نقد آقای فرج سرکوهی در رابطه با رهبریا رهبری شاهزاده رضا پهلوی یک بار دیگر مرا به سال های انقلاب بدانشگاه تبریز کشاند .به بحث های پرشور "انقلابی" که بنیادش بر نفی بود وخواباندن مچ بحث کننده که من خود در این گروه بحث کنندگان بودم . بحثی که بهر ترتیب شده با آسمان ریسمان کردن ،آدرس های غلط دادن ،فاکت های نامشخص منصوب به این یا آن نظریه پرداز ارائه نمودن باید بنفع ما پایان می گرفت . حال نزدیک نیم قرن از آن روز ها می گذرد.اولین بار آقای فرج سرکوهی برای مدت زمان کوتاه در این بحث های داخل دانشگاه دیدم ودومین باردرمنزل زنده یاد حمزه فراهتی در آلمان . نهایت حضور روزانه و دیدن ایشان در رسانه ها ،کلاب هاوس و پست هایشان در فیس بوک بعنوان کنشگری مستقل که به امری عادی بدل شده .
زمان بسیارانی از نسل ما را تغیر داده. برخی کنار کشیده وبرخی ایستاده بر سر موضع نخستین!
برخی در تلاش برای یافتن راهی که جهان قدیم جا خوش کرده در ذهن زخم خورده خود راتا حد امکان با زمانه، با نظم جدید ونگاه نسل جوان که مبارزان امروز در میدانند هماهنگ کنند.عمل کرد و تجربه خود را مورد تدقیق قرار دهند وآنرا در خدمت به جنبش نوین ایران که نسل جوان پیشگامان آن هستندبکار گیرند .
اما متاسفانه آقای سرکوهی هنوزآن پوستین بجای مانده از گذشته را گاه در عرصه هنر بر دوش می اندازند و گاه در سیمای منتقد جدی چپ که قرار است به تنهائی بارچپ سنتی زیر سوال رفته را پاسخ گوید. پوستینی که غرب ستیزی آل احمد .شاه ستیزی شاملو از آن تن پوشی ساخته که شاه بیت اکثر برخورد های ایشان بر سیاق همان متد گذشته را شکل می دهد. مخالفت از موضع بالا با هر چه که در چهار چوب نگاه همیشه منتقد ومخالف ایشان جا نمی گیرد و ایشان در خشت خام آن می بینند که نسل جوان وبسیار فعالان سیاسی مخالف نظر ایشان درآئینه نمی بینند.
البته برخورد بشدت انتقادی ایشان با دوران پهلوی وشخص رضا پهلوی بهر مناسبتی جای خود دارد.
من هیچ موردی ندیدم که بحث ویا پست های ایشان راهگشای نزدیکی نیروهای اپوزیسیون بیک دیگردر جهت سرنگونی
رژیم جمهوری اسلامی باشد.
آن بخش ازنسل نوین ایران که هواداری جبهه شاهزاده رضا پهلوی را می کنند در نظر ایشان جائی ندارند .
چرا که بنا را نه بر یاری رساندن و نقد منصفانه ، بلکه از شروع بر مدار نفی می گذارند. آخرین نوشته ایشان در ارتباط با سخنان شاهزاده رضا پهلوی "مشکل با کدام بند دارید ؟ سیاست بزبان ساده" آئینه تمام نمای همان برخورد از نوع برخورد تند و سنتی چپی است که عامدانه ویا به اشتباه جای "رهبری موقت دوران گذار" را با رهبری مادام العمرعوض می کند .سپس نقد خود را بر همین اساس تا آخر نوشته پیش می برد ونتیجه گیری می کند.
" رهبر یا رهبری که به هیچ نهادِ جمعی (مجلس، حزب، جبهه و...) پاسخگو نیست، اگر خطاهای بزرگ کند و راه نادرست برود، هیج نهادی نمیتواند او را برکنار کند، چون امامانِ شیعه از منظرِ شیعیان، خود را معصوم و خطاناپذیر پنداشته و فراتر از هر پاسخگوئی و نظارتِ نهادهای جمعی است و... "رهبری " است متکی بر ساختارِ استبدادی که راه به دموکراسی نمیبرد."از پست آقای فرج سر کوهی
آقای سرکوهی در اوج سرکوب و استبداد جمهوری اسلامی حاکم؛ از کدام نهادجمعی سخن می گویند ؟ ما در کدام زمان وکدام مکان زندگی می کنیم ؟که می تواند رهبری دوران گذار را ملزم به جوابگوئی کند ؟ سرکوهی از "استبداد فردی"، "ناپاسخگویی"، "نظارت نهادی" حرف میزند؛ اما نسل جوانی که زیر باتوم و گلوله بزرگ شده،انترنتش را قطع کرده اند،دوستانش یا در صف اعدامند ویا اعدام شده اند ،آینده اش را سوزانده اند،در توهم نخست ساختن این غیر ممکن ها وسپس مبارزه در سایه این نهاد ها نیست او دنبال کسی است که نیرو ی اجتماعی و پایگاه وسیع مردمی دارد و در حال حاضرقادراست مبارزه برای سرنگونی رژیم را بهتر از تمامی جریان های سیاسی سامان دهد!
