی در ضدیت آتش گونە با امپریالیسم !و صهیونیسم! دارد.
همین خواستگاه ضد امپریالیستی و ضد صهیونیستی ریشە طولانی از زمان پیدایش کمونیسم روسی دارد.اکنون جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی ، بخش بزرگی از این چپ سنتی را عملا بە چپ محور مقاومتی تبدیل کردە است.این چپ تا بە خود نیایید و یک خانە تکانی بنیادین را در خود بە وجود نیاورد، متاسفانە روز به روز حاشیەای تر، منزوی تر و بی ربط تر با محیط فعالیت خود میشود.
🔺کودکان برای مشروعیت سازی و ابزارسازی و ایجاد کارخانه شهیدسازی : جمهوری اسلامی از دوران کودکسربازها تا امروز، از نوجوانان برای مشروعیتبخشی به ایجاد فضای جنگی بهره برده است و از کودکان کشته شده نیز بهرهبرداری تبلیغاتی میکند.
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.