رفتن به محتوای اصلی
یکشنبه 23 فروردین 1405 - Sunday, 12 April 2026

زنان دربار قاجار و بیداری ناخواسته زنان ایران

زنان دربار قاجار و بیداری ناخواسته زنان ایران

زنان دربار قاجار و بیداری ناخواسته زنان ایران
این مقاله بخشی از مجموعه پژوهشی «تاریخچه جنبش زنان ایران» است که به بررسی ریشه‌های تاریخی آگاهی زنان در ایران می‌پردازد. در این نوشتار، نقش زنان دربار قاجار مورد بررسی قرار می‌گیرد؛ زنانی که هرچند در چارچوب ساختار استبدادی و مردسالارانهٔ آن دوران زندگی می‌کردند، اما حضور و نفوذ آنان در دربار، نشانه‌هایی از قدرت و امکان کنش زنانه را در تاریخ اجتماعی ایران آشکار ساخت.
به دلیل گستردگی موضوع، این مقاله، مقالهٔ «زنان دربار قاجار و بیداری ناخواسته زنان ایران» در دو بخش منتشر می‌شود. در بخش نخست، جایگاه «مهدعلیا» بررسی می‌شود. این بررسی نشان می‌دهد که حتی در فضای بستهٔ حرمسرا نیز شبکه‌هایی از قدرت، ارتباط و تأثیرگذاری زنانه شکل گرفته بود؛ شبکه‌هایی که به زنان امکان می‌داد در گردش اطلاعات دربار و گاه در برخی تصمیم‌های سیاسی کشور نقش ایفا کنند.

بخش اول
مهدعلیا و ساختار قدرت زنانه در دربار قاجار

به قلم: آناهیتا دی‌پیر
زنان بانفوذ دربار قاجار نمونه‌ای قابل توجه از حضور و قدرت زن در تعیین سرنوشت و تصمیم‌های سیاسی و اجتماعی آن دوران هستند. با این حال، نباید فراموش کرد که بیشتر این زنان خود در چارچوب ساختار استبدادی قاجار زندگی می‌کردند و در بسیاری موارد بخشی از همان نظام قدرت بودند. رقابت‌های درون حرمسرا، تلاش برای کسب نفوذ بیشتر در دربار، و حتی استفاده از نفوذ عاطفی یا جنسی برای تثبیت جایگاه در ساختار قدرت، از واقعیت‌های انکارناپذیر زندگی آنان به شمار می‌رفت. اشاره به این جنبه‌ها ضروری است، زیرا این مقاله با آگاهی از همین وجوه پیچیده و گاه منفی به بررسی نقش آنان می‌پردازد.
هدف این مقاله نشان دادن جلوه‌ای از قدرت زن در جامعه‌ای عمیقاً مردسالار، سنتی و مذهبی در عصر قاجار است. نفوذ زنان در دربار، حتی اگر در آغاز بر بستر رقابت‌های فردی و قدرت‌نمایی در فضای حرمسرا شکل گرفته باشد، در گذر زمان پیامدهای اجتماعی و سیاسی گسترده‌تری پیدا کرد و بازتاب آن در لایه‌های پایین‌تر جامعه نیز دیده شد.
برای درک تاریخی ریشه‌های ابتدایی آگاهی زنان در ایران، می‌توان زنان دربار قاجار را در سه گروه بررسی کرد. این تقسیم‌بندی امکان تحلیل روشن‌تری از موقعیت و نقش آنان فراهم می‌کند
۱- زنان قدرتمند دربار؛ مانند آسیه خانم (ملکه مادر) و ملک‌جهان خانم  مشهور به مهدعلیا
۲- زنان بانفوذ حرمسرا؛ همچون انیس‌الدوله و جیران 
۳- زنان آگاه و منتقد دربار؛ مانند تاج‌السلطنه

