رفتن به محتوای اصلی
یکشنبه 23 فروردین 1405 - Sunday, 12 April 2026

وظیفه خطیر شاهزاده رضا پهلوی

وظیفه خطیر شاهزاده رضا پهلوی

درک مفهوم وطن پرستی وحساسیت لحظه کنونی برای ما !
روزهای سخت وسرنوشت سازی را با درد واندوه سپری می کنیم. درد دیدن وطنی که تکه تکه می شود. درد نشسته تا بن استخوان ! از دیدن عمل کرد رژیمی بنام جمهوری اسلامی این اژدهای هفت سر مستولی شده بر کشور! که جدا از سر اصلی قطع شده اش، هنور تنوره می کشد وهر سر آن بدون کوچکترین مسئولیتی در قبال مردم و سرزمینی بنام ایران  به ماجراجویانه ترین شکلی سعی در بقای خود دارد . 
هرسر این اژدها با ویژگی های خودبر دامنه بحران می افزاید. از رهبران بجا مانده در قالب افراطیون مذهبی، تا غارتگران میلیاردی ،تا افرادی که سال ها بر قدرت بودند و وطعم قدرت را چشیده اند ! تا ترس خوردگانی که تغیر رژیم برایشان حکم مرگ دارد وراه گریزی جز ماندن واغتشاش آفریدن ندارند ! نفوذی های شناخته نشده ای که در درون همین حاکمیت وظیفه دارند اوضاع را مغشوش و لزوم تداوم مبارزه واز پای افتادن کامل کشور را طبق نقشه پیش ببرند. نهایت حضور جریان هائی که اگر چه سری از سرهای این اژدها نیستند اما در تفکر خود در جائی می ایستند که به تداوم حضور رژیم یاری می رسانند.
رژیم گرفتار شده ای  که مانند دیوانه گان چماق بر سردست گرفته به اطراف می چرخاند. نتیجه این چماق کشی را  ملتی می پردازد مظلوم . ملتی بیدفاع که چشم امید بر کمک امریکا واسرائیل دوخته است! باشد که با زدن وقلع قم کردن جمهوری اسلامی امکان حضور خیابانی بدون ترس از برگباربسته شدن  را بیابد وباردیگربصحنه آمده  کار این رژیم یکسره کند.
آرزوئی که جواب گوئی به آن در گرو یک درک عمیق و مسئولانه است.  که حاصال آن تلاش برای شکل دادن بیک وفاق همگانیست!
اگر امروز رهبران جریان‌های سیاسی،کنشگران فردی  با کنار گذاشتن تنگ‌نظری و اولویت دادن به ایران، در کنار نیروی غالب متحد شوند، کشور می‌تواند از خطر جنگ داخلی دور شود. امر سرنگونی رژیم آسان تر گردد و مسیر گذار به دموکراسی با هزینه کمتر میسر شود.
اما اگر این ضرورت نادیده گرفته شود، فرصت تاریخی از دست خواهد رفت و ایران در معرض بی‌ثباتی و فروپاشی قرار خواهد گرفت.
نگاه هر چه عمیق تر به منافع ملی و فداکاری بخاطر همین منافع که چیزی جز بریدن از منیت های گروهی وشخصی !شجاعت قبول واقعیت موجود نیست.  شجاعت وصلابت نقد تفکر برپایه منافع ملی و آنچه که در لجظه حاضر باید به آن عمل کنیم .
تکلیف رژیم جمهوری اسلامی با رهبرانی که اکنون سکان این کشتی شکسته بدست گرفته اند معلوم است .اما بدنه آن جملگی در خدمت به این رژیم نیستند! بسیارند کسانی از نظامیان گرفته تا سویل  که می خواهند از آن جدا شوند به آغوش گشوده شده ملتی بر گردند!که عشق مردم ،عشق وطن دارند .
عشق ساختن وطنی که باشندگان آن  لیافت داشتن کشوری آزاد ،آباد در ردیف کشور های بزرگ جهان را دارند .
بخش بزرگی از نیروهای داخل و خارج کشور، شاهزاده رضا پهلوی را به‌عنوان نماد وحدت و امید می‌بینند. از این رو  درایت و سعه صدر  ایشان  باید در این لحظه تاریخی به نمایش گذاشته شود!
 در این فضای متشنج وآلوده ! وظیفه ملی  نهاده شده توسط مردم بر گردن ایشان ایجاب می‌کند که بقول عارف بزرگ "ابوسعید ابوالخیر"  مانند سنگ زیرین آسیاب عمل کنند "درشت بستانند ونرم پس دهند" که این چیزی از مقام ایشان نمی کاهد بل بر اعتماد عمومی ایشان می افزاید.
پیشنهاد می کنم طی یک بیانیه  .
شورای گذار فراگیر را پیشنهاد دهند تا همه نیروها در مدیریت دوران انتقالی نقش داشته باشند.
تضمین کنند که هدف نهایی این مبارزه بعد از سرنگونی رژیم ، انتخابات آزاد و شفاف است؛ انتخاباتی که مردم در آن با آزادی کامل فرد مورد نظر خود را انتخاب می کنند. 
این موقعیت تاریخی، مسئولیتی سنگین بر دوش ایشان می‌گذارد: تلاش برای ایجاد پل میان جریان‌های مختلف، از جمهوری‌خواهان و چپ‌ها تا ملی‌ها.
رهبری در این مقطع یعنی توانایی گردآوردن همه زیر پرچم مشترک وطن، نه یک جریان خاص.متقابلا این جریان‌ها  نیزباید بپذیرند که مردم به دنبال نماد وحدت هستند. این حاصل نمی شود جز با کنار گذاشتن اختلافات تاریخی و تمرکز بر هدف مشترک .
حرکت فعال برای شکل دادن بیک جبهه واحد وقبول آن که هیچ پرچم واحدی بتنهائی نمی تواند به تجمیع مردم منجر شود. زمانیکه پرچم سه رنگ شیر خورشید بعنوان یک نماد ملی مورد قبول مردم است. 
وطن‌پرستی در این لحظه یعنی فدا کردن منافع گروهی برای نجات کشور. مسئولیت‌پذیری یعنی تلاش برای اتحاد، حتی اگر به معنای عقب‌نشینی از برخی خواسته‌های فردی یا حزبی باشد. آینده ایران در گروی همین  درک عمیق از وطن پرستی وحرکت در جهت اتحاد است وبس. ابوالفضل محققی

