رفتن به محتوای اصلی
شنبه 16 خرداد 1405 - Saturday, 6 June 2026

"کنگره آزادی ایران" موتور محرک پویایی اپوزیسیون یا جرقه‌ای برای رادیکال‌تر شدن فضای سیاسی

"کنگره آزادی ایران" موتور محرک پویایی اپوزیسیون یا جرقه‌ای برای رادیکال‌تر شدن فضای سیاسی


در این مقطع، با تکیه بر اطلاعاتی محدود و خبرهایی که هنوز کامل و موثق نشده‌اند، این سطور را درباره نشستی با عنوان "کنگره آزادی ایران" می‌نویسم, نه برای حکم و قضاوت نهایی، بلکه برای ثبت یک نگاه اولیه. آنچه پیش‌روست، بیش از آن‌که داوری باشد، تلاشی است برای فهمیدن، تلاشی برای آن‌که ببینیم این گردهمایی در کجای نقشه پرفرازونشیب سیاست ایران قرار می‌گیرد.
طبیعی است که با روشن‌تر شدن ابعاد این نشست،از ترکیب برگزارکنندگان و شرکت‌کنندگان گرفته تا اهداف، ساختار و خروجی‌های آن،تصویر دقیق‌تری به دست خواهد آمد. در روزهای آینده، با دسترسی به منابع موثق‌تر و گفت‌وگو با دست‌اندرکاران این برنامه، می‌توان سنجیده‌تر درباره اهمیت یا کاستی‌های آن سخن گفت، هم در مقام تأیید، اگر نشانه‌هایی از انسجام و کارآمدی دیده شود، و هم در مقام نقد، اگر نشانه‌هایی از تکرار خطاهای پیشین به چشم بیاید.
این متن، در واقع پیش‌درآمدی است بر گزارشی مفصل‌تر، گزارشی که باید بر پایه داده، روایت و تحلیل شکل بگیرد، نه بر شتاب و پیش‌داوری. تا آن زمان، آنچه می‌توان گفت این است که هر حرکت تازه در سپهر سیاست ایران، خواه کوچک و خواه بزرگ، سزاوار آن است که با دقت، بی‌طرفی و نگاه حرفه‌ای بررسی شود،نه با هیجان زودگذر و نه با بدبینی از پیش تعیین شده.