حرمسرا به عنوان یک نهاد قدرت سیاسی
در پژوهش‌های جدید تاریخ اجتماعی ایران نشان داده شده است که حرمسرا تنها فضایی خصوصی و محدود به زندگی خانوادگی شاه نبود، بلکه در بسیاری موارد به یکی از مراکز شکل‌گیری شبکه‌های غیررسمی قدرت در دربار تبدیل شده بود. در این فضا، زنان می‌توانستند از طریق ارتباط با شاه، شاهزادگان، خواجگان و رجال دربار، در گردش اطلاعات و حتی در برخی تصمیم‌های سیاسی نقش ایفا کنند.
به این ترتیب، حرمسرا نه تنها محل زندگی زنان دربار، بلکه عرصه‌ای برای ابراز نفوذ زنان در سیاست درباری نیز به شمار می‌رفت؛ جایی که اخبار، شایعات و اطلاعات سیاسی میان حلقه‌های مختلف قدرت جریان می‌یافت و گاه مسیر تصمیم‌های سیاسی را نیز تحت تأثیر قرار می‌داد.
از این رو، خواه بپذیریم یا نه، بررسی نقش زنان دربار قاجار یکی از فصل‌های مهم در مطالعهٔ «تاریخچه جنبش زنان ایران» است. زیرا درک این فضا نشان می‌دهد که چگونه حتی در محدودترین ساختارهای اجتماعی، زنان توانستند – هرچند در قالبی غیررسمی – در شبکه‌های قدرت حضور پیدا کنند.

بازخوانی نقش «مهدعلیا» و زنان بانفوذ در شکل‌گیری آگاهی زنانه در عصر قاجار
اگرچه تاریخ ایران خاطرات چندان خوشی از دورهٔ قاجار در ذهن ندارد – دورانی که با ضعف دولت مرکزی، نفوذ قدرت‌های خارجی، بحران‌های اقتصادی و نارضایتی‌های گستردهٔ اجتماعی همراه بود – اما پارادوکس تاریخ آن است که در دل همین دوران، نخستین نشانه‌های آگاهی زنان در ایران معاصر نیز شکل گرفت.
در نگاه نخست شاید چنین به نظر برسد که این بیداری باید از دل جنبش‌های اجتماعی یا تلاش‌های اصلاح‌طلبانهٔ روشنفکران برخاسته باشد. اما اگر دقیق‌تر بنگریم، خواهیم دید که بخشی از این بذرها در فضای بسته و پیچیدهٔ دربار قاجار و حرمسرا کاشته شد؛ جایی که زنانی با عنوان «مهدعلیا» – یعنی مادر شاه – و دیگر زنان بانفوذ دربار، هرچند در چارچوب ساختار سنتی قدرت عمل می‌کردند، نقش‌هایی ایفا کردند که پیامدهای آن بعدها در تحولات اجتماعی جامعه نیز بازتاب یافت.
این زنان نه لزوماً فمینیست بودند و نه قصد داشتند نظم مردسالارانهٔ زمان خود را به چالش بکشند. با این حال، حضور آنان در ساختار قدرت درباری، مدیریت حرمسرا، ارتباط با رجال سیاسی و شبکه‌های درباری، و گاه حمایت از فعالیت‌های فرهنگی و آموزشی، ناخواسته نشان داد که زن نیز می‌تواند در عرصهٔ قدرت و تصمیم‌گیری نقشی فعال داشته باشد.
از همین رو، اگر بخواهیم ریشه‌های نخستین نشانه‌های آگاهی زنانه در ایران معاصر را جست‌وجو کنیم، ناگزیر باید – با همهٔ نقدهایی که به ساختار استبدادی آن زمان وارد است – به نقش زنان دربار قاجار نیز توجه کنیم. حضور آنان در ساختار قدرت، هرچند در چارچوب نظم سنتی و مردسالارانهٔ دربار شکل گرفته بود، به تدریج تصویری تازه از امکان حضور زن در عرصه‌های اجتماعی و سیاسی در ذهن جامعه بر جای گذاشت.
به همین دلیل، بررسی نقش زنانی که عنوان «مهدعلیا» داشتند و دیگر زنان بانفوذ دربار، تنها مطالعهٔ بخشی از تاریخ دربار قاجار نیست؛ بلکه بخشی از تلاش برای فهم ریشه‌های نخستین تجربه‌های قدرت و آگاهی زنانه در تاریخ معاصر ایران است.

