رفتن به محتوای اصلی
یکشنبه 23 فروردین 1405 - Sunday, 12 April 2026

مردم شهرها را مسلح کنید

مردم شهرها را مسلح کنید


 دریچه‌ی آخر: از «دوبی‌یزه کردنِ ایدئولوژیک» تا انجمادِ فرعونی در قرن ۲۱

وضعیت امروز ایران در آوریل ۲۰۲۶، تنها یک درگیری نظامی ساده یا یک جابجایی قدرت معمولی نیست؛ این یک «دریچه‌ی فرصت» تاریخی و تکرارناپذیر است که اگر از دست برود، نه تنها ملت ایران، بلکه کل دنیای آزاد با پدیده‌ای روبرو خواهد شد که مهارش چه بسا قرن‌ها به طول بینجامد. ما در نقطه‌ای ایستاده‌ایم که یا «سرِ اختاپوس» در تهران زده می‌شود، یا شاهد تولد یک نظام فئودالیِ نوین خواهیم بود که در آن، ایرانی بودن به یک «شهروندی درجه چندم» تبدیل می‌شود.

سپاه در حال طراحی مدلی است که من آن را «دوبی‌یزه کردنِ ایدئولوژیک» می‌نامم؛ اما با نسخه‌ای به‌مراتب تاریک‌تر و ویران‌کننده‌تر. در مدل دوبی، ده درصدِ بومی، آقای جامعه هستند و رفاهشان تضمین است و بقیه از پاکستانی ها و سایر اعراب و ملیتی های جامعه بخش خدمات برای این ده درصد هستند ده درصدِ بومی، اشراف فئودال صاحب قدرت و کارخانه ها (بجای زمین در قرون وسطا) آقای جامعه هستند و رفاهشان تضمین است و بقیه از پاکستانی ها و سایر اعراب و حتا ملیت های اروپایی بخش خدمات برای این ده درصد هستند.. اما در ایرانِ مدنظرِ سپاه، این یک «کاست حاکم» (شامل لایه‌های وفادار و نظامی) است که جای آن ده درصد را می‌گیرد. با این تفاوت بنیادین که در این ساختار، «ایرانی بودن» نه تنها امتیاز نیست، بلکه یک مانع و جرم محسوب می‌شود. استراتژی آن‌ها برای بقا، «وارداتِ وفاداری» است؛ فراخوان آدم‌های ارزان و بی‌سروپا از مناطق فقرزده‌ی آفریقا و خاورمیانه برای جایگزینی جمعیت معترض و متخصص ایرانی. این مزدوران که هیچ علقه تاریخی، فرهنگی و عاطفی به این خاک ندارند، برای حفظِ امتیازات، خانه‌ها و جیره‌هایی که به آن‌ها بخشیده شده، بدون لرزشِ دست و با سنگدلی تمام، به روی شهروندِ ایرانی شلیک می‌کنند. این یعنی استحاله ماهوی ایران و تبدیل آن به یک «پادگان جهانی» و هاب لجستیکی برای تروریسم، جایی که ثروت ملی تنها در اختیار لُردها و مزدورانِ غیرایرانی‌شان خواهد بود.

در کنار این تهدید جهانی، ما در داخل ایران شاهد تولد یک مدل فئودالیسم قرون‌وسطایی در قلب قرن ۲۱ خواهیم بود؛ چیزی شبیه به آنچه امروز در کره شمالی در جریان است. این یک روند ثابت و ایستا را به وجود می‌آورد که نظیرش را تنها در نظام‌های بسته فئودالی یا دوران فرعونی مصر باستان با قدمت چند هزار ساله می‌توان یافت. در چنین نظامهایی علم نه برای پویایی جامعه که برای سرکوب بکار گرفته میشود. مثل مونتاژ پهبادهای ارزان قیمت شاهد سپاه که با استفاده از تکنولوژی غرب برای ایجاد نا امنی در جهان بکار گرفته می‌شود و غرب بابت در افتادن با آن‌ها باید گاه تا صد برابر قیمت یک شاهد خرج سلاح دفع کننده آن باشد. مثل شهرهای موشکی یزد و کرمان که در به لحاظ تکنولوژی بکار رفته در جهان نظیر ندارند. 

