رفتن به محتوای اصلی
پنج‌شنبه 24 اردیبهشت 1405 - Thursday, 14 May 2026

من این گونه به چهره خود در آئینه زمان می نگرم ! شما چگونه می نگرید؟

من این گونه به چهره خود در آئینه زمان می نگرم ! شما چگونه می نگرید؟

دربرابر آئینه تمام قد نصب شده مقابل در ورودی خانه می ایستم . تمام راه به نقش خود وهم نسلانم در جنبش اعتراضی امروز فکر می کردم .به این که این همه تب وتاب این همه پرده د ری و پنجول کشیدن بر صورت یک دیگر جهت قبولاندن نظرخود نتیجه عملیش چه بوده ؟
نتیجه این همه بحث های کشدار که هر فرد وجریانی تلاش می کندبرحق بودن نظر خود را به اثبات برساند بی آن که حداقل کنکاشی در رابطه با نقش خود در بین نسل جوان انجا انجام داده باشد.آئینه تصویر مردی را نشان می دهد که پای سنگین گذر زمان بسختی نقش خود بر آن نهاده است.
حرکاتش بطی شده ،آن چشمان پرفروغ جای خود را به  پرده کم رنگی در انتهای مردمک چشم داده که دیگر نشاطی درآن نمی بینی.
فکر می کنم این ظاهر من است .آیا فکرواندیشه ام که  سال هاست صرفا در قید گذشته و آنالیز شکسته بسته آن است وهنوز با هزاران رشته به آن متصل ! امروز در کجا قرار گرفته است؟
آیا بازتاب های شرطی شده در من یا بهتر است بگویم درما توانسته از قید نگاه وتفکرگذشته خود فاصله بگیرد ؟ همگام با زمانه ای گردد که نام دیجیتالی برآن نهاده اند!
آیا این پیری عینت یافته در قالب تن! قادر بوده وهست جامه مندرس فکرگذشته را از تن بر کشد وبانگاهی نو از دریچه ای که نسل جوان امروز بطورمثال به شعار"زن ،زندگی ،آزادی" می نگرد! نگاه کند؟
در جوانی ما جهان شکل دیگری داشت که ما محصول آن بودیم .هنوزدرک ما از مبارزه درکی آرمان گرایانه آمیخته با ده ها شائبه متصل برآن است .درکی که قادر به تغیردر اندیشه خود نیست ونمی تواند آنگونه که تصویرپیری خود در آئینه می بیند ،تصویر اندیشه پیر شده خود در مختصات امروز را ببیند. 
جهانی که با سرعت تغیر یافته و می یابد  ونسل جوان با فاصله فکری جهان انترنتی از ما دورمیشود.
امری که نمود آن در حاکمیت بمراتب ارتجاعی تر از ما ست هم از این روست که جریان های سنتی ایران قادرنیستند عمق خواست ،عمق اندیشه وعمل نسل جدید ایران را درک کنند . جریان هائی که درک نمی کنند  شکاف اصلی نه فقط میان حکومت و مردم، بلکه میان جوانانی است که اکنون در خیابان، دانشگاه، شبکه‌های اجتماعی و مهاجرت نقش اصلی رابازی میکنند.
نسلی با ویژگی های خود که نه انقلاب بهمن دیده، نه تجربهٔ انقلاب ۵۷ را دارد. نه نوستالژی دهه‌های گذشته را و نه صبر و تحمل نسل‌های پیشین را.
این نسل، برخلاف پدران و مادرانشان  زندگی را از صفر وهم پای تحولات زمان شاه در راستای ایران نوین شروع نکرده است .نسلیست بزرگ شده زیر آوار سنگین انقلاب اسلامی که تمامیت زندگی او را زیر آوار ارتجاعی خود مدفون کرده  و از او یک بمب  آماده انفجارساخته است.
نسلی بزرگ شده در بحران !
بحران اقتصادی ،اجتماعی ،فرهنگی ،سیاسی ،
آمیخته با ترس از سرکوب روزانه  و وحشت آینده . 
از همین رو نسلی است متفاوت و واقع بین نسبت به گذشته و آینده خود.
حسابگرو با خواست های مشخص که نگاه او به زندگی را نشان میدهد .
اودرکی غربی از زندگی دارد که محصول ارتباط روزانه وگسترده اش با جهان معاصر عمدتا با غرب است.
زندگی از نظر این نسل !
آن گونه زندگی بدون ترس وهراسی است که در آن حال و آینده اش تامین باشد .آینده روشن وقابل پیش بینی . نه زندگی در زیر نگاه های بسته حکومتی ایدئولوژیک.
فرقی نمی کند از نوع اسلامی باشد یا مجاهدینی ویا چپی که تا حال هر بلائی دیده وکشیده محصول همین نگاه ها بوده است .
او خواهان آزادی های فردی واجتماعی است .
خواهان حکومتی که در زندگی خصوصی شهر وندان خود دخالت نکند.
 امکان ساختن چنان جامعه آزاد ومرفهی در داخل را فراهم نماید که هیچگس خواهان مهاجرت از آن نباشد .