این گونه برخورد برای نسلی که در چند ساله اخیر چهار بار بمیدان آمده با تمام وجود برای آزادی جنگیده بسیار تعجب آور است .چرا که سخن قبل از هر چیز مبارزه برای سرنگونیست وتصویری که آقای سر کوهی میدهد تصویر مرحله بعد سرنگونی یعنی مرحله گذار است در حالی که جامعه هنوز در مرحلهٔ "امکان گذار" گیر کرده است.
این رهبر گذار لزوما بمعنی رهبر آینده نیست!
کسی است که در حال حاضر بیشترین اقبال عمومی جامعه را با خود دارد. بگونه ای که میلیون ها جوان ایرانی در پی درخواست او در داخل کشور به خیابان ها می آیند ودر خارج راهپیمائی های ده ها وصد ها هزار نفری راه می اندازند.
• رهبر دوران گذار کسی است که قابلیت ارتباط جهانی دارد و برای بسیارانی قابل اعتماد
چهرهای که می تواندهماهنگ کننده نیرو ها باشد وتسهیل کنندعبور از این دوران جهت رسیدن به پای صندوق های رای ، بی آن که لزوما حاکم آینده ایران باشد.
.
جناب سرکوهی ازشروع این پست کوتاه این تمایز را نادیده می گیرد واز همان ابتدا بحث را به سطح استبداد فردی که گویا متجسم در سیمای شخص رضا پهلویست می کشاند .یک بی انصافی فردی ویک توهین عمومی به طرفداران شخص آقای رضا پهلوی !
وبه نسلی که این طرفداری را به قیمت جان دردی ماه بنمایش نهاد.امری که جایگاه امروز شاهزاده رضا پهلوی را مشروعیت می بخشد.رضا پهلوی هیچ قدرت رسمی ندارد
تمام سرمایهاش مشروعیت اجتماعی است که مردم به او بخشیده اند..
اگر این مشروعیت فروبپاشد، او در عمل "برکنارشده است " نه با مجلس، بلکه با قطع حمایت مردم..
در عصر شبکههای اجتماعی، "برکناری" فقط از طریق نهاد رسمی نیست؛ از طریق افکار عمومی هم هست..
نسل جوان امروز رهبر کایزماتیک را نه مانند آقای سرکوهی ونه مانند سلطنت طلبان کلاسیک نمی بیند ! وارزیابی نمی کند. برای بسیاری از جوانان این گونه برخورد بیشتر تکرار درس هائی است که سال ها گوششان بشنیدن آنها عادت کرده است.زبانی قدیمی برای توجیه بی عملی ! نه پاسخ گوئی به بحران های واقعی که امروز ملت گرفتارآنست. نسل جوان، رضا پهلوی رافرد ی نرمالی می بینند با سبک زندگی غربی در رابطه عادی با جهان . فردی سکولار و دمکرات که می تواند ،با او از طریق اینستاگرام ،توئیتر تماس بگیرد .اورا در مصاحبه ها ،در دیدار با اقشار مختلف ،خانواده های جانباختگان و... ببیند و رابطه عاطفی بر قرار کند .امری که آقای سر کوهی نا دیده می گیرد وصرفا ازپشت عینک تیره ومگسک تفنگی که بر سیبل "ساختار قدرت "تنظیم شد ه بطرف ایشان شلیک می کند
چرا که از تجربه زیستی این نسل بی خبر است زبان ومفاهیم جدید شکل گرفته بین جوانان را نمی داند!از چگونگی و دلیل رابطه عاطفی جوانان به این یاآن فرد بی خبر است. لذا در برخورد به همان سبک وسیاق قدیمی و مفاهیم کهنه عمل می کند و نمی تواند آلترناتیو عملی ،ساده وقابل درک این نسل ارائه دهد.او بی آن که راه حلی عملی نشان دهد وآلترناتیوی عملی ارائه نماید.می گویند این رهبری مشگل دارد !ساختارش دموکراتیک نیست !این روند ،روند دموکراسی نیست.بی آن که خود جواب دهد چه آلترناتیوی دارد ؟ چه نیروئی را الهام بخش در این مبارزه مرگ وزندگی می تواند نشان دهد که در داخل و خارج الهام بخش نسل جوان در صحنه باشد؟قابلیت گفت گو با جهان خارج را داشته باشد ؟ نیروئی بسیج گر باشد؟ ایشان نه دیروز ونه امروز جوابی ندارند .بر عکس هیاهو وهجومشان به شاهزاده رضا پهلوی !پاسخشان در این مورد یا سکوت است !یا بازگشت به شورا ها،نهاد ها،جبهه ها ئی که وجود خارجی ندارند! نفی گرائی بدون هزینه که نسل جدید آن را خوب درک می کند و روی بر می گرداند.چرا که هنوز درد نسل جوان را عمیقا حس نکرده ،رابطه عاطفی و نمادین نسل جوان را با چهره ها وبا شخص شاهزاده رضا پهلوی درک نمی کند ." آری مشکل باز هم هست." بسیار هم است. ابوالفضل محققی
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!