در هنگامه‌ای که مردم ایران در داخل کشور تحت فشار مضاعف رژیم اسلامی قرار دارند و خطر حمله نظامی کشور را تهدید می کند و سرنوشت ایران بر لبه تیغی باریک قرار گرفته است، صدایی تازه از دل اپوزیسیون دمکرات برمی‌خیزد، صدایی که می‌خواهد از دل تکثر، وحدتی نو بسازد و از دل پراکندگی، نظمی برای فردای ایران بیافریند. "کنگره آزادی ایران" در لندن، نه صرفاً یک نشست سیاسی، که تلاشی است برای بازتعریف مفهوم نمایندگی، همبستگی و مسئولیت در برابر آینده‌ای که دیگر نمی‌توان آن را به تعویق انداخت.
در روزهای ۲۳ و ۲۴ فوریه ۲۰۲۶، نخستین نشست این کنگره در لندن، با حضور بیش از ۳۰ چهره سیاسی به نمایندگی از بیش از بیست گروه و حزب سیاسی  و جامعه مدنی برگزار شد, نشستی که قرار بود پیش‌تر در فلوریدای آمریکا برگزار شود، اما به دلایل مختلف به لندن منتقل شد. این جابجایی جغرافیایی، چیزی از اهمیت راهبردی این ابتکار کم نکرد, بلکه شاید آن را به قلب سیاسی اروپا نزدیک‌تر ساخت، جایی که نگاه‌های بسیاری به آینده ایران دوخته شده است.
اکنون قرار است در روزهای ۲۷ و ۲۸ مارس، مرحله اصلی این کنگره با حضور بیش از ۳۰۰ تن از شخصیت‌های سیاسی، کنشگران مدنی و نمایندگان احزاب و گروه‌هایی که به گذار از رژیم اسلامی باور دارند، برگزار شود. گستره این دعوت، خود نشانه‌ای است از عطش دیرینه برای یک بستر مشترک، بستری که در آن، صداهای متنوع اپوزیسیون، بدون حذف یکدیگر، به گفت‌وگو بنشینند.
در پس این ابتکار، نام‌هایی چون شهریار آهی فعال سیاسی و مجید زمانی کارآفرین و چهره اقتصادی دیده می‌شود، چهره‌هایی که کوشیده‌اند پروژه‌ای را سامان دهند که خلأ آن سال‌ها در فضای اپوزیسیون احساس می‌شد. پروژه‌ای که می‌خواهد از منطق فردمحوری فاصله بگیرد و به سوی نهادسازی، هم‌اندیشی و تولید یک صدای جمعی حرکت کند.
در سوی دیگر این معادله، اردوگاهی قرار دارد که حول شاهزاده رضا پهلوی شکل گرفته است، چهره‌ای که بی‌تردید برای بخش قابل توجهی از جامعه ایرانی در داخل و خارج کشور، نماد امید به بازگشت نظم، ثبات و هویت تاریخی است. طرفداران نظام پادشاهی، در سال‌های اخیر بیش از هر زمان دیگری حول او بسیج شده‌اند و او را نماینده طبیعی این گرایش سیاسی می‌دانند.
اما واقعیت صحنه سیاسی ایران، به همین یک صدا محدود نمی‌شود. طیف‌های جمهوری‌خواه، ملی‌گرا، چپ دموکرات، مشروطه خواه و نیز نمایندگان گروه‌های قومی و اتنیکی، از کرد و عرب تا بلوچ و ترکمن ، هر یک روایت و دغدغه‌های خود را درباره آینده ایران دارند. در نخستین نشست این کنگره نیز، حضور احزاب مهمی از کردستان، از جمله کومله و حزب دموکرات، در کنار نمایندگانی از دیگر اقوام و نیز چهره‌هایی از گرایش‌های جمهوری‌خواه، مشروطه‌خواه و پادشاهی‌خواه، نشان داد که این کنگره می‌خواهد آیینه‌ای از همین تنوع باشد.
در کنار این جریان‌های سازمان‌یافته، شخصیت‌های سیاسی منفرد و کنشگران مستقلی نیز حضور دارند که بدون وابستگی حزبی، اما با دغدغه‌ای مشترک ، استقرار یک نظام دموکراتیک در ایران، به این ابتکار پیوسته‌اند. این ترکیب متنوع، به کنگره آزادی ایران شباهتی می‌بخشد به یک "مجمع معتمدان ملی", چیزی در حد و اندازه یک "لویه‌جرگه" مدرن، که می‌کوشد نمایندگی نمادین اقشار و صداهای مختلف جامعه را در خود جمع کند.
گفته می‌شود که حتی از داخل ایران نیز، افرادی به این کنگره دعوت شده‌اند که به دلایل امنیتی، نامی از آنان برده نمی‌شود. همین نکته، اگرچه در سکوت رسانه‌ای بیان می‌شود، اما یادآور این واقعیت تلخ است که هنوز در ایران، هزینه اندیشیدن به فردای پس از رژیم اسلامی، می‌تواند به بهای آزادی یا حتی جان انسان‌ها تمام شود.
بسیاری بر این باورند که چنین کنگره‌ای باید سال‌ها پیش شکل می‌گرفت. فقدان یک چارچوب هماهنگ‌کننده میان نیروهای اپوزیسیون، بارها فرصت‌های تاریخی را سوزانده و انرژی‌های اجتماعی را به پراکندگی کشانده است. اکنون، در لحظه‌ای که بحران‌های داخلی و فشارهای خارجی، نظام جمهوری اسلامی را بیش از هر زمان دیگری در تنگنا قرار داده، تشکیل چنین بستری دیگر نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت سیاسی است.
اهمیت این کنگره، تنها در درون اپوزیسیون خلاصه نمی‌شود. جامعه بین‌المللی نیز، به‌ویژه در سال‌های اخیر، بارها بر ضرورت وجود یک بدیل دموکراتیک، متکثر و مسئول در برابر جمهوری اسلامی تأکید کرده است. برای بسیاری از پایتخت‌های غربی، پرسش اصلی دیگر صرفاً "آیا جمهوری اسلامی تغییر خواهد کرد؟" نیست، بلکه "چه کسی و یا گروهی با چه برنامه‌ای جایگزین آن خواهد شد؟". کنگره‌ای از این دست، می‌تواند پاسخی اولیه به این پرسش باشد و نشانه‌ای از آمادگی نیروهای سیاسی برای گذار مسئولانه و کم‌هزینه.
با این حال، همان‌گونه که قابل پیش‌بینی بود، اعلام برگزاری این کنگره، با موجی از حملات از سوی برخی جریان‌های افراطی سلطنت‌طلب روبه‌رو شد، جریان‌هایی که هر گونه ابتکار مستقل از محوریت یک فرد یا یک گفتمان خاص را تهدیدی برای هژمونی سیاسی خود می‌بینند. این واکنش‌ها، اگرچه تند و گاه تخریبی بوده، اما در عین حال، اهمیت و حساسیت این پروژه را نیز برجسته‌تر کرده است.
باعث خوشحالی و امیدواری مردم ایران خواهد بود اگر منتقدان این ابتکار سیاسی، با سعه‌صدر و آغوشی باز از یک رقابت سالم سیاسی استقبال کنند، یا دست‌کم در شرایط فعلی، به‌جای حمله با ادبیات ناهنجار، صبر پیشه کنند و منتظر بمانند تا نتایج این گردهمایی در هفته‌ها و ماه‌های آینده روشن شود.
مسئله اصلی امروز اپوزیسیون ایران، نه رقابت بر سر گذشته، که رقابت بر سر آینده است. آینده‌ای که تنها با پذیرش کثرت‌گرایی، گفت‌وگوی سیاسی، و احترام به حق نمایندگی دیگران می‌تواند ساخته شود. ایران فردا، نه می‌تواند تک‌صدا باشد و نه تک‌چهره، کشوری با این همه تنوع قومی، فرهنگی، فکری و تاریخی، نیازمند سازوکاری است که همه این صداها را در درون یک چارچوب ملی و دموکراتیک به رسمیت بشناسد."کنگره آزادی ایران" اگر بتواند این اصل ساده اما حیاتی را به یک سازوکار عملی تبدیل کند، می‌تواند به یکی از نقاط عطف در تاریخ معاصر اپوزیسیون بدل شود, تلاشی برای عبور از منازعات فرساینده، و گامی به سوی یک پیمان ملی نوین.
در نهایت، این کنگره آزمونی است برای بلوغ سیاسی اپوزیسیون دمکرات ایران: آزمونی برای اینکه آیا نیروهای مختلف می‌توانند فراتر از منافع کوتاه‌مدت گروهی، به افق بلندمدت ایران بیندیشند یا نه. اگر پاسخ مثبت باشد، لندن می‌تواند در مارس امسال، نه فقط میزبان یک نشست سیاسی، بلکه شاهد تولد فصلی تازه در مبارزه برای آزادی ایران باشد، فصلی که در آن، تکثر نه تهدید، که سرمایه‌ای برای ساختن آینده‌ای آزاد، دموکراتیک و فراگیر تلقی می‌شود.

