رفتن به محتوای اصلی
چهارشنبه 20 خرداد 1405 - Wednesday, 10 June 2026

ائتلاف نیروهای سیاسی کُردستان ایران؛ مبهم، متزلزل، دور از واقعیت

ائتلاف نیروهای سیاسی کُردستان ایران؛ مبهم، متزلزل، دور از واقعیت

روز سوم اسفند ۱۴۰۴، برابر با ۲۲ فوریه ۲۰۲۶، هفت نیروی سیاسی کردستان ایران بیانیه‌ای مشترک با عنوان «ائتلاف نیروهای سیاسی کوردستان ایران» منتشر کردند. این نیروها عبارت‌اند از: حزب آزادی کوردستان (پاک)، حزب حیات آزاد کوردستان (پژاک)، حزب دموکرات کوردستان ایران (حدکا)، سازمان خبات کوردستان ایران، کومله زحمتکشان کوردستان.

جای خوشحالی دارد که این نیروها ضرورت سیاسی ـ اجتماعی ایران را تشخیص داده و برای هماهنگی دست به ائتلاف زده‌اند. سابقه کار حزبی در کردستان ایران ریشه‌ای دیرینه دارد؛ واقعیتی که دیگر نقاط کشور نیز می‌توانند از آن بیاموزند.

تجربه سال‌های اخیر و فراخوان به اعتصاب از سوی نیروهای سیاسی کردستان ایران و پاسخ مثبت مردم به آن نشان داده است که این نیروها از پایگاه اجتماعی قابل توجهی در استان کردستان و همه نواحی کُردنشین برخوردارند.

پس از جمهوری اسلامی، ایرانِ ما با چالش‌های سیاسی مختلفی روبه‌رو خواهد بود. یکی از آنها تبعیض ساختاری رواشده در مورد اِتنیک‌ (اقوام) مختلف ساکن ایران است. ایجاد یک نظام سیاسی غیرمتمرکز که حقوق کامل همه شهروندان ایران را تضمین کرده و اصل مشارکت تام و تمام آنها را به رسمیت بشناسد، می‌تواند از بروز تنش‌های سیاسی ـ اجتماعی جلوگیری کند.

اینکه بخش‌هایی از مردمان ساکن ایران خود را قوم، ایل، عشیره، ملیت و… می‌نامند و خواهان به رسمیت شناخته شدن حقوق خود هستند، موضوعی حساس است که باید در قانون اساسی آینده، به دور از هرگونه تعصب، بررسی شده و حقوق برابر آنها تضمین شود.

یک ایرانِ آزاد و دموکراتیک فقط در صورت مشارکت برابر همه شهروندانش می‌تواند بالاترین شانس برای توسعه و رفاه را محقق کند. سطح، میزان، نوع و مدل این مشارکت را باید مجلس مؤسسان و قانون اساسی ایرانِ آزادِ فردا مشخص کند. حتی در آن صورت نیز نمی‌توان تنش‌های احتمالی را منتفی دانست، اما می‌توان با بهره‌گیری از تجارب تلخ و خونین ایران در یکصد سال اخیر و نیز تجارب مثبت کشورهای مختلف، چالش‌های سیاسی و پیامدهای منفی آن را به حداقل ممکن کاهش داد.

نوشته حاضر با در نظر داشتن آنچه در بالا آمد، اطلاعیه «ائتلاف نیروهای سیاسی کوردستان ایران» را مبهم، متزلزل و دور از واقعیت ارزیابی می‌کند. دلایل:

دلایل مبهم بودن

در اطلاعیه آمده است: «هدف اصلی این ائتلاف، که پس از مرحله‌ای از تبادل نظر و کار میدانی در «مرکز دیالوگ برای همکاری» شکل گرفته است، اتحاد و مبارزه مشترک برای گسترش جنبش سیاسی کورد در ایران، رونق‌بخشی بیشتر به نقش کوردستان و جنبش سیاسی آن در مبارزه علیه جمهوری اسلامی، تأمین حقوق و آزادی‌های مردم کوردستان و بازطراحی ایران آینده می‌باشد.»

