آیا حقوق بینالملل بدون معیار است؟ نامه سرگشاده به رئیسجمهور آلمان آقای فرانک والتر اشتاین مایر :
نقدی بر مواضع یکجانبه و فقدان شفافیت در قبال رژیم ایران
جناب آقای رئیسجمهور اشتاینمایر،
اظهارات اخیر شما درباره حقوق بینالملل بخش مهمی از واقعیت را نادیده میگیرد: جمهوری اسلامی ایران نه تنها بازیگری در منازعات ژئوپلیتیک است، بلکه رژیمی تمامیتخواه است که دهههاست بهطور سیستماتیک علیه مردم خود جنگ به راه انداخته است. سخن گفتن از نقض حقوق بینالملل بدون اشاره به این واقعیت بنیادین، به نوعی یکجانبهنگری خطرناک میانجامد. این یکجانبهنگری بهطور هدفمند از سوی رژیم بهعنوان ابزار تبلیغاتی مورد استفاده قرار میگیرد، سرکوب را مشروع جلوه میدهد، خشونت را نسبی میسازد و کسانی را که در ایران برای آزادی مبارزه میکنند، تضعیف میکند.
رویدادهای ۸ و ۹ ژانویه ۲۰۲۶ نمونهای روشن از این واقعیت هستند. مردم برای آزادی و دموکراسی به خیابان آمدند — و هدف گلوله قرار گرفتند. آنچه رخ داد، بنا بر تمامی گزارشهای موجود، نه یک مورد استثنایی، بلکه جلوهای از خشونت سیستماتیک تا حد جنایت علیه بشریت بود. اگر چنین اعمالی با همان صراحتی که سایر نقضهای حقوق بینالملل محکوم میشوند، بیان نشوند، هرگونه استناد به قانون و کرامت انسانی، اعتبار خود را از دست میدهد.
من این نامه را نه تنها بهعنوان یک ناظر، بلکه بهعنوان فردی مینویسم که در اکتبر ۲۰۲۵ از سوی شما با نشان لیاقت فدرال (Bundesverdienstkreuz) مورد تقدیر قرار گرفته است. من این نشان را به مردم ایران، به جنبش «زن، زندگی، آزادی»، به زندانیان سیاسی و به قربانیان خشونت دولتی تقدیم کردهام. از این رو، خود را موظف میدانم که صریح سخن بگویم، و در عین حال انتظار دارم که صدای من شنیده شود. دفاع معتبر از حقوق بینالملل و کرامت انسانی نمیتواند گزینشی باشد. هر کس از قانون دفاع میکند، باید آن را بهطور کامل دفاع کند. محکومیت نقض حقوق بینالملل و شدیدترین موارد نقض حقوق بشر نباید بهصورت انتخابی انجام شود. آنچه در یک مورد با صراحت بیان میشود، باید در سایر موارد نیز با همان پیامدهای اخلاقی و سیاسی مطرح گردد.
در همین راستا، انتظار بهجاست که تحلیلهای سیاسی و اظهارات عمومی، این مسئولیت را بازتاب دهند. این امر مستلزم آن است که اظهارات پیشین با توجه به تحولات اخیر دقیقتر بیان شوند، واقعیت ایران با تمام ابعاد آن مطرح گردد، و بهویژه رژیم ایران همانگونه که هست نامگذاری شود: سیستمی مبتنی بر خشونت سیستماتیک علیه مردم خود.
همچنین انتظار میرود که رویدادهای ۸ و ۹ ژانویه با شفافیت لازم بهعنوان نقضهای شدید حقوق بشر تا حد جنایت علیه بشریت ارزیابی شوند و این ارزیابی بهصورت منسجم در زبان و مواضع سیاسی بازتاب یابد.
چنین شفافیتی صرفاً یک موضع سیاسی در میان دیگر مواضع نیست، بلکه شرط لازم برای حفظ اعتبار است. این امر تعیین میکند که آیا دفاع از قانون و کرامت انسانی بهعنوان یک اصل جهانشمول درک میشود یا بهعنوان رویکردی گزینشی که از سوی آسیبدیدگان بهمثابه تبعیض تلقی میگردد.
من پیشتر نیز در ماه ژانویه پس از کشتار سراسری در ایران برای شما نامه نوشتم و درخواست گفتوگو کردم، اما تاکنون پاسخی دریافت نکردهام.