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

کیانوش توکلی

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد! 

دیدگاه‌ها

نظرات رسیده
نظرات رسیده

گر دغدغە فردای ایران راداریم..باید از فرد محوری گزاشت.وبە احزاب وپلولاریسم احترام گزاشت..وگرنە صدای فاشیزم بلندتر شود .دیگر صدای بەگوش نخواهد رسید..واز ایران نیز اثری باقی نخواهد ماند..خطر فاشیزم را جدی بگیرم تاهم سرنوشت المان دە 30و40نشویم

جمعه, 27.02.2026 - 12:57 پیوند ثابت
نظرات رسیده
نظرات رسیده

این کنگره ومشابهات آن در صورتی موفق خواهند بود که از طیف گسترده ‌خواسته اکثریت با بی اعتنایی عبور نکنند وبخصوص با اتهام‌های بدون دلیل وفقط با قالبی که دران حرف باشد تا عمل خودرا قهرمان ندانند
کثرت شرکت کنندگان باید وباید اصولی همچون یکپارچه ماندن ایران و تساوی حقوق ملت ایران ونه یک قوم خاص و جنسیت خاص و جدایی دین ازحکومت وسیاست استوار باشد وگرنه کاری است عبس و در نتیجه هدر رفتن خون آزادیخواهان وتداوم استبداد دینی

جمعه, 27.02.2026 - 12:52 پیوند ثابت
محسن کردی
محسن کردی

ما سلطنت طلبان افراطی قول میدهیم که حتا محل .... آهو هم به این ها نگذاریم. سلطنت طلب افراطی مگر کسی بجز تقی زاده، امیر طاهری، اطرافیان شاهزاده و اعضای حزب مشروطه و ایران نوین یا جمع هفت آبان هستند؟ از این ها چه کسی به شما ها فحش داده؟ اگر عده ای از مردم ایران هستند که بشدت از شما و انقلاب تان دلخور هستند خب کمی بهشون حق بدید. بگذارید شما را کمی با فحش های شان نمدمال کنند. وانگی.. نسلهای آینده اگر از شماها بپرسند چرا شماها شکست خوردید پاسخ تان چیست؟ خواهید گفت یک مشت فحاش ما را از میدان بیرون کردند؟ پاسخ نسل آینده به شما این است: خاک بر سرتان که از فحش شکست خورید.. ما فکر کردیم بمبی نارنجکی تروری چیزی.. ینی شما یک گفتمان نداشتین که دانشجویان در ایران بجز جاوید شاه یک اسمی از شماها بیارن؟ بازم خاک بر سرتون. بله.. اینجا من فحاشی کردم. اما خداییش جاش بود نبود؟ فحش رکیک که نبود.. یه فحشی بود که بچه بودیم بین بچه های خانواده و همکلاسی ها رواج داشت.

