رفتن به محتوای اصلی
دوشنبه 18 اسفند 1404 - Monday, 9 March 2026

پیام جنجالی علی کریمی ؛ تفاوت سکولاریسم با تقابل مذهبی، وحشت کشورهای عربی، هویت ترکیبی چیست؟

پیام جنجالی علی کریمی ؛ تفاوت سکولاریسم با تقابل مذهبی، وحشت کشورهای عربی، هویت ترکیبی چیست؟

پیام جنجالی علی کریمی ؛ تفاوت سکولاریسم با تقابل  مذهبی، وحشت کشورهای عربی، هویت ترکیبی چیست؟
یاشار استهبان نژاد ، کیانوش توکلی و هوشنگ اسدی
 

در ارتباط با پیام جنجالی علی کریمی که نوشته بود 
: «هر اعدام مساوی است با سوزاندن یک قرآن» 
 نگاهی می اندازیم به ۳ محورو چند نکته در این ارتباط 
ابتدا به
سکولاریسم یا تقابل مذهبی؟
با گفتار : یاشار استهبان‌نژاد را می شنویم 
و سپس کیانوش  توکلی مختصر به تاریخ قرآن سوزی در دانمارک  ‌و همچنان نگاهی می اندازد  به وحشت عرب‌ها از بازگشت پهلوی به ایران به نقل از «عبدالباری عطوان تحلیلگر سیاسی دنیای عرب»
و‌:  هويت چیست و چه ربطی با قرآن سوزی می تونه داشته باشه و در پایان هوشنگ اسدی به نکاتی در ارتباط  می پردازد

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

انتشار از:

کیانوش توکلی

تصویر

تصویر

تصویر

دیدگاه‌ها

فرامرز حیدریان
فرامرز حیدریان

دروود بر کیانوش عزیز،
صحبتی دیگر.

عرض شود که من آنقدر که لازم بوده باشد در باره «مقوله سکولاریسم اروپائیها و ینگه دنیا» اشاره هایی اساسی در پاره اندیشه ها و مقالاتم کرده ام. احتیاجی به تکرار نیست. فقط اشاره ای میکنم به بحث «سنجشگری/کریتیک» تا بدانیم و بفهمیم که درک عمیق داشتن از «سنجشگری»، پیش درآمدیست و شالوده و زیرساخت و ستونی استوار برای تمام آن چیزهائیست که در اصطلاحاتی به نام «لائیسیته، مدرنیته و مدرن و سکولاریسم و حقوق بشر و قانونمداری و تقسیم قوا و آزادیهای فردی و اجتماعی و مذهبی غیره و ذالک» عبارتبندی میشوند. وقتی که افراد جامعه ای از لحاظ آموزش و رشد و پرورش و فهم و آگاهی به مرحله ای برسند که «کریتیک» را خمیرمایه هر چیزی بدانند؛ متعاقبش انسانها از حالت جمود ذهنی و تعصّب و حماقت زنگارگرفته و اسیر ماندن در چارچوبهای تحمیلی و تلقینی آزاد خواهند شد و هر چیزی را نه به حیث حقیقت ناب؛ بلکه امکانی برای جستجوی حقیقت و زندگی شیرین خواهند فهمید؛ یعنی اینکه برای فرض کنیم زیستن در کنار مسلمان جماعت و مهار کردن رفتارها و گفتارهای و کردارهایش؛ لزومی ندارد که قرآن را بسوزانیم یا تکه پاره اش کنیم؛ بلکه با سنجشگری محتویات قرآن به همنوعان خود می آموزیم که آنچه برای شما و در زندگی و مزاج تک تک شما یا جمعی شما میتواند درمانگر و شیرین باشد؛ همان چیز میتواند در مزاج و زندگی دیگری باعث هلاکتش شود. پس حقیقت تو، فقط در مرزهای روحی و فیزیکی خود توست که اعتبار دارد و موثر است؛ ولی فراسوی مرزهای فیزیکی و روحی تو میتواند مخرّب و هلاک آور برای همنوعانت باشد. همینطور این مسئله را میتوان در باره تمام ادیان ایمانخواه و مذاهب منشعب از آنها و ایدئولوژیهای متنوّع و غیره و ذالک صادق دانست. وقتی که انتقاد بتواند ابعاد زُمخت ادیان و اعتقادات و ایدئولوژیها را سرندکاری کند؛ آنگاه آنچه از اعتقادات باقی میماند، ظرافت و لطافتیست که فرش جامعه را میتواند حتّا زیبا بیاراید. بنابر این، در جامعه ای، قرآن و کاپیتال و انجیل و تورات و اوستا و مهابارات و غیره و ذالک را آتش میزنند یا تکه و پاره میکنند که هیچ ردّپایی از سنجشگری نباشد و سنجشگر را سر به نیست کنند. جامعه ای که ظرفیّت پذیرش کریتیک را نداشته باشد؛ خواه ناخواه به چنگال گیوتیندارانی گرفتار خواهد آمد که حقیقت انحصاری را ابزاری برای اقتدار و قدرت و حکومت مطلق داشتن بر انسانها به کار خواهند بست. [اسلامیّت در ایران، مارکسیسم در شوروی سابق، ناسیونالیسم در آلمان نازی و امثالهم]؛ زیرا هیچ مستبدی و قهّار جبّار و سفّاکی بدون کمک خود انسانها به نابودی آنها قادر نخواهد بود. آنچه که مستبد را در کاربست گیوتین و قتل عام مردم، توانمند میکند، اعتقاداتی هستند که از دایره «سنجشگری» بیرون گذاشته شده و هاله ای تقدّس دورغین به گرداگرد آنها کشیده شده و عامل اصلی فلاکت و ذلالت مردم به دست حُکّام شده اند. آنچه که انسان را به مسلخگاه میفرستد، اعتقاداتی هستند که خود را از هر گونه انتقادی مبرّا میدانند. اسلامی که و قرآنی که خودش را از «انتقاد و سنجشگری» مبرّا میداند، به ابزاری تبدیل خواهد شد که علیه نه تنها خود مومن مسلمان به کار بسته خواهد شد؛ بلکه علیه تمام کسانی که هیچ اعتقادی به قرآن و اسلامیّت نداشته باشند. این مسئله در باره تمام حقایق انحصاری صادق است. برای آنکه قرآن را هیچکس آتش نزند؛ بلکه همچون کتابی در کنار میلیاردها کتاب دیگر در قفسه کتابخانه های عمومی و شخصی بتوان پیدا کرد، تنها راهش، پذیرش «انتقاد و گردن نهادن به سنجشگری از بهر تلطیف خویشتن و اعتقادات خود» است. همین.
شاد زی و دیر زی!
فرامرز حیدریان

ی., 01.03.2026 - 05:08 پیوند ثابت