رفتن به محتوای اصلی
سه‌شنبه 19 اسفند 1404 - Tuesday, 10 March 2026

پرده برداری از چهره «مداخله بشردوستانه» رضاپهلوی و اشک تمساح فرح پهلوی و بربریت جنگ!

پرده برداری از چهره «مداخله بشردوستانه» رضاپهلوی و اشک تمساح فرح پهلوی و بربریت جنگ!

آن‌چه که این روزها در ایران شاهدش هستیم، عمدتا شخم زدن کشور و نابودی آن و بیمارستان‌ها و مدارس و مرگ انسان‌ها و خلاصه زیرساخت‌هاهمراه بعضا روساخت‌‌های سیاسی هستیم و نه آنگونه که در سخن ادعا می کردند و وعده می دادند نابودی اشغالگران داخلی. باران بمب هاو موشک ها تمایزی بین مردم ایران و امکانات زیستی و ثروت‌های اجتماعی متعلق به جامعه مردم و حاکمان قائل نیستند. باین ترتیب قراراست «آزادی» ایران پس از نابودی و کلنگی شدن کامل کشور متحق شود! و چه بسا با جایگزین شدن اشغالگران داخلی با خارجی! 

در حقیقت آن چه که این روزها باچشمانی بهت زده و یا چه بسا اشکبارشاهدش هستیم، همانا پرده‌برداری و آشکارشدن چهره واقعی و ضدانسانی «مداخلات بشردوستانه» مدنظر رضاپهلوی است. از کشتن دانش آموزان تا ویرانی بیمارستان‌ها و مدارس و مرگ مردم کوچه و بازار و بمباران خانه ها و تاسیسات زیرساختی و هر آنچه که متعلق به مردم ایران است. و این تازه فصل اول و مقدماتی داستان «رهایی» و حاصل دخیل بستن به این ناجیان است که بقول حافظ که عشق آسان نموداول ولی افتادمشکل‌ها!.

برای بمب افکن های فوق مدرن که اهداف آن ها با هوش مصنوعی و الگوریتم‌ های آن هدایت می شود، در عمل تفاوت چندانی بین حاکمان و مردم ایران و ایران و حکومت اسلامی وجود ندارد. و همواره چه در عرصه های تحریم‌های همه جانبه اقتصادی و چه تهاجم نظامی تر و خشک باهم می سوزند. 

هردوسوی جنگ و خشونت و بربریت کنونی ، با دروغ و فریب پشت ایران و مردم ‌آن سنگرگرفته‌اند: از یکسو ررژیمی که سرشتش همواره با بحران آفرینی و دوگانه سازی نظام و دشمن عجین بوده است، مدعی است که «ایران ایستاده» است و این روزها با دادن »شعاردفاع ازمیهن و مام وطن چشمش به ماست»، و «دعوت برای حضور خیابانی در دفاع از دولت خودی» مردم و کشور را گوشت دم توپ حفظ قدرت و سوخت بقاء خود می کند، و از سوی دیگر متجاوزان و جنگ افروزان خارجی و قدرت های امپریالیستی هستند که مطامع و منافع خود را تحت پوشش نجات کشور از چنگ دولت ودشمن داخلی پنهان می کنند. 