پ., 26.02.2026 - 17:16 پیوند ثابت
ارشان آذری
ارشان آذری

عنوان مقاله:
.

.

این مقاله در واقع یک متن جهت‌دار است که تلاش می‌کند کنگره آزادی ایران را بیش از حد بزرگ و تاریخی جلوه دهد. نویسنده می‌گوید اطلاعات محدود است، اما هم‌زمان از «نقطه عطف» و «ضرورت تاریخی» حرف می‌زند. این یک تناقض روشن است. وقتی داده کامل نیست، چنین نتیجه‌گیری‌هایی بیشتر شبیه تبلیغ است تا تحلیل.
مهم‌ترین پرسش اصلاً مطرح نشده است: این افراد نماینده چه کسانی هستند؟ سی یا سیصد نفر در لندن جمع شده‌اند، اما چه کسی آن‌ها را انتخاب کرده است؟ آیا رأی مردمی دارند؟ آیا در داخل کشور پایگاه اجتماعی دارند؟ مقاله از کنار بحران مشروعیت عبور می‌کند و بدون پاسخ، آن را شبیه یک «مجمع ملی» معرفی می‌کند.
در عین حال، متن به‌طور غیرمستقیم محور شاهزاده رضا پهلوی را «فردمحور» معرفی می‌کند و می‌گوید این پروژه می‌خواهد از فردمحوری عبور کند. این بی‌طرفی نیست، این موضع‌گیری سیاسی است که در قالب واژه‌های نرم بیان شده است. اگر این رقابت سیاسی نیست، پس چرا چنین تأکیدی بر فاصله گرفتن از یک محور مشخص وجود دارد؟
حضور احزاب قوم‌محور نیز بدون هیچ توضیحی درباره مواضع آن‌ها در قبال تمامیت ارضی مطرح شده است. در شرایط حساس امروز، سکوت درباره این موضوع یک ضعف جدی است. همچنین استفاده از عباراتی مانند «جامعه بین‌المللی» بدون ارائه سند مشخص، بیشتر جنبه القای وزن سیاسی دارد تا تحلیل واقعی.
در نهایت، این مقاله بیشتر روایت‌سازی است تا تحلیل. به جای پاسخ دادن به پرسش‌های سخت درباره مشروعیت، ساختار و پیامدهای سیاسی این کنگره، با واژه‌های امیدوارکننده فضا را مثبت نشان می‌دهد. تا زمانی که سازوکار نمایندگی، خط قرمزهای ملی و نسبت این پروژه با دیگر محورهای اپوزیسیون روشن نشود، این ابتکار بیشتر شبیه یک قطب‌سازی موازی است تا یک حرکت ملی فراگیر.

پ., 26.02.2026 - 14:20 پیوند ثابت
فرامرز حیدریان
فرامرز حیدریان

دروود بر آقای فرّخی گرامی،
مختصر بدون تفصیلات طول و دراز.

اگر شما و دیگرانی امثال شما به هیچ توهّمی مبتلا نیستید و خیلی هم یقین دارید که بیدار بیدارید، لطف کنید و از تک تک آنانی که برای خودشان کنگره منگره راه انداخته اند، سئوال کنید که «آزادی چیست؟». حالا تا ایران و بقیه مسائلش. فقط به زبان فردی خودشان بدون آویزون شدن به احدی بر روی کره زمین، توضیح دهند و مستدل و متّقن حکایت کنند که آزادی یعنی چه؟. از طرف دیگر، دوران «پیر پاتولهای کپک زده و فسیل شده ای» مثل آقای شهریار آهی، هر چقدر نیز کارکُشته و پخته و علّامه دهر باشد، برای همیشه و ابد سپری شده است. دنیای امروز و انقلاب ملّی ایران، عصر جوانان و نوجوانان و همآوردیهای پهلوانی در تاریکی آینده های پیش روست. بنابر این، جایی برای پیر پاتولهای تسبیحی و پمپرزی نیست که نیم قرن آزگار، هیچ حرفی برای گفتن نداشتند و حالا که ایرانیان انتخاب خودشان را هر روز دارند فریاد میزنند، یک دفعه عین مور و ملخ از همه جا، سر و کله حضرات پیدا شده است که کارشان نیز فقط زر زیادی زدن است و در رویداد خواست واضح و آشکار ایرانیان دخالت کنند و سایه سنگین حکومت گیوتینداران فقاهتی را مستحکم بچسبند. این حضرات مدّعو اگر ذره ای از سیاست و کشورداری، سررشته داشتند، مطمئن باشید که آخوند جماعت نمیتوانست یک سال نیز در ایران حکومت کند؛ چه رسد نیم قرن آزگار. همین.
شاد زی و دیر زی!
فرامرز حیدریان

پ., 26.02.2026 - 13:36 پیوند ثابت