تحية طيبة إلى السيد اهوازی المحترم،
بإيجاز واختصار،
لقد تحدّثتُ مرارًا في الماضي، على هذا الموقع نفسه، عن مسألة «الفيدرالية»، وأكّدتُ غير مرّة أنّ هذا المفهوم لا يصدق على إيران وأقوامها. وقد بيّنتُ أسبابي وشرحتُ لماذا لا ينطبق.
إنّ الحديث عن وجود الفيدرالية في بعض بلدان العالم يقتضي دراسةً عميقةً وجادّةً لتاريخ تلك المجتمعات، وتركيبتها السكّانية، وثقافة شعوبها. فالأفكار السياسية لا تُستورد كما تُستورد السلع، ولا تُسقَط على أرضٍ لم تُنبتها شروطها التاريخية. إنّ تاريخ إيران وثقافتها وتكوينها القومي لا تربطها أيّ سنخيّة بمفهوم يُسمّى «الفيدرالية».
بل إنّي كتبتُ وأكّدتُ أنّ إيران المستقبل، إلى جانب مجلسٍ تأسيسيّ، يمكنها بل ينبغي لها أن تمتلك مجلسًا للأقليّات، كما يمكن لكلّ محافظةٍ من محافظات البلاد أن يكون لها مجلسها الخاصّ؛ لا لكي تنازع سائر المحافظات أو تتحدّى المركز وتتباهى عليه، بل لتيسير تنفيذ مهامّ الدولة وبرامجها في مسار العمران، والتقدّم، والتعليم، وسائر شؤون التنمية.
وعليه، ففي مجتمعٍ يستطيع فيه المشرّع أن يؤمّن حقوق الإنسان ويضمنها، يصبح الانشغال بمفهومٍ لا جذور له في تاريخ الإيرانيين وثقافتهم ضربًا من إهدار الجهد في ما لا طائل منه. إنّ ما ينبغي رعايته وتنميته هو كلّ فكرةٍ تنسجم مع تاريخ شعب إيران وثقافته في شمولية أقوامه وتعدّد مكوّناته، لا ما يفضي إلى القطيعة والتمزّق وإثارة الخصومات.
إنّ شعبنا لم يكن يومًا خصمًا لنفسه؛ بل إنّ الحكّام غير الشرعيّين هم الذين سعوا إلى استغلال التنوّع القومي الإيراني لصالح دوام سلطانهم وقمعهم. غير أنّ الشعب الإيراني كان — والحمد لله — أذكى وأوعى من أن يستسلم لدعايات حكّامٍ لا كفاءة لهم.
وقد قلتُ مرارًا، وما زلتُ أؤكّد، إنّ طرح القضايا والمشكلات لا ينبغي أن يُغلَّف بالتعلّق بـ«مفاهيم ومصطلحات دخيلة» تُضفي بريقًا زائفًا؛ لأنّها تخلط بين المعاني والمقاصد، وبدل أن تُعين على الحلّ، تؤدّي إلى التعمية وسوء الفهم والضرر. لا يجوز أن ننقل النقاش إلى فضاءاتٍ لا جذور لها في واقعنا ولا صلة لها بنا.
إنّ الفيدرالية لا صلة لها بالمجتمع الإيراني، وتحقّقها في واقعه أمرٌ متعذّر، بسبب الاندماج العميق والمتواصل بين أقوام إيران منذ أقدم العصور إلى اليوم؛ وقد زادت الهجرة الإيرانية المعاصرة هذا الاندماج اتّساعًا على المستوى العالمي. وهذه حقيقةٌ ينبغي أن تبقى نصب أعيننا.
فالإيرانيون، خلال نصف القرن المنصرم، قد ارتبطوا بالمصاهرة والمعايشة مع سائر شعوب العالم، وأضحوا ينتمون في آنٍ واحد إلى شمولية الشعب الإيراني وإلى الفضاء الإنساني الأوسع.
عِش سعيدًا ودمت طويل العمر!
فرامرز حیدریان
///////////////////////////////////////////////////////////
دروود بر آقای اهوازی گرامی،
توضیحی مختصر.
