رفتن به محتوای اصلی
دوشنبه 18 اسفند 1404 - Monday, 9 March 2026

واقع گرایی سیاسی بجای تحلیل های فرقه ای:

واقع گرایی سیاسی بجای تحلیل های فرقه ای:

در سال‌های اخیر، متأسفانه بخشی از نیروهای اپوزیسیون بیش از آن‌که انرژی خود را صرف نقد و مقابله با  جمهوری اسلامی کنند، درگیر نزاع با دیگر طیف‌های مخالف شده‌اند. در ماه‌های اخیر و هم‌زمان با اوج‌گیری حمایت‌ها ازشاهزاده  رضا پهلوی، این کشمکش‌ها نیز شدت بیشتری گرفته و دامنه آن‌ها گسترده‌تر شده است. فضای مجازی آکنده از این جدال‌هاست؛ جدال‌هایی که از نقد سیاسی فراتر می‌رود و به تخریب و توهین می‌انجامد. حاصل چنین وضعی، فرسایش سرمایهٔ اجتماعی و تضعیف امکان همگرایی در لحظه‌ای است که بیش از هر زمان به بلوغ گفت‌وگوی مدنی نیاز داریم.
من همواره کوشیده‌ام بیرون از این میدانِ منازعه بمانم و وارد این جدال‌ها  نشوم. اما پس از دیدار داریوش آشوری با شاهزاده رضا پهلوی و مشاهدهٔ موج حملات به او، سکوت را منصفانه ندانستم. احترامی که برای جایگاه فکری و کارنامهٔ چند دهه‌ای جناب آشوری قائلم، مرا بر آن داشت که چند خطی در دفاع از حق او برای گفت‌وگو و استقلال رآی اش بنویسم. چرا که معتقدم که نقد اگر از مدار انصاف بیرون رود و به   تخریب و  ‌توهین بینجامد ، نه به تعالی اندیشه یاری می رساند و نه در خدمت  استوار سازی فرهنگ‌دمکراتیک است .
اگر قرار است ایران روزی از چرخه تاریخی حذف وطرد عبور کند، این عبور تنها از مسیر تقویت فرهنگ‌گفتگوی مدنی و‌پذیرش تکثر نیرو ها ممکن خواهد بود. تلقی هر تماس و گفتگو با بازیگران میدان سیاست به بی هویتی یا عدول از اصول، عملا سیاست را به میدان مرزبندی های هویتی تقلیل می دهد و فضا را برای غلبه منطق طرد بجای رقابت دمکراتیک و همگرایی ، آماده می سازد.  دیدار یک روشنفکر مستقل با بازیگر محوری صحنه سیاسی را می توان در چهارچوب تلاش برای حفظ امکان گفتگو و جلوگیری از انسداد بیشتر فهمید و آنرا قدر دانست. تقویت این امکان نشانه ای از پذیرش پیچیدگی واقعیت سیاسی و ضرورت مواجهه عقلانی با آن است.

واقع گرایی سیاسی بجای تحلیل های فرقه ای:

در هر تحلیل جدی از وضعیت امروز ایران ، نمی توان انکار کرد که شاهزاده رضا پهلوی محوری ترین چهره اپوزسیون است، چه به واسطه سرمایه نمادین تاریخی، چه به واسطه  شبکه ارتباطی گسترده بین المللی و چه به دلیل حمایت های قابل توجه ای که به فراخوان های او در داخل و خارج کشور دیده شده است.
روشنفکری که در باره "مدرنیته"، "گذار تاریخی" و " بحران فرهنگ سیاسی" سخن گفته ، اگر بخواهد واقع بین باشد ، نمی تواند بازیگر محوری اثرگذار صحنه سیاسی را نادیده بگیرد.
دیدار داریوش آشوری، در این معنا ، نشانه پذیرش وزن سیاسی شاهزاده رضا پهلوی لست نه لزوما پذیرش همه مواضع او .

گفتگو‌با بازیگران موثر‌ صحنه سیاست ، شرط گذار مسالمت آمیز:

ایران عزیز ما در آستانه یک گذار  تاریخی قرار دارد، در  چنین شرایطی حذف و‌تخریب بازیگران اصلی، امتناع از گفتگو و برچسب زنی به رادیکالیزه شدن فضا می انجامد . در مقابل گفتگو میان روشنفکران و نیروهای سیاسی به عقلانی شدن گفتمان، تعدیل مواضع و تقویت فرهنگ مدنی کمک می کند.
اگر پروژه فکری آشوری را "پروژه مدرن سازی زبان و ذهنیت ایرانی " بدانیم ، من حضور او در گفتگو با بازیگری که پایگاه میلیونی دارد را هم  دقیقا در راستای همین پروژه می بینم: تزریق عقلانیت به سیاست..

امکان تاثیر گذاری متقابل:

دیدار یک‌متفکر با یک‌چهره سیاسی فقط به معنای تاثیر پذیری نیست ، بلکه‌می تواند تاثیر گذار هم باشد.حضور متفکران و  ‌نظریه پردازان مطرح در کنار شاهزاده رضا پهلوی بعنوان چهره محوری اپوزسیون می تواند گفتمان او را عقلانی تر کند، بر سکولاریسم و حقوق شهروندی تاکید بیشتری بگذارد و از شخصی شدن سیاست جلوگیری کند. در این معنا هم من دیدار داریوش آشوری را اقدامی مسئولانه تلفی می کنم نه آنطور که مخالفینش با هیاهو القا می کنند " سازش کارانه"

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

کیانوش توکلی
برگرفته از:
ایرانگوبال

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!