هم چنین آن‌چه که این روزها از آن پرده برداری می شود، چهره سلطنت و تکاپویش برای بازگشت به قدرت در معیت موشک ها و جت‌های بمب افکن و بقول ترامپ آرماداهای زیبای او است. نابودی اشغالگران داخلی و جایگزینی آن با اشغالگران خارجی و بازگشت سلطنت سرنگون شده و پانهادنش بر مخروبه‌ای بازمانده از خلال این جنگ به شدت ویرانگر و ضدانسانی که فقط طی چندروز اول با پرواز روزانه صدها بمب افکن در آسمان بازایران و تخریب هزاران هدف از دور و نزدیک که به گفته ترامپ و ناتانیاهو تازه این فاز نخست معرکه جنگ است و هنوز واردفاز واقعی و تخریب عمقی و گسترده و بی سابقه کشور و سازه‌ها و زیر ساخت‌ها ... نشده‌ایم... با چنان ابعادی که به گفته ترامپ هیچ قدرتی تاکنون توان انجام آن را نداشته است. نباید فراموش کرد که برای آن‌ها بویژه برای دولت اسرائیل انهدام هرآن‌چه هست که اعم از نظامی و غیرنظامی و روساخت و زیرساخت، تضیف توان کشور داشته‌ها و توانایی‌ کشور تا سرحدممکن خود فی نفسه هدف و غایت است. اگر کسی شکی دارد می تواند به تجربه انهدام سازی سوریه پس از فراربشار و یا حتی لبنان وپس از سازش و تغییر سیاست دولت‌ لبنان را مشاهده کند. 

و بالاخره می رسیم به اشک تمساح فرح پهلوی. در واقع رضاپهلوی که در جهان فانتزی و تجربه نکرده و رؤیافروشانه خود با ستایش و دل بستن آشکار به مداخله نظامی قدرت ها چنان آش را شور کرده که فرح پهلوی، آن‌هم پس از مشاهده ابعادویرانی کشور در طی همین سه چهارروزآغازین جنگ، برخود لازم دیده است که به عنوان بلاگردان پسرش روی صحنه‌ بیاید و بگوید: 

«فقدان یک فرد، هرچند در ساختار قدرت نقشی محوری داشته باشد، لزوما به معنای پایان یک سیستم نیست (در شرایطی که رضاپهلوی ترور خامنه را به عنوان مرگ نظام اعلام داشت ). ساختارهای رژیم همچنان پابرجا هستند. دگرگونی نهایی تنها به دست مردم ایران رقم خواهد خورد؛ مردمی که اکثریت قاطع آنان خواهان پایان دادن به رژیم ملاها هستند.» 

فرح پهلوی «عنصر تعیین‌کننده» را در این برهه، توانایی مردم ایران برای اتحاد حول محور یک «گذار مسالمت‌آمیز، نظام‌مند و حاکمیتی به سوی حاکمیت قانون» می داند و تاکیدمی کند : «آینده ایران نباید با خشونت یا هرج‌ومرج، بلکه باید با اراده آزاد شهروندانش دیکته شود.» 

خانم پهلوی تصریح می کند: ««قدرت‌های خارجی منافع خود را دنبال می‌کنند، اما سرنوشت ایران در دستان مردم این کشور است.» 

او سربسته می خواهد بگویدکه همان کشتن خامنه ای کافی است مرحمت فرموده ما را مس‌کنید! بقیه را بگذارید به عهده مردم و گذارمسالمت آمیز و این که قدرت ها بدنبال منافع خود خواهند بود! 

چی شد!؟ یک دفعه به‌فکرگذارمسالمت آمیز و این که منافع قدرت ها با منافع مردم متفاوتند افتادید!. تفسیر این بالماسکه برعهده خودخوانندگان است، اما در این میان دونکته ناقابل مطرح است: 

نخست، ‌بفرض آن که شما در بیان این سخن صادق باشید وفریبی در کار نباشد، و این‌که واقعیت صحنه شما را وادار به بیان این سخنان کرده باشد، باید گفت نه این دولت‌های جنگ طلب به دعوت شما وارد مداخله نظامی شدند و نه این که به خواست شما وقعی نهاده و بیرون می رودند. جنگ هدف و دینامیسم خود را دارد و همانطور که ترامپ و نیز وزیردفاع او تأکیدکره اند، آمریکا بدنبال تعیین رهبربعدی ایران بوده و هدفش از ورود به‌جنگ هم ربطی به دمکراسی ندارد. آن‌ها دنبال منافع ژئوپلتیک منطقه‌ای و جهانی خویش هستند. حتی می‌توان گفت که این روزها در «اتاق وضعیت» کاخ سفید به‌عنوان یکی ازسناریوها مشغول بررسی امکان وروردنیروهای زمینی و حامیان مسلح و غیره به داخل کشور تحت شرایط معین برای به پایان رساندن  کار ومأموریت‌آسمان و کنترل و عملا اشغال کشور هستند!. این قماری است که ترامپ با همکاری همه جانبه اسرائیل واردبازی  آن شده است. گرچه ممکن است که لقمه درگلویش بماند که بحث این یادداشت نیست. 