شاید این چشم‌انداز، اغراق‌آمیز و سیاه به نظر برسد، اما به یاد بیاوریم که اگر امروز پدیده «کره شمالی» وجود نداشت و کسی می‌خواست وجح فئودالی آن را پیش‌بینی کند، با همین اتهامِ اغراق روبرو می‌شد. ما با یک «ایستاییِ مطلقِ سیاسی» و مرگِ پویاییِ اجتماعی روبرو هستیم؛ وضعیتی که در آن زمان برای یک ملت متوقف می‌شود تا بقای یک فرقه تضمین گردد. آیا این ادعا اغراق است؟ شاید. اما سوال اصلی اینجاست: کدام شواهد یا چشم‌اندازِ عینی در دست داریم که خلافِ این روندِ ترسناک را نشان بدهد؟ دکترین پهلوی ها سربلندی ایران و رساندن ایران به تمدن بزرگ چه به لحاظ تکنولوژی و چه فرهنگی و انسانی بود. اما دکترین سپاه؟ 

۲. توهمِ قدرت در برابر «وانت‌های دوشکاسوار»

خیلی زور دارد که ملتی با شکوهِ تاریخی، تن به تسلیم بدهد؛ نه به این دلیل که مقابلش سلاح اتمی یا بمب‌افکن است، بلکه به این دلیل که مقابلش چند تفنگ‌دارِ وانت‌سوار ایستاده‌اند. همین تعداد اندک را دارند با کودکان تقویت می‌کنند و اگر نشد.. که نمیشود.. از فاطمیون و سایر اراذل منطقه که حیواناتی فاقد شعور بیش نیستند و سلاح در دست مثل یک پیام آور مرگ عمل می‌کنند استفاده می کنند. اگر امروز بر این نیروهای شیطانی و سلاح‌های سبک شان در شهرها و ایست بازرسی ها غلبه نکنیم، فردا که سپاه خود را بازیافت و با کمک تکنولوژی‌های نظارتی چین و روسیه، سیستمِ سرکوب را خودکار (اتوماتیک) کرد، دیگر کسی حریف نخواهد بود. همین امروز سپاه دارای پهبادهایی هست که دارای هوش مصنوعی کنترل وضعیت جمعیت معترض را دارد و توانست با توان شگرفی اعتراضات دیماه را «جمع» کند. فردا سگ‌های روباتیک و مسلح را نیز میتواند به جان مردم معترض بیاندازد.. منظورم سگ‌های رباتیک واقعی است نه آدم ها! آن‌ها دارای این تکنولوژی ها هستند یا دانش آن را دارند و ساخت این ابزار تنها موضوع زمان است. شاید باز بنظر اغراق بیاید اما چند بار باید ما سورپرایز شویم تا باور کنیم که این‌ها قدرت ساخت ابزار شیطانی شان نا محدود است. شهر موشکی یزد و کرمان و تکنولوژی بسیار پیشرفته ای که در جهان نظیر ندارد یک نمونه دیگر این توانایی تکنولوژیک سپاه پاسداران است. فعلاً جهان توان رؤیارویی با این توان تکنولوژیک را دارد اما فردا چه؟



 

نقطه امید بخش این است که امروز سپاه هنوز نتوانسته «خوراک ایدئولوژیک» لازم را برای خدمه توپخانه و خلبانانش فراهم کند. سرباز ایرانی هنوز در لحظه شلیک به هم‌وطنش تردید دارد. اما اگر این پنجره بسته شود، سپاه جای این نیروهای مردد را با همان «مزدوران بی‌هویت» پر خواهد کرد که امروز مشت نمونه خروارش را از عراق و افغانستان وارد کرد. منتظر باشید از همان کشورهای آفریقایی که طلبه و آخوند پرورش داد هزاران هزار مزدوری که بیرون روستای شان در یک صحرای آفریقایی را ندیده اند را نیز استخدام کنند و به سر زن و بچه ما بریزند. وقتی مردم می‌گویند بیشرف، دلیلش همین هاست که ذات پلید سپاه و سردارانش را مردم خوب می شناسند

۳. انجماد تمدنی؛ فراتر از سوریه و لیبی

غرب مدام از «سوریه‌ای شدنِ ایران» می‌ترسد، اما نمی‌فهمد که خطرِ اصلی، «انجماد تمدنی» شبیه به مصر باستان یا فئودالیسم قرون وسطاست. سوریه و لیبی برای غرب فقط دردسرِ مهاجرت و چند عملیات تروریستی داشتند که مهار شد. اما ایرانِ تحت سلطه‌ی این کاست، یک «کارخانه دائمی بحران» است.