من به کرّات در گذشته در همین سایت در باره مبحث «فدرالیسم» حرف زده ام و تاکید کر ده ام که چنین مفهومی در باره ایران و اقوامش صدق نمیکند. دلایلش را هم نوشته ام که چرا. در باره وجود فدرالیسم در برخی از کشورهای دنیا باید در باره تاریخ و ترکیب جمعیّت و فرهنگ مردم همان جوامع، عمیق و اساسی دقّت و مطالعه کرد. وضعیّت تاریخ و فرهنگ و اقوام ایرانی با مفهومی به نام فدرالیسم، هیچ سنخیّتی ندارد. من حتّا نوشته و تاکید کرده ام که ایران آینده در کنار مجلس موسسان میتواند و باید مجلس اقلیّتها را داشته باشد و استانهای کشور نیز هر کدامشان مجلس خاصّ خود را داشته باشند؛ نه برای اینکه علیه دیگر استانها و مرکز، شاخه شونه بکشند؛ بلکه برای تسهیل اجرای وظایف و برنامه های دولت در پروسه آبادانی و پیشرفت و آموزش و غیره و ذالک. بنابر این در جامعه ای که قانونگزار بتواند حقوق انسانها را تامین و تضمین کند، بحث از مفهومی که هیچ سبقه ای در تارخ و فرهنگ ایرانیان ندارد، تلف کردن انرژی خود بر سر هیچ و پوچ است. چیزی را باید پرورید و مراقبت کرد و به گسترش و تاثیرش مدد کرد که با تاریخ و فرهنگ مردم ایران در جامعیّت اقوامش همسویی و همخوانی داشته باشد؛ نه چیزی که به گسست و پارگی و خصومت بخواهد بینجامد. مردم ما هیچوقت خاصم همدیگر نبوده اند؛ بلکه حکومتگران ناحقّ بوده اند که خواسته اند از تنوّع اقوام ایرانی به نفع دوام اقتدار و سرکوب خودشان سوء استفاده کنند و خوشبختانه مردم ایران باهوشتر و داناتر از آن هستند که تسلیم تبلیغات حُکّام نالایق شوند. من بارها گفته ام و همچنان تاکید میکنم که طرح مسائل و مشکلات را نباید با آویزان شدن به «مفاهیم و اصطلاحات بیگانه» زرورق پیچی کرد؛ زیرا خلط معنا و منظور میکنند و به جای اینکه به حلّ و فصل مسائل مددی کنند به استتار و کژفهمی و زیان و ضرر منجر میشوند. بحث در باره مسائل و خواسته ها را هیچوقت به دامنه ای نبریم که بی ریشه است و ربطی به ما ندارد. فدرالیسم به جامعه ایرانی هیچ ربطی ندارد و واقعیّت پذیر شدنش نیز ناممکن است به دلیل ادغام گسترده اقوام ایرانی از کهنترین ایّام تا امروز که دیاسپورای ایرانی نیز به ادغام جهانی با مردم دیگر سرزمینها افزوده شده است. این موضوعیست که حتما باید پیش چشم داشت. ایرانیان در فاصله نیم قرن گذشته با تمام مردم جهان وصلت کرده اند و به جامعیّت مردم ایران و جهان تعلّق و وابستگی دارند.
شاد زی و دیر زی!
فرامرز حیدریان
دیدگاهها
مفاهیم بیگانه، مسائل را استتار میکنند!
تحية طيبة إلى السيد اهوازی المحترم،
بإيجاز واختصار،
لقد تحدّثتُ مرارًا في الماضي، على هذا الموقع نفسه، عن مسألة «الفيدرالية»، وأكّدتُ غير مرّة أنّ هذا المفهوم لا يصدق على إيران وأقوامها. وقد بيّنتُ أسبابي وشرحتُ لماذا لا ينطبق.
إنّ الحديث عن وجود الفيدرالية في بعض بلدان العالم يقتضي دراسةً عميقةً وجادّةً لتاريخ تلك المجتمعات، وتركيبتها السكّانية، وثقافة شعوبها. فالأفكار السياسية لا تُستورد كما تُستورد السلع، ولا تُسقَط على أرضٍ لم تُنبتها شروطها التاريخية. إنّ تاريخ إيران وثقافتها وتكوينها القومي لا تربطها أيّ سنخيّة بمفهوم يُسمّى «الفيدرالية».
بل إنّي كتبتُ وأكّدتُ أنّ إيران المستقبل، إلى جانب مجلسٍ تأسيسيّ، يمكنها بل ينبغي لها أن تمتلك مجلسًا للأقليّات، كما يمكن لكلّ محافظةٍ من محافظات البلاد أن يكون لها مجلسها الخاصّ؛ لا لكي تنازع سائر المحافظات أو تتحدّى المركز وتتباهى عليه، بل لتيسير تنفيذ مهامّ الدولة وبرامجها في مسار العمران، والتقدّم، والتعليم، وسائر شؤون التنمية.
وعليه، ففي مجتمعٍ يستطيع فيه المشرّع أن يؤمّن حقوق الإنسان ويضمنها، يصبح الانشغال بمفهومٍ لا جذور له في تاريخ الإيرانيين وثقافتهم ضربًا من إهدار الجهد في ما لا طائل منه. إنّ ما ينبغي رعايته وتنميته هو كلّ فكرةٍ تنسجم مع تاريخ شعب إيران وثقافته في شمولية أقوامه وتعدّد مكوّناته، لا ما يفضي إلى القطيعة والتمزّق وإثارة الخصومات.
إنّ شعبنا لم يكن يومًا خصمًا لنفسه؛ بل إنّ الحكّام غير الشرعيّين هم الذين سعوا إلى استغلال التنوّع القومي الإيراني لصالح دوام سلطانهم وقمعهم. غير أنّ الشعب الإيراني كان — والحمد لله — أذكى وأوعى من أن يستسلم لدعايات حكّامٍ لا كفاءة لهم.