دوم، یک پرسش بازهم ناقابلِ.  پس وعده حضوررضاپهلوی در داخل و در مراسم نوروز امسال چه می‌شود؟! باین ترتیب شاهدیم که چگونه در خلال جنگ و خون و کشتارشکلات پیجی شده با زرورق مداخلات بشردوستانه، شاهد پرده برداری از سیمای واقعی سلطنت و گندیدگی آن حتی قبل از ورودش به قدرت و به خاک ایران هستیم.

بگذریم از این‌که که گردونه جنگ، جنگی که بدون تمایزبین مردم و حاکمان جریان دارد و قربانیان واقعی آن مردم و کشور هستند، چه بسا با ریختن آب به آسیاب رژیمی با گرایش درونماندگار قطبی سازی حول دشمن و نظام، حتی ترامپ را به انتخاب یکی دیگر از سناریوها یعنی سازش با بقایای همین حاکمیتی که بقول فرح هم چنان سرپا هستند سوق دهد. سناریوئی که اگر جدی شود حتی فکرکردن به آن می تواند خواب و خیال خیلی از سلطنت طلبان شوریده حال را را بهم زده و مستی را از سرشان به پراند!. ترامپ البته بدهکارکسی نیست، او بارها از سناریوی ونزوئلائی شدن در موردایران هم سخن گفته وسرراست می گوید ما بدنبال منافع خود و اول آمریکا هستیم. 

تقی روزبه   ۲۰۲۶. ۰۳.۰۳

*- فراخوان فرح پهلوی: 
https://parsi.euronews.com/2026/03/03/farah-pahlavi-iran-future-should-…

 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

تقی روزبه
برگرفته از:
وبلاگ تقی روزبه

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد! 

دیدگاه‌ها

محسن کردی
محسن کردی

ایران را ازاد می کنیم. صدها هزار کشته و میلیون ها آواره. زندگی هزینه دارد. آزادی هزینه دارد. حرف مفتی که به کسی آسیبی نرساند هنر نیست. مردم ایران پای هزینه اش ایستاده اند و جانفدا میشوند و شما خاک به چشمان گریان مادران میپاشید.. شرم بر شما! از آن جوانانی که جان میدهند خجالت بکشید. اشک تمساح نریزید که مردم بگن تقی روزبه چه آدم قشنگیه.. اتفاقا بسیار بسیار هم زشت هستید.. زشت در هدف، زشت در نیت، زشت در میزان حسادت و زشت در نگاه تان به سیاست .. شرم کنید.

چ., 04.03.2026 - 17:01 پیوند ثابت
فرامرز حیدریان
فرامرز حیدریان

عنوان مقاله:
قانقاریای ضدّ امپریالیستی به همراه سرنگونی سلطنت تا قیامت!

دروووود بر آقای روزبه گرامی،
اندکی زمزمه های زیر لبی برای عبور از کوچه تاریک و نترسیدن از اشباح خیالی!

