رفتن به محتوای اصلی
دوشنبه 18 اسفند 1404 - Monday, 9 March 2026

عزیزم کو؟

عزیزم کو؟

عزیزم کو؟
برای آیدا عقیلی؛جاویدنامی که آرامشِ چهره اش اشک را به چشمانِ عشق می نشاند
 


ببین مادر چه غمگین ست وُ بیزار
میانِ کُشتگان سرگشته وُ زار
به خاموشی سخن می گوید وُ راز!؟
زِ ماتم مات وُ از واگویه سرشار
تو می دانی که می سوزم زِ حیرت
سخن در سینه می جوشد چو اسرار:
کبوترها زِ خاطر بُرده پرواز؟
درختان سر به زیر وُ ناله بسیار
سکوتِ آسمان کابوسِ سنگین
زمین مأیوسِ سرگردانِ بیمار
زمانه فرشِ سرخ افکنده از خون
به زیرِ پایِ سالُوسِ ستمکار
ببین دلبندِ مادر بی نشان شد
خیابان خونِ خشکیده به رخسار...
همی نالید وُ زد بر سینه وُ سر
عزیزم کُو نگار وُ مُونِسَم یار
عروس وُ دخترِ رؤیاییِ ام کُو!
گُلِ تنهایی ام زیبایِ دلدار
عروسِ نازنین! بازآ قشنگم
میانِ قابِ قلبم دیده افگار
چه کَردی با دلِ مادر؛ غریبم
پریشان دل به یادت مانده بیدار
دگر چشمانِ کَم سو ناتوانست
تنم درمانده مادر زیرِ آوار...
شبِ باران وُ خاکِ بی بهاران
میانِ عاشقان روییده دیوار
تو گویی زندگی زندانِ زجرست
که زیبایی اسیرست وُ سزاوار!؟
چرا باید صداها کُشته گردند!؟
چرا باید جهان در بند وُ بر دار
چرا سنگِ ستم می بارد اینجا
کجایی کور وُ کر ای خُفته دادار!...
من وُ خورشید وُ ماهم بیقراریم
کنارِ سفرۀ نوروزِ دیدار
غبار از خانه روبیدیم وُ از دل
در آیینه درآ اینک به گفتار
بهارا! خانه مان در انتظارست
بیا مادر عزیزم جانِ گُلزار
دوشنبه 4 اسفندماه 1404///23 فوریه 2026

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

کیانوش توکلی

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!