مشخص نیست که منظور از «بازطراحی ایران آینده» چیست. وقتی چنین مفهومی توضیح داده نشود، هر فرد، رسانه یا نیروی سیاسی می‌تواند بر اساس برداشت و تفسیر شخصی خود آن را فهم کند؛ امری که می‌تواند به سوءتفاهم‌ها دامن بزند.

در جای دیگر اطلاعیه آمده است: «ضمن حمایت از شکل‌گیری مرحله‌ای گذار دموکراتیک و فراگیر، مبنای هرگونه همکاری و ائتلاف خود با طرف‌های دیگر را «به‌رسمیت شناختن حقوق ملت‌ها»، «پذیرش دموکراسی» و «رد هرگونه دیکتاتوری» قرار می‌دهیم.»

مشخص نیست منظور از «به‌رسمیت شناختن حقوق ملت‌ها»، «پذیرش دموکراسی» و «رد هرگونه دیکتاتوری» دقیقا چیست.

آیا این ائتلاف همکاری با سازمان مجاهدین – که در گفتار و بر روی کاغذ دموکراسی را می‌پذیرد اما به باور منتقدان در عمل نیرویی غیردموکراتیک است – را می‌پذیرد؟ «سازمان خبات» از امضاکنندگان این اطلاعیه ارتباط بسیار نزدیک با سازمان مجاهدین دارد.

در مراسم سازمان مجاهدین (۷ فوریه ۲۰۲۶) به مناسبت چهل‌وهفتمین سالروز انقلاب اسلامی که در برلین برگزار شد و مریم رجوی، از رهبران این سازمان، در آن سخنرانی کرد، نماینده «حزب دموکرات کردستان ایران» و نماینده «سازمان خبات» حضور داشته و سخنرانی کردند.

پذیرش دموکراسی به‌تنهایی شرط کافی نیست؛ مهم پایبندی عملی به آن است.

چهل‌وهفت سال گذشته، کارنامه همه نیروهای سیاسی را روشن کرده است. سخن گفتن از دموکراسی و در عین حال رابطه داشتن با نیرویی که غیردموکراتیک تلقی می‌شود، صداقت امضاکنندگان اطلاعیه را زیر سؤال برده و ادعای آنها را باورناپذیر می‌کند.

دلایل متزلزل بودن

یکی از امضاکنندگان اطلاعیه «ائتلاف نیروهای سیاسی کوردستان ایران»، حزب آزادی کوردستان (پاک) است. این حزب مبارزه مردم ایران با جمهوری اسلامی را به مبارزه با «ملت فارس» تبدیل کرده و در اطلاعیه‌های خود از «اشغال کردستان توسط ایران» سخن می‌گوید.

در «قطعنامه اجلاسیه مجلس عمومی PAK پیرامون تلاش‌های ابقای دولت ـ ملت ایران و تداوم حاکمیت سیاسی ملت فارس» (تیر ۱۴۰۱) آمده است:

«تنها حاکمیت و دولت مستقل می‌تواند به اشغال و استعمار کوردستان پایان بخشد و امنیت کوردستان و کورد را تأمین و از کشتار و چپاول و غارت مصون بدارد… اولویت و جوهر کوردایتی عبارت است از برداشتن یوغ حاکمیت دولت فارس بر گردن کورد و بر خاک کوردستان و دستیابی به حاکمیت، استقلال و ایجاد یک دولت دموکراتیک کوردستانی… پارت آزادی کوردستان با تعهد در مقابل یک سده مبارزه خونین و جانفشانی فرزندان کوردستان… با هر تلاشی در جهت تداوم دولت ـ ملت ایران و حاکمیت سیاسی فارس مقابله می‌نماید.»

