رفتن به محتوای اصلی
شنبه 16 خرداد 1405 - Saturday, 6 June 2026

دو رویکرد واپس‌گرایانه در اپوزیسیون: پادشاهی‌خواهان و احزاب کرد

دو رویکرد واپس‌گرایانه در اپوزیسیون: پادشاهی‌خواهان و احزاب کرد

دو رویکرد واپس‌گرایانه در اپوزیسیون: پادشاهی‌خواهان و احزاب کرد

آقای رضا پهلوی، که بعنوان ولیعهد پیشین سوگند وفاداری به تاج و تخت یاد کرده است، با وجود آنکه بارها اعلام کرده نه قصد پادشاهی دارد و نه ریاست‌جمهوری، در برنامه موسوم به «مرحله اضطراری» برای دوران گذار، جایگاهی برای خود تعریف کرده که عملن اختیاراتی فراتر از ولی‌فقیه برای او متصور شده است؛ آن هم پیش از اینکه به هر مقام رسمی سیاسی دست یابد.

ادغام گسترده‌ترین اختیارات اجرایی، سیاسی و استراتژیک در یک فرد برای مدت سه سال، ادامه‌ ناشیانه از سنت تمرکز قدرت فردی در ایران است؛ سنتی که در دوران پهلوی تجربه شد و در جمهوری اسلامی نیز به شکلی دیگر استمرار یافت. چنین الگویی، بر موج پوپولیسم و جدا از نهادهای اجتماعی و خرد جمعی جامعه ایرانی، بستر بازتولید دیکتاتوری فردی را فراهم می‌کند.

در گذشته، زمانی که جنبش پوپولیستی اسلامی با نشان دادن «تصویر خمینی در ماه» افکار عمومی را از اهداف پان اسلامیستی منحرف می ساخت، بخش بزرگی از جامعه با محتوای «توضیح‌المسائل» و ماهیت واقعی رژیم اسلامی بی‌اطلاع بودند. ناآگاهی بخشی از جامعه، موجب شد شهروندان به «امت» تقلیل یابند و راه برای استقرار فاشیسم اسلامی در ایران هموار شود.

امروز وظیفه هر شهروند است که برنامه ۳۶ ماهه دوران گذار آقای رضا پهلوی را با دقت بخواند تا بداند این مسیر سیاسی به کدام سو می‌رود. در دفترچه «مرحله اضطراری»، نقش سیاسی جمعی به حاشیه رانده شده و نوعی قیمومیت بر ایران و ایرانیان تئوریزه شده است. به بیان دیگر، بار دیگر چک سفید امضا در اختیار فردی قرار می‌گیرد که سازوکار نظارت، کنترل و پاسخ‌گویی برای او پیش‌بینی نشده است و این بزرگترین خطای سیاسی می باشد.

سیاست‌های بخشی از پادشاهی‌خواهان به قطب‌بندی زودهنگام و بلوغ‌نیافته گرایش‌های سیاسی انجامیده است، بی‌ آنکه بازتاب واقعی وضعیت درونی جامعه ایران باشد. واقعیت این است که ابزار سنجش پایگاه اجتماعی افراد و احزاب در ایران وجود ندارد و نمی‌توان با قطعیت درباره وزن اجتماعی هیچ فرد یا جریانی سخن گفت. هرچند که کمیت و حتا اکثریت جامعه نمی توانند و محق نیستند تا پرنسیب های انسانی، شهروندی و حقوق بشری را پایمال کننند، چنانکه اسلامگرایان پس از قدرت گیری چنین کردند.

از سوی دیگر، واکنش‌های شتاب‌زده آقای رضا پهلوی به نشست تعدادی احزاب کردستانی، موجب تنش در فضای سیاسی، به‌ویژه در میان بخشی از دیاسپورای ایرانی شده است.

این در حالی است که در چهار سال گذشته، نیروهای پیشرو در شهرهای کردنشین، دوشادوش سایر شهروندان ایران، نقش برجسته‌ای در انقلاب «زن زندگی آزادی» ایفا کردند و در گشودن افقی نو برای ایران و حتی خاورمیانه سهیم بودند. شهروندان کرد، رویکردی فراتر از تعلقات بومی اتخاذ کردند و در سطح ملی و بین‌المللی برای خود و ایران افتخار آفریدند.

با این حال، فاصله گرفتن از خاستگاه وحدت‌گرایانه انقلاب «زن زندگی آزادی» و حرکت بسوی صف‌آرایی‌های صرفن هویتی، می‌تواند نقش شهروند کرد را از جایگاه ملی، سراسری و همگانی به موضعی بومی تقلیل دهد. این عقب‌نشینی از سنگر همبستگی ملی، پیامدهای ناگواری در پی خواهد داشت؛ زیرا برجسته‌سازی «حق تعیین سرنوشت» قومی، اگر جایگزین همبستگی شهروندی شود، می‌تواند سیاست کلان همگرایی ملی و تعیین سرنوشت ملت ایران توسط همه شهروندان را تضعیف کند.

در مجموع، دو رویکرد، از سوی بخشی از سلطنت‌خواهان و برخی احزاب کردستانی، به قطب‌بندی‌ها و جبهه‌گیری‌هایی انجامیده که با ظرفیت ملی، دموکراتیک و لائیکِ واقعاً موجود در جامعه ایران برای هم‌پیمانی و ساختن آینده‌ای مشترک همخوان نیست.

استراتژی همگرایانه، مترقی، فرهنگ‌مدار و آینده‌ساز «زن زندگی آزادی» در بطن جامعه ایران ریشه دارد و می‌تواند نیروی خود را برای هدایت سیاست به مسیری مدرن، انسانی، ایرانی، تبعیض‌زدا و دموکراتیک به میدان آورد.

امروز بیش از هر زمان دیگر، به جای جبهه‌گیری، نیازمند گفتگوی سازنده‌ هستیم. اتهام تجزیه‌طلبی به کسانی که بخش ناگسستنی از پیکره ایران‌اند و می‌توانند در ساختن آینده آن نقش ایفا کنند، بی‌پایه است. در عین حال، نقد سیاسی همه افراد، گروه‌ها و احزاب ضرورتی انکارناپذیر است؛ نقدی که باید از خاستگاه شهروندی و با هدف تقویت پیوندهای ملی و همگرایی صورت گیرد.

بعنوان شهروندان آزاد جامعه ایران، ضمن حمایت از همکاری طیف رنگین نیروها (از مدافعان مونارشی تا گرایش‌های ملی گرا، سوسیال دمکرات، جمهوری‌خواه، سوسیالیست، چپ، کمونیست و آنارشیست) موظفیم اصل گفتگوی سالم و حل مسالمت‌آمیز اختلافات درون جبهه مخالفان حکومت اسلامی را بپذیریم و آنرا سرلوحه و پرنسیب مبارزه مشترک برای برچیدن حکومت اسلامی و ساختن آینده ایران عزیزمان قرار دهیم. سیاست آزادیخواهانه، دمکراتیک، برابری طلبانه و تبعیض زدایانه ما، خارج از دو رویکرد واپس‌گرایانه  پادشاهی‌خواهان و احزاب کرد است.
 

زن زندگی ازادی
برچیده باد حکومت اسلامی
با هم بسوی تشکیل مجلس موسسان، بازتاب دهنده خرد جمعی جامعه ایرانی

اقبال اقبالی
27.02.2026

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

اقبال اقبالی

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!