پیام به واشینگتن و تل‌آویو روشن است: زدنِ بازوهای نیابتی (حزب‌الله و حماس) مثل زدنِ شاخ و برگ است؛ تا زمانی که قلبِ اختاپوس در تهران می‌تپد، بازوها دوباره رشد می‌کنند. اسرائیل اگر می‌خواهد شب سرِ آرام بر بالین بگذارد، باید بفهمد که هزینه «جنگِ امروز»، بسیار کمتر از هزینه همزیستی با یک ایرانِ فئودالیِ مجهز به بمب اتم در فرداست.

۴. ریگِ داخل کفش و تنبلیِ استراتژیک غرب

چرا واشینگتن مردد است؟ چون مسئله ایران برای سیاستمدار آمریکایی که نگران گلف و مهمانی‌هایش است، مثل یک «قطعه ریگ داخل کفش» است. او مدام ریگ را زیر شست پایش جابجا می‌کند تا لنگ‌لنگان راه برود، اما حاضر نیست کفش را درآورد و ریگ را بیرون بیندازد.

آن‌ها از «خلاء قدرت» می‌ترسند، در حالی که حتی یک ایرانِ آشفته و آنارشیست برای امنیت جهانی، صد پله بهتر از یک ایرانِ فئودالیِ مجهز به موشک‌های بالستیک است. کسی که نگران امنیتِ پس از سپاه است، اصلاً نباید جنگِ ۲۰۲۶ را شروع می‌کرد. توقف در نیمه راه، یعنی رها کردنِ ملت در چنگالِ یک مارِ زخمی و از آن بدتر پرداخت هزینه این اشتباه راهبردی توسط غرب در ده سال آینده.

۵. نقطه امید: فرسودگیِ پنهان؛ وقتی دوشکاها خسته می‌شوند

برخلاف رجزخوانی‌های تلویزیونی، بدنه سرکوب در ایران به‌شدت فرسوده است. یک ماه جنگ، اعصاب و جسمِ نیروهای ایست بازرسی را جویده است. تسلیم شدنِ نیروهای حزب‌الله در اوین روزهای آوریل در لبنان بدون درگیری، پیش‌درآمدِ اتفاقی است که در ایران خواهد افتاد.

بسیجی جوانی که سرِ شب از خستگی گیجِ خواب است، نگهبانی و بیداری برایش شکنجه است. این نیروها دیگر به «خامنه‌ای» عشق نمی‌ورزند؛ آن‌ها نزد خود می‌اندیشند: «ما داریم با خودمان چه می‌کنیم؟» و کم کم گریزها و سر خدمت نرفتن ها آغاز شده است. این «گسستِ اراده»، بزرگترین نقطه ضعف سپاه در برابر قیامِ احتمالیِ محلات است.

نتیجه‌گیری: اکنون یا هرگز

اتحاد استراتژیک میان مردم ایران، اسرائیل و کشورهای منطقه (که در پیمان ابراهیمِ ۱۰۰ درصدی ریشه دارد)، تکرارناپذیر است. این روحیه و این دریچه‌ی فرصت، شاید دیگر در سده‌های آینده تکرار نشود.

پیام نهایی به غرب: زیرساخت‌های زیستی (آب و برق) را نزنید تا مردم مجبور به مهاجرت نشوند. به جای آن، راهِ تسلیحِ محلات را باز کنید. حال اگر به هر دلیلی لازم دیدید زیر ساخت ها را بزنید اما از مسلح کردن مردم شهرها غافل نشوید. با نیروی هوابرد سلاح سبک و مهمات بر بام شهرها بریزید و مبارزات مردم و جنگ شان را سپاه و نیابتی هایش را از هوا پشتیبانی کنید. مردم ما در سال 57 چنین مبارزه‌ای را تجربه کرده‌اند و در کشور هرج و مرج و سوریه ای شدن رخ نداد و بازهم رخ نخواهد داد.

اگر امروز این کاستِ تبهکار از این جنگ سر سالم به در ببرد، ایران به یک «پادگان غیرقابل نفوذ» تبدیل می‌شود که در آن، نسل‌های آینده ما را ملامت خواهند کرد که چرا وقتی دشمن در ضعیف‌ترین حالتش بود، ضربه نهایی را نزدیم.

امروز، روزِ بیرون انداختنِ ریگ از کفش است؛ پیش از آنکه پا به کلی از کار بیفتد.



 



 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

محسن کردی

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!