دیدگاهها
Ali Amini
Ali Amini
سپاس جناب محققی از نقد منصفانه وروشنگرانه تان براستی وبدرستی از تکبر آقای سرکوبی واز بالا به پایین نگاه کردن به مخاطبینش و عدم ارائه یک راه حل در تمامی مباحث ایشان که بخصوص تمام این برخورد هارابادکتر وریا امیری درکلاب هاوس را بگوش خود شنیدم که درابتدا با شدت هرچه تمام تر به کوبیدن ایشان پرداختند و ایشان را بسیار کوچک شمردن که من از این بابت بسیار برای آقای وریا امیری متاسف شدم .ضمنا به شاهزاده ایراد میگیرند که در هیچ مناظره رودر رو شرکت نمی کند ولی خود میگوید من کامنت های زیر پست های خودم را میبندم ونگاه نمی کنم اهمیت نمیدم که چه می نویسند البته باید گفت ایشان هنوز هم در گذشته پنجاه هفتی مانده وبه مبارزه ادامه میدهد، دریغا که درکی از نسل شیک پاسارگادی نداشته یا نمی خواهد که داشته باشدولی تاریخ ونسل جوان امروزی دیگر به این نوع نفاق اندازان رحم نخواهند کرد.بدرود
Nosratollah Kousha
Nosratollah Kousha
ایشان در سنین حدود هشتاد سالگی و پس از سالها زندگی در غرب به سوسیالدمکراسی رسیده است ، درست در زمانیکه سوسیالدمکراسی در مرحله افول و سراشیبی است .
سوسیالدمکراسی این روزها با تاکتیک تزریق پناهندگی به زندگی خود ادامه میدهد ، خواستم بدین ترتیب هوش و درک سیاسی ایشان را نشان داده باشم .
از این مصیبت بدتر افتخار شان به فرزندشان است ، که همان راه پدر را رفته و پدر منتقد شاهزاده رضا پهلوی ایاست که مبادا راه پدر را برود ، وقاحت و بیشرفی از این بالاتر ، همانطور که قبلأ گفتهام وقت آن است که آقای سرکوهی نامشان را به پشتکوهی تغییر دهند .
آقای محققی کسی که با فروریزی…
آقای محققی کسی که با فروریزی کشورهای سوسیالیستی و آرمان های چپ هنوز بر همان تفکر پا فشاری میکند با استدلال های شما هم قانع نخواهد شد. وقت و انرژی خود را صرف این افراد نکنید . خود من یک بار با ایشان جندین سال پیش از نزدیک گفتگوی کوتاهی داشتم که متوجه شدم ایشان اصلا به حرف طرف مقابل اصلا توجه ای ندارد و در دنیای خودش سیر میکند
Sharo Shahi
Sharo Shahi
درودبرشما...دقیقاهمینطوراست..! ولی خوب...جناب محققی گمان میکنند؟ که بقیه هم مثل خودشان صداقت دارند...؟! ...درحالیکه این فسیل "های مخ یخزده؟ بهتره فقط دهان پرزهرشان را "هم بکشند...؟!
Nasser Shams
Nasser Shams
قربان ایشان ( فرج سرکوهی) یک آدم تازه وارد به سیاست نیست و دقیقا میفهمند که چه میگویند و احتیاجی به نقد و تصحیح و انتقاد ندارند.!!!!!
ایشان سالهاست که طرفش را انتخاب کرده همچون شاملو که بزرگی بود در شعر، اما تهی از شعور غیرت وطندوستی و خاکپرستی!!!
اینها و امثال ایشان هرگز به درک واقعیت حرفهای شما نخواهند رسید چونکه نمیخواهند که برسند. ایرانیان بسیار از این (ببخشید) بوزینگان رنج و ضرر دیدهاند ولی دل بد مدار زیرا نسل ضد اینها را خوب شناخته است. 🙏