خانه ام آتش گرفته ست،آتشی بیرحم!
همچنان می سوزد این آتش
نقشهائی را که می بستیم به خون دل
به سر و چشم و در ودیوار
در شب رسوای بی حاصل!
وقتی ۴۷ سال پیش در شبی رسوا ابلیس پیر بر خانه ام تسلط یافت و انقلابیون مسلمان دست در دست چپ روسی و ملیون مذهبی! پیشانی بدرگه ابلیس نهادند، آتشی به جان ایران افتاد که همچنان همه هستی ما را سوزاند و نابود می کند!
کمتر کسی بود که نداند ادامه سیاستهای نا بخردانه حکومت اسلامی پای جنگ و بیگانگان را به میهن ما باز می کنند!
آخرین نسل اسلام سیاسی دست در دست چپ محور مقاومتی بر ویرانه های ایران چون جغدی شوم قهقهه میرنند که چه نشسته اید! رژیم اسلامی در حال شکست امپریا لیسم آمریکا و ترامپ مغرور است!بهای نفت از ۱۰۰ دلار گذشته، عربستان و امارات و کویت و ...را موشکهای رژیم اسلامی به آتش کشیده اند و عنقریب چینِ رفیق و برادر بجای آمریکای جهانخوار به صدر می نشیند.چپ محور مقاومتی و اسلام سیاسی را با تاریخ میانه ای نیست! خویشتن به کری و کوری زدند و فراموش کردند درست در همان زمانیکه مشتی بی سر جلوی سفارت امریکای بسته شده در تهران مرگ بر امریکا می گفتند، صدر حزب کمونیست چین دن شیائو پینگ از واشنگتن دیدار می کرد و پایه های توسعه چین را با سرمایه های آمریکائی بنیان می نهاد، فرزانه چینی میدانست که با مرگ براین وان و شعارهای کم ارزش احساسی نمی توان به توسعه رسید و چین را از فقر و گرسنگی رهائی داد، باید با امریکا همزیستی کرد، چیزی که چپ و پیروان خمینی هرگز نفهمیدند.
دیشب که ذوب آهن اصفهان به آتش کشیده شد، به گمان من آخرین بذرهای ضد امپریالیستی و محور مقاومتی که با ۴۷ سال دشمنی با آمریکا و اسرائیل و حزب الله سازی کاشته شده بود ببار نشست و یکی از مظاهر خروج ایران از چرخه عقب ماندگی که محصول ز حمات و خون دل خوردن چند نسل ایرانی بود نابود شد.
بسیاری شاید ندانند که چندین نسل ایران آرزوی بزرگشان ذوب آهن بود.
رضا شاه هنوز جند سالی از به تخت نشستنش نگدشته بود که بی توجه فقر وادباری که به او ارث رسیده بود، خرید ذوب آهن را در زوزنامه های انگلیس و فرانسه به مناقصه گذاشت! ۱۲ملیون تومان لازم بود که کارها اغاز شود، و این از توان ایران آنروز خارج بود! به همین جهت و یکی دو مشکل دیگر سالها ذوب آهن داشتن تنها یک آرزو بود که نهایتا در سالهای آخر رضاشاه از کروپ آلمان (کروپ را بعدها محمد رضا شاه برای ایران خرید و با انقلاب تحویل آخوندهاشد) کارخانه ای خریده شد، قسمتهائی از آن به ایران حمل شد، که جنگ جهانی دوم همه چیز را بهم ریخت.
از سال ۱۳۰۶ که رضاشاه خرید ذوب آهن را به مناقصه گذاشت تا سال ۱۳۴۶ که که محمد رضا شاه پهلوی اولین سنگ بنای کارخانه را در محل آتش گرفته دیشب نصب کرد ۴۰ سال گذشت، غرب حاضر به فروش کارخانه به ایران نشد، دولت وقت بدون توجه به مخالفت امریکا قرارداد خرید را با اتحاد شوروی امضاء کرد، انهم بدون پرداخت دیناری ارز ! هزینه ساخت این کارخانه در مقابل صادرات تدریجی گاز ایران به اتحاد شوروی پرداخته شد، شاه در میان استقبال میکویان و کاسگین نخست وزیر شوروی در فرودگاه مسکو قرار ومدارها را با روسها گذاشت و تکنیسین ها و مهندسین روسی بتدریج ساخت کارخانه ذوب آهن را اغاز کردند.
۶ سال بعد در میان خوشحالی وصف ناپذیر همه ایران دوستان و آرزومندان توسعه کشور کارخانه افتتاح شد!
این کارخانه را سالی پیش از انقلاب دیده بودم، دیشب به یاد گذشته ها و ارزوهائی که برای توسعه ایران داشتیم، به سیل اشک ره خواب زدم.
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!