ملاحظه می‌شود که «حزب آزادی کوردستان» خود را حزبِ کردستانِ ایران نمی‌داند، با این حال اطلاعیه را همراه با شش حزب دیگر امضا کرده است. این پرسش مطرح می‌شود که:

شش حزب دیگر که از ماهیت استقلال‌طلبانه این حزب مطلع هستند، چگونه همکاری با آن را پذیرفته‌اند؟ آیا چنین اقدامی به تردیدهای تجزیه‌طلبانه در افکار عمومی نسبت به دیگر اعضای ائتلاف دامن نمی‌زند؟
حزب آزادی کوردستان که به استقلال باور دارد، چرا همکاری با شش حزب دیگر را پذیرفته است؟ آیا قصد دارد از این ائتلاف به‌عنوان سکویی برای مطرح کردن بیشتر خود استفاده کند؟
همکاری با یک حزب استقلال‌طلب چنین ائتلافی را متزلزل می‌کند، زیرا اعضای ائتلاف پیوسته در معرض پرسش درباره چرایی این همکاری قرار خواهند گرفت؛ ائتلافی که مشخص نیست سرانجام آن چه خواهد بود.

دلایل دور از واقعیت بودن

وقتی بیانیه «ائتلاف نیروهای سیاسی کوردستان ایران» مبنای هرگونه همکاری با طرف‌های دیگر را «به‌رسمیت شناختن حقوق ملت‌ها» اعلام می‌کند، بی‌آنکه این مفهوم را تعریف کرده باشد، عملا راه نزدیکی و همکاری را برای بسیاری از نیروهای مُردد، می‌بندد.

در حالی که همه امضاکنندگان اطلاعیه می‌دانند در ایران نگرانی عمیقی نسبت به تمایلات تجزیه‌طلبانه وجود دارد و مخالفان احزاب کُرد تلاش می‌کنند هر موضوعی را بهانه کرده و آنها را تجزیه‌طلب بنامند، انتظار می‌رود امضاکنندگان مسئولانه‌تر عمل کرده و مفاهیمی چون «ملیت» و «حق تعیین سرنوشت» را به‌روشنی تعریف کنند.

از سوی دیگر، طرح چنین شرطی با واقعیت سیاست عمل‌گرا فاصله دارد. برای مثال، اگر در آلمان حزب سوسیال‌دموکرات (SPD) شرط ائتلاف با حزب دموکرات مسیحی (CDU) را پذیرش اصل مالیات بر ثروتمندان قرار دهد – اصلی که تفاوت ماهوی این دو حزب را نشان می‌دهد – تأکید بر آن به‌عنوان پیش‌شرط، عملا راه هرگونه همکاری را می‌بندد.

نتیجه‌گیری

با توجه به گستردگی حمایت بخشی از مردم ایران در داخل و خارج کشور از رضا پهلوی به‌عنوان رهبر دوران گذار، این ائتلاف با سکوت از کنار موضوع آلترناتیو و شخص رضا پهلوی عبور کرده است. چنین موضع‌گیری در آغاز اعلام موجودیت یک ائتلاف سیاسی، اگر ناشی از انکار باشد، از واقع‌گرایی سیاسی دور است و اگر از خصومت دیرینه سیاسی ناشی شود، نشان‌دهنده بی‌توجهی به اولویت نجات ایران بر منافع حزبی و سازمانی است.

این ائتلاف، در صورت تثبیت و گسترش، می‌تواند به افزایش وزن سیاسی نیروهای کُرد در معادلات دوران گذار و مذاکرات مربوط به ساختار آینده قدرت در ایران بینجامد و مطالبات مناطق کُردنشین را به‌صورت منسجم‌تری وارد دستور کار ملی کند. در مقابل، اگر ابهام‌ها و اختلافات درونی آن برطرف نشود، ممکن است نه‌تنها به تضعیف اعتبار خود این نیروها، بلکه به پیچیده‌تر شدن اجماع اپوزیسیون و افزایش بی‌اعتمادی در سطح ملی منجر شود.

اطلاعیه «ائتلاف نیروهای سیاسی کوردستان ایران» متأسفانه به‌عنوان یک سند سیاسی از پختگی لازم برخوردار نیست. مناسب‌تر آن است که احزاب امضاکننده در اسناد تکمیلی، برخی مفاهیم را توضیح داده و به ابهامات و تردیدهای مطرح‌شده در این نوشته و دیگر نقدها پاسخ دهند. در غیر این صورت، این اقدام صرفا گرهی بر کلاف سردرگم نیروهای اپوزیسیون خواهد افزود.