چالش اساسی در این است که بتوان به نگاهی متعادل و مسئولانه نسبت به جهان دست یافت ، نگاهی که بر پایه احترام استوار باشد و در عین حال واقعیت را بهروشنی و بدون ابهام بیان کند.
ارتباطات سیاسی نباید یکجانبه باشد یا شتابزده بر جنبههای خاصی محدود شود.
این امر مستلزم توانایی همدلی و در عین حال شجاعت در بیان صریح حقیقت است.
زیرا تنها کسی که آمادگی دارد خود را جای دیگران بگذارد و همزمان باورها و دیدگاههای خود را آشکارا بیان کند، میتواند بهعنوان یک کنشگر سیاسی مسئول، بهطور قابلاعتماد عمل کند.
با احترام
بهروز اسدی
دارنده نشان لیاقت فدرال آلمان
فعال حقوق بشر
سخنگوی "زن، زندگی، آزادی" – آلمان
صندوق پستی ۹۳ ۰۲ ۲۰
۶۰۴۵۷ فرانکفورت آم ماین
۲۶.مارتس ۲۰۲۶
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!
دیدگاهها
زنخدایی که دادگزار است و دلاور دوران.
کلام این زنخدای عزیز دوست داشنی، حقگزار ایست و شایان آفرینگوییها.
https://www.youtube.com/watch?v=vr8wyU6USGI
شاد زیید و دیر زیید!
فرامرز حیدریان
جناب آقای اسدی گرامی، دغدغه…
جناب آقای اسدی گرامی،
دغدغه شما درباره حقوق بشر در ایران قابل احترام است. اما متن شما در شیوه استدلال و چارچوببندی دچار اشکال است و همین مسئله از اثرگذاری آن کم میکند.
جناب آقای اسدی گرامی،
دغدغه شما درباره حقوق بشر در ایران قابل احترام است. اما متن شما در شیوه استدلال و چارچوببندی دچار اشکال است و همین مسئله از اثرگذاری آن کم میکند.
نخست، شما دو حوزه متفاوت را بههم گره میزنید. حقوق بینالملل روابط میان دولتها را تنظیم میکند و حقوق بشر بر رفتار دولت با شهروندان تمرکز دارد. این دو بههم مرتبط هستند، اما یکی نیستند. وقتی نقض حقوق بشر در ایران را شرط اعتبار موضعگیری درباره حقوق بینالملل قرار میدهید، هر دو بحث را تضعیف میکنید. در این حالت، نه نقد شما بر جنگ دقیق میماند و نه دفاع شما از حقوق بشر متمرکز.
دوم، پرسش آغازین شما جهتدار است. شما با طرح این سوال که آیا حقوق بینالملل بدون معیار است، پاسخ را از پیش تعیین میکنید. این نوع صورتبندی گفتوگو ایجاد نمیکند و مخاطب را در موضع دفاعی قرار میدهد. در چنین شرایطی، حتی نقد درست هم شنیده نمیشود.
اگر فرانک والتر اشتاینمایر پاسخ «نه» بدهد، یعنی بپذیرد که حقوق بینالملل بدون معیار است. چنین موضعی برای رئیسجمهور آلمان قابل تصور نیست و جایگاه حقوقی کشور را تضعیف میکند.
اگر پاسخ «بله» بدهد، یعنی بر وجود معیار در حقوق بینالملل تأکید کند. در این صورت، مقدمه نامه موضوعیت خود را از دست میدهد و متن به یک تذکر کلی تقلیل پیدا میکند.
سوم، استدلال شما این برداشت را ایجاد میکند که حقوق بینالملل زمانی معتبر است که با اولویتهای سیاسی ما همسو باشد. . این نگاه در سطح بینالمللی بهعنوان نسبیسازی قانون تعبیر میشود. اگر قرار باشد هر نقضی با نقضی دیگر سنجیده شود، اصل جهانشمول بودن قانون زیر سوال میرود.
چهارم، اشاره به نشان لیاقت فدرال، متن را از یک نقد اصولی به یک موضعگیری شخصی نزدیک میکند. اعتبار یک نامه سیاسی باید از انسجام استدلال بیاید، نه از موقعیت فردی.
با احترام، اسماعیل مرادی