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

کیانوش توکلی

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد! 

دیدگاه‌ها

فرامرز حیدریان
فرامرز حیدریان

دروود بر ابوالفضل عزیز،
بعضی حرفهای لازم برای گفتن؛ ولو هیچکس گوشش به شنیدن آنها بدهکار که نه، تمایلی نداشته باشد!

من اگر جای تو بودم، وظیفه خطیر را به عهده شاهزاده نمیانداختم؛ بلکه بر عهده دیگرانی لازم و واجب میدانستم که بغض کرده اند یا با بلاهت تمام، بغض خود را از طریق مخالفت و جبهه گیری و کاه کهنه بر باد دادن علیه شاهزاده و سلسله پهلویها بروز میدهند، یا اینکه از طُرُق دیگر با پرت و پلا نویسیها و روضه خوانیهای صد تا یه غاز همچنان بر سماجتهای کینه توزانه مُصر هستند. مشکل آنانی که هنوز نمیخواهند واقعیّتهای عینی و ملموس ایران و دیاسپورای ایرانیان را بفهمند و تایید و تصدیق کنند، مشکلیست که نه تنها در سوائق و امیال و غرایز حضرات نهفته است؛ بلکه در ذهنیّت قالببندی شده و شابلونی و سمنتی و خشک و برهوتی آنهاست. چپهایی که خودت بهتر از من میشناسی، هنوز که هنوز است با تاریخ و فرهنگ ایران و نمادها و نشانه ها و غیره و ذالک مردم این مملکت، مشکل فهم دارند؛ آنوقت چطور انتظار داری که در کنار شاهزاده بایستند یا حدّاقل، رفتاری معقول داشته باشند و باعث و بانی بسیاری از گندکاریها نشوند؟ چطوری؟. یا از طرف دیگر به همچنین، ملّیها و مصدّقیها و لیبرالها و مجاهدین و مذهبیها و غیره و ذالک که خودشان را نیز «جمهوریخواه» معرفی میکنند، همگی از یک طرف، مشکل دارند با همدیگر و از طرف دیگر، یکپارچه و متّحد، علیه شاهزاده و سلسله پهلویها هستند. اینها هنوز «ایران و تاریخ و فرهنگ و مردمش» را أصلا کشف نکرده اند، چه رسد به اینکه بخواهند مثلا مسئولیّتی را تقبّل کنند. به عبارت دیگر، حضرات هنوز مسئولیّت در قبال شناخت تاریخ و فرهنگ و مردم خود را عمرا تقبّل کرده اند؛ ولی انتظار و توقّع دارند که مصدر وزارت و پُست و مقام شوند!. من، هیچ اعتقادی به این حضرات ندارم؛ مگر اینکه در حرف و کردار و گفتار، ثابت کنند که ایرانی هستند و ایران و مردمش را فراتر از عقاید و ایدئولوژیها و تشکیلات خودشان دوست می دارند و ارجح میشمارند و اولویّت میدهند. بقیه چیزها را میشه راحت ردیف کرد. اصل همان، اولویّت ایران و مردم و تاریخ و فرهنگش است.
شادزی و دیر زی!
فرامرز حیدریان

چ., 04.03.2026 - 21:39 پیوند ثابت