جمهوری ایرانی؛ آلترناتیو استبداد دینی و بازتولید دیکتاتوری
ایران به یک نقطه تاریخی سرنوشتساز نزدیک شده است. حاکمیت اسلامی با سرکوب خونین شهروندان در ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ نشان داد که در تضاد آشتی ناپذیر با ایران و ایرانیان بوده و پدیده ای ناماندگار است که ملت ایران از آن عبور خواهد کرد. گذار فرهنگی، سیاسی و اخلاقی در جریان انقلاب «زن زندگی آزادی» تحقق یافت. تنها وظیفه حذف فیزیکی رژیم اسلامی و تدوین قرداد اجتماعی نظام سیاسی، اجتماعی و فرهنگی فردا، موضوع روز کار ملت ایران است.
اکنون پرسش اصلی سیاست ایران این نیست که آیا این حکومت میماند یا میرود؛ پرسش این است که پس از آن چه میآید؟
در برابر ما دو مسیر قرار دارد:
نخست: بازگشت به تمرکز قدرت در دست یک فرد و بازتولید الگوی اقتدارگرایانه گذشته، یا اعتماد به برنامه سیاسی و حرکت بسوی جمهوری شهروندان (نادیده گرفته نشود که آلترناتیوهای دیگر در سطح محدود و محلی می توانند مطرح باشند، ولی به دلیل عدم انطباق با شرایط درهم آمیزی جامعه ایران، فرهنگ مدرن و آگاهی سیاسی عمومی، و نیز خصلت تنش آفرینی و نیز فقدان الویت شهروند و ایران در مدار سیاست، چشم اندازی ندارند).
دوم: جمهوری ایرانی، بهمعنای جمهوری دموکراتیک، سکولار (لائیک) و مبتنی بر برابری کامل زنان و مردان، تنها آلترناتیوی است که میتواند همزمان چهار مطالبه تاریخی جامعه ایران را نمایندگی کند:
همبستگی ملی و سرزمینی، آزادی، برابری، و حاکمیت شهروندان.
انقلاب «زن زندگی آزادی» نشان داد که جامعه ایران، نگاه به آینده دارد و نه به استبداد دینی تن میدهد و نه به هیچ شکل دیگری از دیکتاتوری. جامعهای که پرچم کرامت انسانی و حقوق برابر را برافراشته، آینده خود را به اراده جمعی جامعه ایرانی،و نه به اقتدار فردی می سپارد. جامعه شهروندی که حماسه «زن زندگی آزادی» را آفرید، خود را نه بعنوان رعیت، نه پیرو دین و مکتب، و نه عضو قوم و قبیله تعریف کرده، بلکه بعنوان شهروند آزاده پا در میدان گذاشت تا آینده ای درخشان برای خود، جامعه و میهن بسازد.
دوران پیشاسرنگونی حکومت اسلامی، دوران تمرین دمکراسی، دوران تمرین مدارا و گفتگوی های سازنده، دوران شفافیت توزیع قدرت، مشارکت جمعی و تضمین پلورالیسم سیاسی است؛ نه صافکردن جاده برای تمرکز دوباره انحصار قدرت. آلترناتیو واقعی، آلترناتیوی است که از هماکنون شیوه دموکراتیک را در گفتار و کردار خود اجرا کرده و جامعه صلاحیت و سلامت آنرا تجربه کند.
مبارزه ما علیه حکومت اسلامی، قاطع و براندازانه است. اما در درون جبهه مخالفان، راه ما گفتگو، مدارا و پذیرش تکثر است. آینده ایران بر پایه حذف دیگری ساخته نمیشود؛ بر پایه قرارداد اجتماعی نوین میان شهروندان برابر بنا خواهد شد.
جمهوری ایرانی، نه شعار یک جریان، بلکه افق همبستگی ملی است.
ایران آینده، ایران شهروندان است و جمهوری ایرانی؛ آلترناتیو استبداد دینی و بازتولید دیکتاتوری می باشد.
اقبال اقبالی
24.02.2026
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!