 

 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

کیانوش توکلی
برگرفته از:
کیهان لندن

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد! 

دیدگاه‌ها

نظرات رسیده
نظرات رسیده

Bayaneh Habibi

مسئله اصلی اینه که تمام این احزاب روی هم رفته در کردستان و مناطق کرد‌نشین ایران چقدر هواخواه دارند!؟
بسیاری از همان مردمان هموطنمان جرآت بروز نظرشان را ندارند، چراکه فشارهای زیاد محیطی و جو حیثیتی و امنیتی از طرف این گروهک‌ها ایجاد شده. بسیاری از اقوام خود من اعتراف کردند که ما پادشاهی‌خواه هستیم ولی نه می‌توانیم بگوییم و نه در هیچ فضای مجازی از خواسته خود دفاع کنیم.
البته جای تعجب نیست، چرا که من درحالیکه در کانادا زندگی می‌کنم و آزادانه و آشکارا از پادشاهی‌خواهی دفاع می‌کنم، اقوام محترم به خانواده من فشار روانی وارد می‌کنند.
شک نکنید اگر پادشاهی‌خواهی بیشتر از طرفداران اینها نباشد، هرگز کمتر نخواهد بود.

س., 24.02.2026 - 14:47 پیوند ثابت
نظرات رسیده
نظرات رسیده

Mansour Ismaili
بیچاره مردم دردمند ایران و مردم کردستان ایران که حتی برای عبور از حکومت پلید اسلامی از الان باید با بوی خون وخون در آینده سپری کنند

س., 24.02.2026 - 14:46 پیوند ثابت
نظرات رسیده
نظرات رسیده

آنا یعقوبیان:

نقد آقای حنیف حیدرنژاد بر ائتلاف نیروهای سیاسی کوردستان، بیش از آن‌که یک تحلیل متوازن باشد، بازتاب یک نگرانی سیاسی خاص است. این نگرانی را می‌توان فهم کرد، اما شیوه استدلال او با استاندارد یک نقد منسجم فاصله دارد.
نخست به مسئله ابهام بپردازیم. او مفهوم بازطراحی ایران آینده و به‌رسمیت شناختن حقوق ملت‌ها را مبهم می‌داند. این نقد از نظر فنی قابل طرح است. هر ائتلافی باید مفاهیم کلیدی خود را دقیق تعریف کند. اما ایشان همین معیار را درباره پروژه شکوفایی ایران که از سوی رضا پهلوی مطرح شده به کار نمی‌برد. آن پروژه نیز اختیارات گسترده‌ای برای مدیریت دوران گذار پیش‌بینی می‌کند. اگر معیار، شفافیت و نفی تمرکز قدرت است، این معیار باید درباره همه بازیگران اجرا شود. انتخاب گزینشی معیار، نقد را سیاسی و نه اصولی جلوه می‌دهد.
دوم به مسئله دموکراسی و مجاهدین بپردازیم. ایشان سازمان سازمان مجاهدین خلق ایران را غیردموکراتیک می‌داند و ارتباط برخی احزاب کورد با آن را نشانه تناقض معرفی می‌کند. نقد عملکرد هر نیروی سیاسی حق هر فعال سیاسی است. اما پرسش اینجاست که آیا در سیاست ائتلافی، همسانی کامل شرط همکاری است. در همه نظام‌های چندحزبی، نیروها با وجود اختلاف جدی ائتلاف می‌کنند تا بر سر اهداف مشخص همکاری کنند. ائتلاف یعنی توافق بر حداقل‌ها، نه یکی شدن در همه سطوح فکری و تاریخی.
سوم به موضوع تجزیه‌طلبی توجه کنیم. ایشان همکاری با حزب آزادی کوردستان را عامل تزلزل می‌داند و از نگرانی افکار عمومی نسبت به تجزیه سخن می‌گوید. اینجا یک خلط مفهومی دیده می‌شود. استقلال‌خواهی یک موضع سیاسی مشخص است. یک جریان می‌گوید می‌خواهد واحد سیاسی مستقلی تشکیل دهد. شما می‌توانید با این موضع موافق یا مخالف باشید. می‌توانید آن را به چالش بکشید. اما این موضع در ذات خود جرم یا توطئه نیست. یک خواست سیاسی است که باید در میدان سیاست درباره آن گفت‌وگو شود.
تجزیه‌طلبی اما واژه‌ای بارگذاری‌شده و امنیتی است. این واژه معمولاً زمانی به کار می‌رود که حاکمیت یا یک جریان سیاسی بخواهد یک مطالبه هویتی یا ملی را تهدید جلوه دهد. با این برچسب، فضا از بحث حقوقی و سیاسی خارج می‌شود و به میدان امنیتی کشیده می‌شود. نتیجه روشن است. سرکوب توجیه می‌شود.
بخشی از نیروهای کورد ممکن است از استقلال کوردستان دفاع کنند. این موضع را باید صریح شنید و صریح نقد کرد. اما این ادعا که کوردها خواهان تجزیه ایران هستند، تعمیمی نادرست و تحریک‌آمیز است. بسیاری از کوردها از فدرالیسم، عدم تمرکز یا تضمین حقوق ملی در چارچوب ایران دفاع می‌کنند. حتی آنان که از استقلال سخن می‌گویند، بحث را در سطح حق تعیین سرنوشت مطرح می‌کنند، نه پروژه تخریب یا فروپاشی ایران.
اگر کسی میان استقلال و تجزیه تفاوت نگذارد، عملاً دو مفهوم متفاوت را یکی می‌کند. استقلال یک گزینه سیاسی در چارچوب حقوق بین‌الملل است. تجزیه در ادبیات رسمی ایران بار اتهامی و امنیتی دارد. این خلط مفهومی به روشن شدن فضا کمک نمی‌کند. فقط شکاف را عمیق‌تر می‌کند.
چهارم به سکوت ائتلاف درباره رضا پهلوی بپردازیم. ایشان حمایت بخشی از جامعه از رضا پهلوی را دلیل ضرورت موضع‌گیری می‌داند. این استدلال یک پیش‌فرض دارد و آن پذیرش رهبری دوران گذار توسط یک فرد مشخص است. در حالی که بسیاری از نیروهای سیاسی هنوز درباره مدل رهبری گذار توافق ندارند. سکوت می‌تواند نشانه احتیاط سیاسی باشد، نه انکار واقعیت. اگر قرار باشد هر ائتلاف منطقه‌ای از ابتدا نسبت خود را با یک فرد تعیین کند، عملا امکان شکل‌گیری بلوک‌های متنوع از بین می‌رود.
در نهایت، نوشته آقای حیدرنژاد بیش از آن‌که بر تقویت همگرایی تمرکز کند، بر برجسته‌سازی شکاف‌ها تأکید دارد. او از یک سو اتحاد کوردها را مبهم و متزلزل می‌داند، از سوی دیگر از ائتلاف گسترده ملی سخن می‌گوید. این دو رویکرد بدون پذیرش تکثر واقعی جمع نمی‌شوند.
اگر معیار، دموکراسی، شفافیت و نفی دیکتاتوری است، این معیار باید درباره همه بازیگران اجرا شود. اگر معیار، واقع‌گرایی سیاسی است، باید پذیرفت که اتحاد بر پایه حداقل‌های مشترک شکل می‌گیرد. سیاست عرصه خلوص ایدئولوژیک نیست. عرصه مدیریت اختلاف است.
نقد ایشان می‌تواند به روشن‌تر شدن مفاهیم کمک کند. اما وقتی نقد به ابزار تقابل با یک جریان خاص تبدیل شود، از نقش سازنده فاصله می‌گیرد و ناخواسته به تعمیق بی‌اعتمادی دامن می‌زند.
با احترام، آنا یعقوبیان