من شما را أصلا نکوهش نمیکنم. در باره صحبتی نیز که کرده اید، کما فی السّابق، حرفی نمیزنم؛ زیرا در فکر سلامتی شما هستم. من أصلا ترک مبارزه ضدّ امپریالیستی و تلاشهای بی وقفه شما و همعقیدگان شما را برای سرنگون کردن سلطنت تا قیامت، جدّا مضر میدانم و خطرناک. آرزوی من ؛ طول عمر و سلامتی شماست و امیدوارم تا زمانی که زنده اید در سنگر مبارزه ضدّ امپریالیستی و ضدّ سلطنتی – ولو صد نوع حکومت مختلف در ایران بیایند و بروند – همچنان ادامه دهید. این حرفها را برای تمسخر و شوخی و مزه پرانی نمیگویم؛ بلکه واقعا جدی میگویم و معتقدم.
قبل از اینکه شما بخواهید حکم صادر کنید، بهتر بود یک نگاهی به کارنامه «همعقیدگان/رفقا» از عصر پاگرفتن حزب منحط توده تا همین ثانیه های گذرا به گفتارها و رفتارها و کردارها و مواضع و مشق نویسیها و روضه رضوان خوانیهای کندوی هولناک ذوب شدگان در دیگ غلیان تشیّع به نام «چپ» میانداختید تا متوجّه شوید آنانی که زمینه های به قدرت رسیدن حکومت آخوندی و سپس استحکام آن را با افتخار و غرور رقم زدند و همچنان رکابدار آنان هستند، همین رفقای شما بودند که تفاوت آ را از ب، عمرا نمیدانستند و هنوزم نمیدانند برغم ادّعاهای کائناتسوز و هفت فلک نابود کنی که دارند. در همین ستون اگر زحمتی برایتان ندارد، یک نگاهی به مطلب آقای عزیزی بیندازید تا ببینید که جنابعالی و دیگر همعقیدگان شما هنوز بر سر سفره زنده یاد «فریدون منتقمی» نشسته اید و سفت و سخت از مواضع «ضدّ امپریالیستی و ضدّ سلطنتی» خودتان با تمام حرارت وجودی دفاع میکنید؛ ولو دنیا و کائنات و منظومه شمسی، هزار بار زیر و رو شوند. اصل برای شما و همعقیدگان شما، «مبارزه ضدّ امپریالیستی و سرنگون کردن سلطنت» است تا قیام قیامت.
همینطور یک نگاه گذرا به مطلب روغن کرچی من نیز بیندازید که در باره جنگ نوشته ام و به صراحت گفته ام که «در میدان جنگ، حلوای شیرین تقسیم نمیشود؛ تنها آنچه توزیع میشود، فقدان است: فقدان فرزند، فقدان پدر، فقدان مادر و خواهر و برادر و خویشان و دوستان. ذات جنگ، پرسشگر نیست. از مقصر نمیپرسد، از مسئول نمیپرسد، از آغازگر نمیپرسد. او بی‌ چهره با سبعیّت می‌دَرّد و بی اعتنا میکُشد». شاید چیزی از این مطلب، دستگیرتان شود.
آقای روزبه گرامی!، اگر کار مملکت به اینجا ختم شد، حکایت از یک چیز بیشتر نمیکند؛ آنهم اینکه نیم قرن آزگار، مدّعیان هارت و پورت کن اپوزیسیونها [مخصوصا متوهمینی که خود را به دایره «بزرگان صاحب اندیشه و کارکشتگان مُجرّب و داننده فنّ سیاستورزی و مصدر تمام و کمال خرد نقّاد روشنفکری» مدانند]، هیچوقت شعور و فهم بچّه های دبستانی را نیز نداشتند که ایران و مردمش را با تاریخ و فرهنگشان به حیث محوری برای باهمآیی و باهماندیشی و همعزمی و همگرایی بدانند و در کنار یکدیگر بایستند و با حکومت فقاهتی داز در مصاف برآیند؛ بلکه هر مدّعی هارت و پورت دار فقط در فکر به کرسی نشاندن أعوان و انصار و ایدئولوژی مزخرف تشکیلات خودش بود عین حکومتگران فقاهتی. «ایران و مردمش» نیز همیشه بهانه ای برای اینهمه زالوهای حریص و قدرت طلب و خاصم جان و زندگی بود و هست.
من در همین سایت نوشته ام و گفته ام که اگر خاتمه این جنگ به مرحله ای برسد که تا سیصد متر عمق خاک ایران نیز سوخته شود، باز ارزش آن را دارد؛ زیرا ایرانیان از همان عمق سیصد متری میتوانند بهشتی با شکوه را بیافرینند.
آخوندها در فاصله تقریبا نیم قرن اخیر گفتند و شایع کردند و تبلیغ و تحمیل و تلقین که اگر کسانی بخواهند علیه اقتدار ما برخیزند و حکومت اسلامی را سرنگون کنند، ما جمعیت ایران را به همان مقداری تقلیل خواهیم داد که قبل از به قدرت رسیدنمان بود؛ یعنی سی و پنج میلیون نفر و بقیه را از دم تیغ میگذرانیم. مدّاح و مجیزگوی حکومتی نیز به نام «رائفی پور» از تکرار این گه خوری آخوندی نیز هیجوقت خسته نشد و مدام بر منبر تکرارش کرد. از قدیم الایّام گفته اند که «دست بالا دست، زیاده». وقتی که حکومتگرانی علیه ملّت و تاریخ و فرهنگ و هستی و نیستی مملکتی باشند و مدّعیان متکبر و پر نخوتش با نام مزخرف اپوزیسون!، مستعد پذیرش منطق دو ضربدر دو مساویست با چهار نباشند، آنگاه زندگی و مردم، منتظر به هوش آمدن مدّعیان نخواهند نشست؛ بلکه راههای عاجل را برای برونرفت از باتلاق پیدا حواهند کرد. مشکل عظیم طیف ایدئولوژیگرایان در این است که چرا در هیچ جای این وطن و قلب مردمش، به اندازه یک پشه نیز جا و محبوبیّت ندارند. همین.
شاد زی و دیر زی!
فرامرز حیدریان