مفهوم «مهدعلیا» در ساختار قدرت قاجار
عنوان «مهدعلیا» یکی از مهم‌ترین القاب زنان در دربار قاجار بود که در سنت درباری ایران به «مادر شاه» داده می‌شد. هرچند این عنوان پیش از دوره قاجار نیز در برخی ساختارهای سلطنتی وجود داشت، اما در عصر قاجار اهمیت و کارکرد سیاسی ویژه‌ای یافت.
این عنوان از ترکیب دو واژه شکل گرفته است: «مهد» به معنای گهواره و «علیا» به معنای والا و بلندمرتبه. بنابراین «مهدعلیا» به بانویی اطلاق می‌شد که گهوارهٔ شاه را پرورش داده و از جایگاهی والا در ساختار دربار برخوردار است.
در ساختار پدرسالارانهٔ حکومت قاجار، زنان به طور رسمی نقشی در اداره حکومت نداشتند. با این حال، مادر شاه غالباً از نفوذ قابل توجهی برخوردار بود. این نفوذ از عوامل مختلفی سرچشمه می‌گرفت؛ از جمله نزدیکی عاطفی به شاه، مدیریت گستردهٔ حرمسرا، ارتباط با شاهزادگان و نیز برخورداری از شبکه‌ای از خدمتکاران، خواجگان و درباریان که در گردش اطلاعات و مناسبات قدرت نقش داشتند.
از همین رو، مهدعلیا در عمل اغلب به عنوان مشاور غیررسمی شاه شناخته می‌شد. او گاه واسطه‌ای میان دربار و رجال سیاسی بود و در برخی موارد حتی به یکی از بازیگران پشت پردهٔ سیاست دربار تبدیل می‌شد. به این ترتیب، هرچند ساختار رسمی حکومت قاجار جایگاهی برای مشارکت سیاسی زنان در نظر نگرفته بود، اما در واقعیت، نفوذ مادر شاه می‌توانست در بسیاری از تصمیم‌های درباری و سیاسی اثرگذار باشد.

مهم‌ترین زنان با عنوان مهد‌علیا در دوران قاجار  
در ادامه، به طور خلاصه به برخی از زنان بانفوذ و قدرتمند در دربار قاجار اشاره می‌کنم؛ زنانی که هر یک به شکلی در ساختار قدرت آن زمان حضور داشتند. شاید تقدیر تاریخی آنان را ناخواسته در مسیری قرار داد که خود از آن آگاه نبودند، اما همین حضور و نفوذ، به تدریج زمینه‌ای برای شکل‌گیری تجربه‌های نخستین قدرت و نقش سیاسی زنان در تاریخ ایران عصر قاجار فراهم کرد.
بررسی زندگی و نقش این زنان نشان می‌دهد که حتی در دل ساختاری عمیقاً مردسالار، زنان نیز می‌توانستند – هرچند در قالبی غیررسمی و محدود – در شبکه‌های قدرت و تصمیم‌گیری دربار حضور داشته باشند. از همین رو، شناخت آنان بخشی مهم از فهم تحولات اجتماعی و تاریخی جایگاه زنان در ایران به شمار می‌آید.