س., 24.02.2026 - 14:45 پیوند ثابت
نظرات رسیده
نظرات رسیده

محمدرضا صفایی:

مقاله اقای حنیف حیدرنژاد با عنوان ائتلاف نیروهای سیاسی کردستان ایران ، مبهم ، متزلزل و دور از واقعیت را خواندم‌ .
مطالب و پرسش های خوبی را عنوان کرده بود و نظر خود را نیز کوتاه بیان داشت ، قصد هیچ‌ نقدی را ندارم .
سخنی دارم با رهبران خودخوانده این احزاب .
آيا شما خود را ایرانی میدانید یا خیر ؟؟؟؟
اگر خود را ایرانی میدانید باید بیایید در کنار سایر ایرانیان برای نوسازی و بهترسازی ایران ، همکاری همگانی در سطح ایران داشته باشیم .
اگر این رهبران خودخوانده احزاب کرد ایرانی خود را ایرانی نمیدانند که تصمیم و حکم مردم ایران از هم اکنون مشخص است.
ايرانيان این افراد و آن تعداد از اطرافیانش را در صف دشمنان ایران قرار می‌دهند ،
با دشمنان مدارا خواهیم داشت ،اما نه با دشمنانی که قصد نابودی و تخریب خانه ما را دارند .
محمدرضا صفایی، دکترای روانشناسی و افسر پيشين نیروی دریایی

س., 24.02.2026 - 14:44 پیوند ثابت
ارشان آذری
ارشان آذری

عنوان مقاله:
درود بر آقای حیدرنژاد

.

نقد مطرح‌شده درباره ابهام در بیانیه ائتلاف احزاب کردستان درست است. وقتی از «ملت‌ها» یا «بازطراحی ایران» بدون تعریف دقیق صحبت می‌شود، طبیعی است که نگرانی ایجاد شود. ایران یک کشور با ملت واحد است که از اقوام مختلف تشکیل شده، اما حاکمیت آن تجزیه‌پذیر نیست. اگر منظور حقوق فرهنگی و مشارکت برابر است، باید شفاف و صریح گفته شود.
وجود چند حزب در یک منطقه کوچک هم لزوماً به معنای نمایندگی همه مردم نیست؛ بسیاری از کردهای ایران در شهرهای مختلف زندگی می‌کنند و گرایش‌های سیاسی متنوعی دارند.
تبدیل فدرالیسم به پیش‌شرط گفت‌وگو هم عملاً مذاکره را می‌بندد. شکل نظام آینده باید با رأی همه مردم ایران تعیین شود، نه با شرط‌گذاری اولیه.
تجربه منطقه هم هشداردهنده است: در ترکیه با جمعیت بالای کرد، پروژه استقلال به نتیجه نرسیده و هزینه‌های سنگینی داشته؛ در اقلیم کردستان عراق هم تمرکز قدرت در دست جریان‌های خاص نشان داده که «حاکمیت قومی» لزوماً به دموکراسی عمیق منجر نمی‌شود.
مطالبه حقوق برابر کاملاً مشروع است، اما راه‌حل باید در چارچوب ایران واحد و قانون اساسی شفاف جست‌وجو شود، نه در مسیر تقابل و ابهام.

س., 24.02.2026 - 14:40 پیوند ثابت
فرامرز حیدریان
فرامرز حیدریان

دروود بر آقای حیدرنژاد گرامی،
تحشیه ای و توضیحی!