تصویری نزدیک به آن چه در زمان شاه نسبت به زمان خودجریان داشته.این ها تمامی عناصریست که  نگاه او به آینده وگذشته را معین می کند .
از این روبرای او این همه کشمکش وبحث های ایدئولوژیک تکرار مفاهیم نا آشنا دل بهم زن وخسته کننده است.
برای اومفاهیم حک شده در ذهن دهه پنجاهی ، دهه شصتی  که درسیمای دعواهای تاریخی کهنه شده بین این جریان ها رواج دارد فاقد جذابیت است! مانند برجسته کردن "ثابتی "ها ومانور دادن بر روی اووباد دادن خرمن های کهنه که هنوز دعوا بر سر مصدق از مباحث اصلی آن است. 
بحث های روتین ،جلسات ،کنگره ها ...و و و که همه مانند صفحه سنگی یک گرامافون قدیمی بسوزن افتاده است که مرتب تکرار می شود ومانع از دادن یک نقشه راه مبارزه متکی بر همبستگی ،ارائه یک چشم انداز روشن وقابل لمس می گردد.
چرا که متاسفانه اپوزیسیون فکر می کند آنچه که برای آن ها این همه مهم است برای نسل جدید نیز مهم وحیاتی است. حال که اصلا چنین نیست و بسیار مقولات ذهنی نسل ما برای نسل جدید محلی از اعراب ندارد ومایه تعجب است .
واقعیتی جامعه شناختی و روانشناسانه که متاسفانه از دریچه تنگ تفکر حاکمیت و اپوزیسیون پای بند آرمان های گذشته نمی تواند عبور کند .
امری مهم برای نسل نو که چشم بر آینده دوخته  نسل آینده محور ! نه سرگردانی در مزرعه فکری نسل گذشته که هنوز گرفتار در مقولات سیاسی وایدئولوژیک مربوط به زمان ماضیست.
گرفتاری که نتیجه عملی آن زیگزاگ زدن  در شعار های ضد امپریالیستی ،اسرائیل ستیزی ،برخاسته ازمبارزه بین اردوگاه امپریالیسم و سوسیالیسم بود! که با وجودد فروپاشی اردوگاه سوسیالیسم هنوز بصورت باوری مذهبی عمل میکند ،نزدیکی وغرابت نیروهای چپ و جمهوری خواهان را در بزنگاه ها بصور مختلف بنمایش می گذارد .
مخالفت با جریان ها وافراد ی که از شخص رضا پهلوی حمایت می کنند . همسوئی با حکومتی که از نظر آنها امروز در جنگ میهنی با امریکا واسرائیل است. 
حمایتی بشکل علم کردن خط سوم که عملا تلاشی برای انداختن شکاف در مبارزه با رژیم سرکوب گر اسلامی و کم رنگ کردن ابعاد جنایت صورت گرفته توسط حکومت اسلامیست.
راهی که هنوز بعد آن کشتار ده ها هزار نفری در روزهای هجدهم ونوزدهم آبان بر گذار مسالمت آمیز تکیه می کند. امری سخت آزار دهنده برای نسلی که تجربه پیاپی چهار سرکوب خشن ،شکنجه ،زندان ،واعدامهای بی شرمانه وتوقف ناپذیر  رژیم را در برابر چشمان خود می بیند وگذار مسالمت آمیز را کاملا غیر واقعی می داند .
نسلی که بدرستی اعتقاد دارد ساختار قدرت در جمهوری اسلامی بگونه ای طراحی شده که جائی برای هیچ گونه اصلاح و اصلاح طلبی باقی نمی گذارد.
از این روست که متاسفانه نگاه این نسل به اپوزیسیونی که مرتب اعلامیه می دهد وکاری به واقعیت آن ونتیجه عملی آن ندارد ! نگاهی نا باورانه است. 
عملکرد آنها را در حد حداکثریک تئوری سیاسی می داند! تا نشان دادن راهی عملی در جهت مبارزه با جمهوری اسلامی .
این نسل پی جور مانیفست مبارزه ای واقع بینانه است که بجای شعارو ادعای تکثر گرائی!جمع شدن وپراکنده گردیدن !واقعیت موجود در صحنه سیاسی واجتماعی را ببیند.واقع گریانه با نیرو های موجود در صحنه برخورد کند.
راه های عملی وحدت نیروهای واقعی ،دیدن توانائی  آنها دربسیج مردمی بخصوص جوانان را  در یابد.قبول کنداین را که چگونه نیروهای اپوزیسیون بابهره گرفتن از تمامی پتانسیل موجود در جامعه می توانند زمینه ساز یک اتحاد واقعی در جهت سرنگونی جمهوری باشند. تاکید بر این که تنها راه رهائی از مسیر اتحاد تمامی نیروها برای سرنگونی جمهوری اسلامی امکان پذیر است. این دید واقعه گرایانه نسل جدید است. 
ادامه دارد ابوالفضل محققی
.

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

کیانوش توکلی

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!