آسیه خانم عزالدین قاجار – ملکه مادر
آسیه خانم، مشهور به «ملکه مادر»، از زنان مهم در شکل‌گیری دولت قاجار به شمار می‌آید. او همسر فتحعلی شاه قاجار، مادر محمدشاه قاجار و اولین زنی بود که در عصر قاجار لقب «مهد علیا» گرفت. 
آسیه خانم از خاندان عزالدین قاجار بود؛ شاخه‌ای از خاندان قاجار که پیوندهای سیاسی مهمی با شاخه سلطنت داشت. در ساختار سیاسی و قبیله‌ای قاجار، چنین ازدواج‌هایی اهمیت فراوانی داشتند، زیرا از طریق پیوندهای خانوادگی و قبیله‌ای، پایه‌های قدرت و وفاداری در دربار تثبیت می‌شد.
پس از مرگ فتحعلی شاه، رقابت شدیدی میان شاهزادگان برای دستیابی به قدرت شکل گرفت. در چنین شرایطی، آسیه خانم از محمدشاه حمایت کرد و در تثبیت سلطنت او نقشی مهم ایفا کرد. همین نقش نشان می‌دهد که مادرِ شاه می‌توانست در لحظه‌های حساس انتقال قدرت، در تعیین سرنوشت سیاسی کشور تأثیرگذار باشد.
اهمیت تاریخی آسیه خانم در این است که او یکی از نخستین نمونه‌های «ملکه مادر» بانفوذ در سیاست دربار قاجار بود؛ زنی که توانست در روند انتخاب و تثبیت شاه ایران نقشی فعال ایفا کند. حضور او در دربار تنها به نفوذ عاطفی بر شاه محدود نمی‌شد، بلکه در ایجاد و مدیریت شبکه‌ای از روابط خانوادگی و درباری برای حفظ ثبات قدرت نیز نقش داشت.
البته درباره او تنها از نقش‌های مثبت سخن گفته نشده است. برخی مورخان به جنبه‌های منفی عملکرد او نیز اشاره کرده‌اند؛ از جمله تلاش برای حفظ ساختار اشرافی و درباری قدرت و مشارکت در رقابت‌های درون‌درباری میان شاهزادگان. همچنین نشانه‌‌های زیادی از علاقه او به اصلاحات اجتماعی در منابع تاریخی دیده نمی‌شود.
با این همه، حتی با در نظر گرفتن این نقدها، نقش آسیه خانم در تاریخ دربار قاجار قابل توجه است. او در فضای عمیقاً پدرسالارانه آن زمان نشان داد که یک زن نیز می‌تواند در عرصه سیاست درباری صاحب نفوذ و قدرت باشد. فعالیت‌ها و نفوذ او، هرچند در محدوده سیاست‌های درباری باقی می‌ماند، اما بازتاب آن در میان شاهزادگان، زنان حرمسرا و شبکه‌ای از خدمتکاران، خواجگان و درباریان گسترش می‌یافت و از این طریق به بیرون از فضای دربار نیز منتقل می‌شد.
همین واقعیت که زنی در دربار قاجار توانست صاحب نفوذ، قدرت و حق سخن شود، خود الگویی – هرچند ناخواسته – برای زنان آن زمان به شمار می‌رفت و نشانه‌ای بود از امکان حضور زن در عرصه‌های قدرت، حتی در جامعه‌ای به شدت مردسالار.