اینگونه وحدتها فقط زمانی ارزشمند و ستودنی هستند که برای اعلام «انحلال»، گرد همدیگر آیند و یاد بگیرند که جگونه میتوان با منطق و استدلال و گشوده فکری و صبوری به طرح مسائل و مشکلات خود پرداخت و در پروسه همکاری و همپایی و باهماندیشی و همبستگی و مسئولیّت و بیدارفهمی به حلّ و فصل مشکلات میهنی همّت کرد. من قبلا هم گفته بودم که مسائل کردستان، هیچ ربطی به جامعیّت کردها در سراسر ایران ندارند. من حدود دو سال در کردستان زندگی کرده ام و تمام چم و خم آداب و رسوم کردها را میدانم. سالهاست که دوستان کرد نیز دارم. اکثر اختلافات آنها بر سر مسائل خانوادگی و خویشاوندی و عشیره ای و طایفه ای است که در جبهه بندیهای اسلحه به دوشی و حزب و سازمان سازیهای کذایی بروز پیدا میکنند.
اینها هنوز تفاوتهای عمیق و مهم بین «قوم» و «اتنیک» و «ملّت» و «عشیره و قبیله و امثالهم» را أصلا نمیدانند؛ ولی صحبت از آنها را مدام مثل نقل و نببات ورد زبان و قلم دارند. این به آن می ماند که حضرات تفاوت «کوچه و خیابان و راه مالرو و شاهراه» را از یکدیگر ندانند و اگر از آنها پرسیده شود که تفاوت اینها با یکدیگر چیست؟. جواب میدهند که اینها راههایی هستند که آدمها از آنها عبور میکنند. بعد اگر به آنها بگویید که حضرات محترم. هیچکس دیبیل نیست و میداند که اینها محل عبور نه تنها برای انسانها؛ بلکه برای بسیاری از جانوران و پرندگان و حشرات و غیره و ذالک نیز هستند. ولی تفاوت آنها در چیست؟. توضیح دهید!. اینجاست که هیچ حرفی برای گفتن ندارند و زبانشان بند می آید. به نظر من، متوجه بودن به کنشها و واکنشهای اینگونه دسته جات ضروریست؛ ولی باید به همه آنها تفهیم کرد که اول یاد بگیرید دُرُست حرف بزنید، بعدا ادّعاهایی را داشته باشید. به ما نشان دهید که «فارسها» کیانند و در کجای امپراطوری ایران، ساکن بودند یا هنوز ساکن هستند و از چه طریق بر شما، حکومت میکنند؟. احتمالا اگر آقای «کیانوش توکلی» را شهردار یا استاندار سنندج بنامند، حضرات خواهند گفت که باز «فارسها» اومدند در کردستان برای ما تعیین تکلیف کنند!. اگر آقای توکّلی را کنار بگذاریم و یک فردی از گیلان را در به جای او بنشانیم، باز خواهند گفت، ایندفعه هم که فارسها را گذاشتید. باز اگر بیایم یک نفر عرب را از خوزستان به جای این دو نفر بگذاریم، مجدّدا ناله خواهند کرد که چرا شما فارسها، دست از سر ما برنمیدارید. اگر یک نفر را از لرستان بفرستیم، باز شکایت میکنند که چی از جون ما میخواهید با اینهمه ماموران «فارس!» و همینطور الی آخر.
اینها هنوز نمیفهمند که در هیچ نقطه ای از امپراطوری ایران، قومی به نام «فارس» وجود نداشته و هنوزم در ایران فعلی وجود ندارد. «فارسی سخن گفتن» به معنای «فارس بودن و متعلّق به قومی خاصّ و معلوم و مشخّص شده» نیست. خود همین مسئله اینهمانی دادن فارسی سخنگویان با «قوم مجهولی به نام فارس» اثبات میکند که حضرات، تفاوت آ را از ب نمیدانند؛ ولی داعیه های آنچنانی دارند. در هر صورت. من پیشنهاد میکنم که به اینگونه حرکات باید توجّه داشت از جانب هر قومی که میخواهد باشد. فقط باید به حضرات تفهیم کرد که تعریفهای خودتان را از مفاهیم با دقّت و شفّافیّت و صراحت و دلاوری عبارتبندی کنید تا دگر اقوام ایرانی بفهمند و بدانند که در کجای این معادله به شدّت احمقانه و ابلهانه شما به نام «ملّت!! کرد و قوم فارس!!» قرار میگیرند. حالا تا بقیه صحبتها.
شاد زی و دیر زی!
فرامرز حیدریان

س., 24.02.2026 - 13:22 پیوند ثابت