وقد قلتُ مرارًا، وما زلتُ أؤكّد، إنّ طرح القضايا والمشكلات لا ينبغي أن يُغلَّف بالتعلّق بـ«مفاهيم ومصطلحات دخيلة» تُضفي بريقًا زائفًا؛ لأنّها تخلط بين المعاني والمقاصد، وبدل أن تُعين على الحلّ، تؤدّي إلى التعمية وسوء الفهم والضرر. لا يجوز أن ننقل النقاش إلى فضاءاتٍ لا جذور لها في واقعنا ولا صلة لها بنا.
إنّ الفيدرالية لا صلة لها بالمجتمع الإيراني، وتحقّقها في واقعه أمرٌ متعذّر، بسبب الاندماج العميق والمتواصل بين أقوام إيران منذ أقدم العصور إلى اليوم؛ وقد زادت الهجرة الإيرانية المعاصرة هذا الاندماج اتّساعًا على المستوى العالمي. وهذه حقيقةٌ ينبغي أن تبقى نصب أعيننا.
فالإيرانيون، خلال نصف القرن المنصرم، قد ارتبطوا بالمصاهرة والمعايشة مع سائر شعوب العالم، وأضحوا ينتمون في آنٍ واحد إلى شمولية الشعب الإيراني وإلى الفضاء الإنساني الأوسع.
عِش سعيدًا ودمت طويل العمر!
فرامرز حیدریان
///////////////////////////////////////////////////////////
دروود بر آقای اهوازی گرامی،
توضیحی مختصر.
من به کرّات در گذشته در همین سایت در باره مبحث «فدرالیسم» حرف زده ام و تاکید کر ده ام که چنین مفهومی در باره ایران و اقوامش صدق نمیکند. دلایلش را هم نوشته ام که چرا. در باره وجود فدرالیسم در برخی از کشورهای دنیا باید در باره تاریخ و ترکیب جمعیّت و فرهنگ مردم همان جوامع، عمیق و اساسی دقّت و مطالعه کرد. وضعیّت تاریخ و فرهنگ و اقوام ایرانی با مفهومی به نام فدرالیسم، هیچ سنخیّتی ندارد. من حتّا نوشته و تاکید کرده ام که ایران آینده در کنار مجلس موسسان میتواند و باید مجلس اقلیّتها را داشته باشد و استانهای کشور نیز هر کدامشان مجلس خاصّ خود را داشته باشند؛ نه برای اینکه علیه دیگر استانها و مرکز، شاخه شونه بکشند؛ بلکه برای تسهیل اجرای وظایف و برنامه های دولت در پروسه آبادانی و پیشرفت و آموزش و غیره و ذالک. بنابر این در جامعه ای که قانونگزار بتواند حقوق انسانها را تامین و تضمین کند، بحث از مفهومی که هیچ سبقه ای در تارخ و فرهنگ ایرانیان ندارد، تلف کردن انرژی خود بر سر هیچ و پوچ است. چیزی را باید پرورید و مراقبت کرد و به گسترش و تاثیرش مدد کرد که با تاریخ و فرهنگ مردم ایران در جامعیّت اقوامش همسویی و همخوانی داشته باشد؛ نه چیزی که به گسست و پارگی و خصومت بخواهد بینجامد. مردم ما هیچوقت خاصم همدیگر نبوده اند؛ بلکه حکومتگران ناحقّ بوده اند که خواسته اند از تنوّع اقوام ایرانی به نفع دوام اقتدار و سرکوب خودشان سوء استفاده کنند و خوشبختانه مردم ایران باهوشتر و داناتر از آن هستند که تسلیم تبلیغات حُکّام نالایق شوند. من بارها گفته ام و همچنان تاکید میکنم که طرح مسائل و مشکلات را نباید با آویزان شدن به «مفاهیم و اصطلاحات بیگانه» زرورق پیچی کرد؛ زیرا خلط معنا و منظور میکنند و به جای اینکه به حلّ و فصل مسائل مددی کنند به استتار و کژفهمی و زیان و ضرر منجر میشوند. بحث در باره مسائل و خواسته ها را هیچوقت به دامنه ای نبریم که بی ریشه است و ربطی به ما ندارد. فدرالیسم به جامعه ایرانی هیچ ربطی ندارد و واقعیّت پذیر شدنش نیز ناممکن است به دلیل ادغام گسترده اقوام ایرانی از کهنترین ایّام تا امروز که دیاسپورای ایرانی نیز به ادغام جهانی با مردم دیگر سرزمینها افزوده شده است. این موضوعیست که حتما باید پیش چشم داشت. ایرانیان در فاصله نیم قرن گذشته با تمام مردم جهان وصلت کرده اند و به جامعیّت مردم ایران و جهان تعلّق و وابستگی دارند.
شاد زی و دیر زی!
فرامرز حیدریان