ملک‌جهان خانم – مشهورترین مهدعلیا 
ملک‌جهان خانم مشهورترین «مهدعلیا» در تاریخ دوره قاجار به شمار می‌آید. او دختر محمدقاسم‌ خان ظهیرالدوله و همسر محمدشاه قاجار بود و پس از مرگ محمدشاه در سال شهریور ۱۲۲۷ خورشیدی، نقشی مهم در انتقال قدرت به پسرش ناصرالدین شاه ایفا کرد.
در آن زمان کشور در شرایطی بحرانی قرار داشت و رقابت‌های سیاسی در دربار و میان رجال قدرت بسیار شدید بود. در چنین فضایی گفته می‌شود که برای مدتی – نزدیک به چهل روز – اداره امور کشور در عمل در دست ملک‌جهان خانم قرار داشت. او با بهره‌گیری از روابط سیاسی و شبکه ارتباطی گسترده‌ای که با رجال داخلی و برخی محافل خارجی داشت، توانست زمینه انتقال قدرت به ناصرالدین شاه را فراهم کند.
ناصرالدین شاه در آغاز سلطنت خود جوان و کم‌تجربه بود و بخش مهمی از قدرت واقعی در دست رجال سیاسی قرار داشت. در چنین شرایطی، مهدعلیا در سال‌های نخست سلطنت او نقش مهمی در دربار ایفا کرد. او در انتصاب برخی رجال درباری دخالت داشت و از آنجا که مدیریت حرمسرا نیز در اختیار او بود، در بسیاری از رقابت‌ها و کشمکش‌های درباری توانست از طریق شبکه ارتباطی خود در حرمسرا و دربار، نفوذ قابل توجهی اعمال کند.
عباس امانت، مورخ برجسته تاریخ قاجار، درباره او می‌نویسد: «ملک‌جهان خانم یکی از قدرتمندترین زنان تاریخ ایران بود که نفوذ او در دربار ناصرالدین شاه قابل توجه بود». 
با این حال، درباره عملکرد او انتقادهای جدی نیز مطرح شده است. برخی مورخان معتقدند که ملک‌جهان خانم از اصلاحات اجتماعی به معنای مدرن آن حمایت نمی‌کرد و دشمنی شدید او با امیرکبیر یکی از عوامل مهم در برکناری و سرانجام قتل این صدراعظم اصلاح‌طلب بود. گفته می‌شود که او با استفاده از نفوذ گسترده خود در دربار و شبکه‌های درباری، در شکل‌گیری فضای سیاسی علیه امیرکبیر نقش داشت.
در درستی این انتقادها تردیدی نیست و تاریخ قاجار بدون توجه به این جنبه‌های تاریک قابل فهم نخواهد بود. با این حال، در کنار این انتقادها باید به برخی جنبه‌های فرهنگی و اجتماعی شخصیت ملک‌جهان خانم نیز توجه کرد. او زنی اهل مطالعه بود، به ادبیات فارسی و عربی تسلط داشت و از خطی زیبا برخوردار بود. علاقه او به شعر، موسیقی و هنرهای دستی همچون گلدوزی و نقاشی نیز در منابع تاریخی ذکر شده است.
گفته می‌شود که به دلیل علاقه و حمایت او، دربار قاجار در آن دوره به محیطی تبدیل شد که در آن حضور زنان باسواد بیشتر دیده می‌شد. همچنین او در برخی محافل فرهنگی دربار شرکت می‌کرد و در نشست‌هایی که با مادام حاجی عباس گلساز – زنی فرانسوی – داشت، با زبان فرانسوی نیز آشنا شد.
ملک‌جهان خانم درباره وضعیت زنان در دیگر کشورها نیز کنجکاوی نشان می‌داد. او چندین بار با همسر سفیر انگلستان، لیدی شیل، دیدار داشت و در گفت‌وگوهای خود درباره جایگاه زنان در انگلستان و به ویژه درباره ملکه ویکتوریا پرسش‌هایی مطرح می‌کرد.
از این رو، با وجود همه نقدهایی که به عملکرد سیاسی او وارد شده است، نمی‌توان نقش او را در نشان دادن امکان حضور زن در ساختار قدرت دربار قاجار نادیده گرفت. مهدعلیا نمونه‌ای از زنی بود که در دل جامعه‌ای عمیقاً مردسالار توانست در عرصه سیاست درباری صاحب نفوذ شود و نشان دهد که زن نیز می‌تواند در جهان سیاست و قدرت سخنی داشته باشد.
در همین راستا، شعری که به او نسبت داده شده است، بازتابی از نگاه او به اهمیت دانش و آگاهی به شمار می‌آید: «بی‌دانش اگر زن است اگر مرد – باشد به مثال خار بی‌درد». 
شاید بتوان گفت که همین نگاه – هرچند در سطحی محدود و در چارچوب دربار – بخشی از نخستین نشانه‌های توجه به آموزش و آگاهی در میان زنان آن عصر را منعکس می‌کند.
نقش مهدعلیا در دربار قاجار نشان داد که زنان، حتی در محدودترین ساختارهای سنتی نیز  می‌توانستند به بازیگران مؤثر قدرت تبدیل شوند. این حضور اما به او ختم نشد. در دوران ناصرالدین ‌شاه، زنانی دیگر در دربار پدیدار شدند که نفوذ و جایگاه آنان، ابعاد تازه‌ای از قدرت زنانه در ساختار دربار قاجار را آشکار ساخت.    

 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

گفتگوی روز

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!