چ., 04.03.2026 - 07:57 پیوند ثابت
نظرات رسیده
نظرات رسیده

جناب داستان را از کمرش شروع نکن؛ "شخم زدن کشور و نابودی آن را_ 47 سال پیش با این جمله خمینی اغاز شد که اسرائیل باید از روی نقشه جهان خذف شود _؛ از آن روز شعار مرگ براسرائیل ومرگ بر امریکا سر دادند_( که صد البته ؛ بسیار مورد علاقه چپ ها و مجاهدین خلق بود) و در 47 سال گذشنه از پول نفت این کشور صرف تحقق این دو شعار احمقانه شد . نیابتی ها در چند کشور منطقه ساخته شد و صنعت هسته ای برای تولید بمب اتم آغاز به کار کرد . بله اخوند جنایتکار و در عین حال احمق؛ ملتی را به گروگان گرفتند. طرف مقابل یعنی موساد و سیا از همان اغاز کار حکومت اسلامی مهر ها خود را در همه نهاد های انقلاب اسلامی جا سازی کرد و امروز بعد از 47 سال ان را درو می کنند و رهبران این دوکشور هر گز از از اپوزیسیون ایران نپرسیدند _ آقای ویا خانم اپوزیسیون ؛ اجازه هست؛ ما ؛ مراکزی که قصد داشتند ما را نابود کند را بمباران کنیم ؟_ اقا برو یقه آخود های دیوث را بگیر. به این سخن فرمانده سنتکام خوب دقت کن : "مقیاس ۲۴ ساعت اول عملیات جاری علیه ایران دو برابر عملیات علیه عراق سال ۲۰۰۳ است" این ها برنامه زیزی چهل سال پیش بود و ربطی به اقای رضا پهلوی و دیگران نداشت. براستی از همان سالها با خودم زمزمه می کردم که این شعار مرگر بر اسرائیل روزی تبدیل به مرگ جمهوری اسلامی خواهد؛ امروز چنین روزی است

چ., 04.03.2026 - 06:24 پیوند ثابت