بسیاری از تحلیلگران چه در خارج و چه در داخل ایران، متوجه نبودند که چرا سپاه پاسداران و هستۀ رهبری آن، همۀ فشار خود را علیه کشورهای عربی خلیج فارس بهکار گرفتهاند و به همۀ تأسیسات نفتی در عربستان، بحرین، امارات، قطر و حتی عمان که بهظاهر دوست جمهوری اسلامی محسوب میشد، با موشک و پهپاد حمله میکنند.
حتی مسعود پزشکیان، رئیس دولت جمهوری اسلامی نیز از منطق این حملات خبر نداشت و خواستار پایان دادن به آن شد. اما منطق سپاه و رهبری آن، چنین بود و هست که باید کاری کرد که بهای نفت هرچه سریعتر گران شود تا ترامپ، زیر فشار افکار عمومی آمریکاییها و خطر باخت در انتخابامیاندورهای که چند ماه دیگر برگزار میشود، به مصالحه با جمهوری اسلامی رضایت بدهد.
اکنون صدها نفتکش پر و خالی از نفت در دو سوی تنگۀ هرمز صف کشیدهاند و سپاه اجازۀ رفتوآمد را به آنها نمیدهد.
اگر این وضع ادامه یابد و جمهوری اسلامی همچنان قادر به بمباران تأسیسات نفتی کشورهای عربی خلیج فارس باشد، چه میشود؟ حملۀ نظامی آمریکا شکست میخورد. به همین دلیل ظاهراً آمریکا همراه با متحدانش به فکر اشغال تنگۀ هرمز هستند.
اما از سویی ژنرالهای آمریکایی نگران آن هستند که در جریان اشغال سریع تنگۀ هرمز که مستلزم پیاده کردن نیرو در مناطق ساحلی ایران است، قایقهای تندروی انتحاری موفق شوند کشتیهای نفتکش معطل در دو سوی تنگه هرمز را غرق کنند.
مشکل دیگری نیز وجود دارد که آن امکان تلفات سربازان آمریکایی است.
با این همه برای جلوگیری از نقشۀ سپاه، آمریکا راهی ندارد، مگر اشغال تنگۀ هرمز و همزمان با آن، متمرکز کردن سامانههای ضد هوایی بیشتر در کشورهای حاشیۀ خلیج فارس.
اگر آمریکا در این مسیر شکست بخورد و سپاه موفق شود تنگۀ هرمز را همچنان در اختیار خود نگه دارد، شرایط برای ارتش آمریکا دشوار میشود.
هستۀ رهبری جمهوری اسلامی امیدوار است که با قطع واردات و صادرات نفتی و دیگر صادارات و واردات کشورهای عربی، آمریکا را ناچار به مصالحه کند. باید دید چه میشود.
ادامه این جنگ ضرباتی مهلک به زیر ساختها ی صنعتی وثروتهای ملی ایران می زند وهمراه با آن هزاران ایرانی بیگناه را به کشتن میدهد و بد تر از هرچیز می تواند استقراردموکراسی را به عقب اندازد بسیاری از ایرانیان خواستار کشتن رهبران جنایتکار جمهوری اسلامی بوده و هستند اما طبعا با نابودی زیر ساختهای صنعتی و ویرانی ایران وکشته شدن شهروندان بیگناه نیستند.
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!
دیدگاهها
استقرار دمکراسی به برونرفت از باتلاق ایدئولوژی منوط است.
درووود بر کیانوش عزیز،
تحشیه ای از پسکوچه های متروکه!
صرف نظر از پرت و پلا گوییهای آقای کشتگر باید عرض کنم که هیچکس نمیداند جمعیّت کره زمین، دقیقا چقدر است. اگر فرض را بر این بگذاریم که هشت میلیارد جمعیّت وجود دارد و هفت میلیارد و نهصد میلیون آنها، خواهان قاطع دوام حکومت الهی باشند، دست کم هفتاد میلیون ایرانی وجود دارند که حاضرند در مقابل آن رقم میلیاردی بایستند و برای نابودی ریزترین نشانه های حکومت آخوندی به پا خیزند. آقای کشتگر هنوز که هنوز است همچون همعقیدگان خودش نمیخواهد بپذیرید که در سرزمینی به نام ایران، مردمی وجود دارند که شعور و فهم و تاریخ و فرهنگ بسیار غنی دارند و حاضر نیستند در قیمومیّت و ذّلت نفس بکشند. مرگ با عرّت و راستقامتی و دلاوری را بر تسلیم شدن و گردن نهادن به خبیثان الهی ترجیح میدهند. بنابر این، آنانی که سرنوشت ایران را رقم میزنند، همین مردمی هستند که نود هزار از جوانانشان در عرض دو ساعت قتل عام شدند. آنانی که حکومت آخوندی و ایدئولوژیی مزخرفش را برای همیشه و ابد از سراسر ایران و خاورمیانه و جهان، نابود خواهند کرد، مردم ایرانند که شما و همعقیدگان شما، هیچوقت به آنان اعتقاد و اعتماد و یقینی نداشتید و هنوزم ندارید.
شاد زی و دیر زی!
فرامرز حیدریان