هشت مارس؛ صدای زنان ایران و حکایت دو قرن مبارزه برای آزادی
«میتوانید مرا بکشید، اما نمیتوانید آزادی زنان را متوقف کنید».
(جملهای منسوب به طاهره قرّةالعین)
به قلم: آناهیتا دیپیر
هر سال در هشتم مارس، جهان صدای زنانی را میشنود که برای آزادی، برابری و کرامت انسانی مبارزه کردهاند. اما برای زنان ایران، این روز تنها یادآور یک مناسب جهانی نیست؛ بلکه یادآور مسیری طولانی است که از دل سنتهای سخت و محدودیتهای اجتماعی آغاز شد و به یکی از مهمترین جنبشهای اجتماعی ایران معاصر تبدیل شده است.
تاریخچه روز جهانی زن
هر سال در روز هشت مارس، میلیونها زن و مرد در سراسر جهان روزی را گرامی میدارند که نماد مبارزه برای حقوق، آزادی و برابری زنان شده است. ریشههای این روز به مبارزات زنان کارگر در آغاز قرن بیستم بازمیگردد. در آن زمان، زنان در بسیاری از کشورها برای حقوقی ابتدایی مانند شرایط انسانی کار، دستمزد عادلانه و حق رأی مبارزه میکردند.
در سال ۱۹۱۰، در کنفرانسی از فعالان جنبش زنان در کپنهاگ، پایتخت دانمارک، پیشنهاد شد روزی به عنوان روز جهانی زن تعیین شود. از آن زمان، هشت مارس به نمادی جهانی از تلاش زنان برای دستیابی به حقوق برابر تبدیل شده است.
امروز این روز در بسیاری از کشورها نه تنها یادآور مبارزات گذشته، بلکه فرصتی برای اندیشیدن به آینده زنان در جامعه است؛ یادآوری این واقعیت که مبارزه برای برابری هنوز در بسیاری از نقاط جهان ادامه دارد.
زنان ایران و دو قرن تلاش برای آزادی
زنان ایران نیز در دو قرن گذشته مسیر دشوار و پرچالشی را برای دستیابی به حقوق اجتماعی خود پیمودهاند. از زنانی که در دربار قاجار نخستین تجربههای حضور در ساختار قدرت را داشتند، تا طاهره قرّةالعین که صدای اعتراض زنانه را بلند کرد؛ از زنانی که در جنبش تنباکو و انقلاب مشروطه در صحنه اجتماعی ظاهر شدند، تا نسلی از زنان تحصیلکرده که در قرن بیستم وارد دانشگاهها و حرفههای تخصصی شدند – همگی بخشی از این تاریخ مبارزات هستند.
در دهههای اخیر نیز زنان ایران بارها نشان دادهاند که یکی از فعالترین نیروهای اجتماعی جامعهاند. حضور گسترده آنان در دانشگاهها، هنر، رسانه و فعالیتهای مدنی نشان میدهد که آگاهی اجتماعی زنان ایران به مرحلهای تازه رسیده است.
هشت مارس در سایه تحولات امروز
امسال روز جهانی زن در شرایطی فرا میرسد که منطقه خاورمیانه با بحرانها و تنشهای جدی روبهروست. جنگ و درگیریهای جاری میان ایالات متحده و اسرائیل با جمهوری اسلامی، فضای سیاسی منطقه را وارد مرحلهای تازه کرده است. حاکمیت جمهوری اسلامی با تکیه بر بازوی نظامی خود، سپاه پاسداران، کشور عزیز ما را وارد یکی از بحرانیترین و تاریکترین دورههای تاریخی دو قرن اخیر کرده است. در چنین فضایی، بحث درباره آینده ایران بیش از گذشته مطرح میشود.
در این میان، بسیاری از ناظران معتقدند که زنان ایران یکی از مهمترین نیروهای اجتماعی در شکل دادن به آینده کشور خواهند بود. تلاش پیگیر و دوشادوش آنان در کنار مردان بیتردید نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران است.
تجربه تاریخی نیز نشان داده است که زنان پیشرو ایران در بزنگاههای مهم تاریخ – از انقلاب مشروطه تا تحولات معاصر – نقشی فعال در تغییرات اجتماعی داشتهاند. آنچه امروز از جسارت، خودباوری و حضور زنان در مبارزه برای آزادی ایران میبینیم، در حقیقت نتیجه و اوج دو قرن تلاش و آگاهی است.
آینده ایران و نقش زنان
هیچ جامعهای بدون مشارکت فعال زنان نمیتواند به توسعه و آزادی پایدار دست یابد. آینده ایران نیز بدون حضور و مشارکت زنان قابل تصور نیست. نسل جدید زنان ایرانی – تحصیلکرده، آگاه و فعال – در حال شکل دادن به تصویری تازه از نقش زنان در جامعه است. این نسل نه تنها در حوزههای علمی و فرهنگی حضور دارد، بلکه در بحثهای اجتماعی و سیاسی نیز صدای خود را بلندتر از گذشته مطرح میکند.
یکی از نشانههای مهم این آگاهی اجتماعی را میتوان در خیزشهای سال ۱۴۰۱ مشاهده کرد. پس از مرگ مهسا امینی، دختر جوان ایران، اعتراضاتی در شهرهای مختلف ایران شکل گرفت که زنان و مردان در کنار یکدیگر در آن حضور داشتند. در این اعتراضات، زنان با شجاعت و حضور گسترده خود به یکی از چهرههای برجسته این جنبش تبدیل شدند، اما واقعیت میدانی نشان میداد که این حرکت از همان آغاز، اعتراضی عمومی و فراگیر علیه ساختار سیاسی حاکم بود و نه صرفاً حرکتی محدود به مسئله پوشش یا مطالبات جنسیتی.
در خیابانهای ایران، اعتراض به حجاب اجباری به یکی از نمادهای مخالفت با نظام سیاسی تبدیل شد، اما شعارها و خواستههای معترضان به سرعت فراتر رفت و کلیت ساختار قدرت را هدف قرار داد. حضور همزمان زنان و مردان در این اعتراضات نشان میداد که بخش بزرگی از جامعه ایران مطالبات آزادیخواهانه را در قالب یک مبارزه مشترک ملی دنبال میکند.
امروز نیز زنان ایرانی – چه در داخل کشور و چه در خارج از ایران – شانه به شانه مردان، نه در رقابت بلکه در همبستگی، در سختترین روزهای تاریخ معاصر برای آزادی و آینده ایران تلاش میکنند.
شاهنامهی تازه فردوسی
اگر فردوسی امروز شاهنامهای تازه میسرود، برای توصیف زنان کنشگر و مبارز امروز ایران، شاید از چه نامهایی استفاده میکرد؟ آیا آنان را تهمینه، نماد عشق و وفاداری، مینامید؟ یا سیندخت، نماد تدبیر و خرد؟ شاید هم در شجاعت و مبارزه آنان را گردآفرید میخواند. شاید نیز در استقامت و بردباری آنان، یاد فرانک و فرنگیس را زنده میکرد؛ زنانی که در سختترین لحظات تاریخ، خرد و پایداری را با امید به آینده پیوند زدند.
آنچه مسلم است این است که زن ایرانی امروز در حال آفریدن حماسهای تازه است: با بردباری، خردمندی و آگاهی. او خود را نه جدا از جامعه، بلکه بخشی از سرنوشت ایران میبیند.
آغاز یک مجموعه تازه
به مناسبت روز جهانی زن، از امروز مجموعهای از مقالات درباره «تاریخچه جنبش زنان ایران» منتشر خواهم کرد. در این مجموعه تلاش میکنم مسیر دو قرن گذشته را بررسی کنم؛ مسیری که از زنان دربار قاجار آغاز شد و به جنبشهای اجتماعی و فرهنگی زنان در ایران امروز رسید.
در هفتههای آینده در این سلسله مقالات به موضوعات زیر خواهم پرداخت:
– زنان دربار قاجار، نقش زنان با نفوذ و شکلگیری نخستین آگاهیهای اجتماعی زنان
– جایگاه تاریخی طاهره قرّةالعین
– حضور زنان در جنبش تنباکو
– نقش زنان در انقلاب مشروطه
– اصلاحات اجتماعی و ورود زنان به جامعه مدرن در عصر رضا شاه
– حق رأی و گسترش حضور زنان در جامعه در پرتو انقلاب سفید
– وضعیت زنان پس از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ و مقاومتهای اجتماعی
– و نقد فضای فکری روشنفکری ایران در مواجهه با مسئله حقوق زنان
هدف این نوشتهها ارائه روایت نهایی نیست؛ بلکه تلاشی است برای بازخوانی بخشی از تاریخ پرپیچوخم زنان ایران، – تاریخی که هنوز در حال نوشته شدن است.
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!