رفتن به محتوای اصلی
دوشنبه 18 اسفند 1404 - Monday, 9 March 2026

اپوزیسیونی عصبی که خط کش بدست، تجمع مردم در مونیخ را متراژ می کند

اپوزیسیونی عصبی که خط کش بدست، تجمع مردم در مونیخ را متراژ می کند

مبارز راه آزادی هستی ؟ 
بخود اعتقاد داری به راه خود ودرستی اندیشه خود؟
بعنوان یک ایرانی نه از تو از خود سوال می کنم آزادی در لحظه کنونی برای هر ایرانی وطن پرست چه مفهومی دارد؟ آیا می تواند مفهومی جز مبارزه با جمهوری اسلامی را در ذهن متبادر کند ؟
آیا می توان جزاتفاق نظربرسرنگون کردن این حکومت که قادر است در عرض تنها دو روز متجاوز از پنجاه هزار انسان را که تنها جرمشان آزادی خواهی بود قتل عام کرد ! دم از آزادی خواهی زد ؟
آیا نخستین قانون آزادی و آزادی خواهی حق انتخاب نیست ؟  آیا مهم ترین وظیفه یک مبارز زمانی که دشمن با تمامی قوا غرق در سلاح مقابل مردم بیدفاع که خواهان یک زندگی ساده ،یک نفس آرامبخش بدون هراس از سایه حکومت اسلامی وامید وار شدن به آینده روشن وامید بخش است !چیزی جز تجمیع تمامی نیرو های خواهان این سرنگونی در صفی مشترک نیست ؟ 
بطور روشن می نویسم ! ایستادن در این صف اگر به نیروی خود ،به توان مندی خود اعتقاد داری بمعنای حل شدن در این اتحاد بزرگ نیست ! بلکه انتخابی خردمندانه است با حفظ استقلال فکری و سازمانی  خود بر اساس منافع همان مردمی که در لحظه کنونی سرنگونی این حکومت جانی و کودک کش را فریاد می زنند! 
اگر آزادی خواه بمعنی عمیق کلمه هستی ؟بایستی که در عمل این پایبند  ی خود به مردم !به میهن ! به هزاران کشته شده راه آزادی که هنوز خون های گرمشان در شهر ها جاریست نشان دهی !
باور نمی کنم آزادگی و روح آزادی خواهانه  کسانی که در این لحظه تاریخی بجای جستجوی راهی جهت نزدیکی ،هم صدائی ویافتن راه های سالم برای گفتگو و خوشحال شدن از تجمع دویست وپنجاه هزار نفری حامیان شاهزاده رضا پهلوی که در واقع نشانه بزرگی از اراده مردم در مبارزه با جمهوری اسلامیست  ،مانند کودکان لجوج به متراژ زمین در میدان مونیخ می پردازند وتلاش میکنند که تا می توانند از میزان جماعت بکاهند .بی آنکه فکر کنند نتیجه این کاستن خنده دار به نفع چه کسانی تمام می شود؟ 
باور نمیکنم ادعای کسانی را که دم ار رهائی وطن می زنند دل بر کشته شدکان روزهای اخیر می سوزانند .اما با عملشان خواست و وشعار آنها را بسخره می گیرند .
این چه نوع آزادگیست که ترا بخاطر این که تا دیروز با آنها بودی وامروز بخاطر این که شعار مرگ بر امریکا نمی دهی ،از میلیون ها مردمی که به حمایت از شخص شاهزاده رضا پهلوی به میدان آمده اند حمایت می کنی چنین بی ملاحظه تقبیحت می کنند.
از این که برای شرکت کنندگان انتخابی رسانه بی بی سی که هدفی جز تخریب شخص شاهزاده پهلوی وحمایت موذیانه از رژیم ملایان ندارند  کف نمی زنی مورد هجوم واقع میشوی .
کسانی که کریستن امان پور را که شمشیر از رو بسته بچالش با شخص رضا پهلوی آمده بود مورد تحسین قرار می دهند !
برای اثبات زن ستیز بودن شخص شاه در مرده ریگ گذشته دنبال سندی میگردند که درآن  شاه آشپزی مردان را برآشپزی زنان ترجیح داده.
 دفاع تو از فرا خوان شاهزاده رضا پهلوی را فریفته شدن به تبلیغات تلویزیون انترناشنال نسبت میدهند!حال انکه میدانی هر تک تک این نفی کنندگان و برچسب زنندگان تمامی اطلاعات خود را از این رسانه می گیرند و برای ظاهر شدن در صفحه آن له له می زنند.  
کسانی که یک کتاب از هانا آرنت می خوانند وبا همان یک کتاب خوانده نخوانده ،فهمیده ویا نفهمیده عقل کل شده قلم بدست گرفته ونسخه برای جامعه می نویسند. حال آن که از نیاز امروز جامعه ایران و چرائی خواست مردمی که خواهان بازگشت بدوران پهلوی هستند بی خبرند وآن را بازگشتی ارتجاعی قلمداد می کنند.
کسانی که میزان حسادت و خود بزرگ بینی آنها در مقیاسی است که حتی بر سخنان فردی چون تقی رحمانی که شلیک جانیان تفنگ بدست به جوانان ونوجوانان وطن را دفاع از خودشان ارزیابی می کند واکنشی نشان نمی دهند ولو این که نرگس محمدی آن را تقبیح کند !  این دسته از اپوزیسیون که حال اکثریت از مرز هفتاد سالگی عبور کرده اند .مشکل که گوش به نیوش جامعه دهند! مشکل بپذیرندائتلافی که اکثریت قریب به اتفاق آنرا نسل جوانی تشکیل دهد که درکش ازشعار زن ،زندگی ،آزادی زمین تا آسمان با برداشت آنها از این شعار فاصله دارد.نسلی که نه سر جنگ با امریکا و اسرائیل دارد ونه مانند او غرق در اوهامیست که هنوز مبارزه با پسر شاه راکه مردم حمایتش می کنند. مقدم بر مبارزه با جمهوری اسلامی بداند وتداوم رژیم را برسرنگونی آن ترجیح  دهد. 
مردمانی اکثرا سخت کینه ای که آگر شخص رضا پهلوی دست خود به عسل آغشته کند ودر دهانشان بگذارد خواهند گفت د ست بکش که تلخی آن مارا گشت ! کاری مشگل اما که بایستی که نا امید نشد و باسخنی شیرین و دستی عسلین از هم گامی و اتحاد عمل برای سرنگونی گفت .این تنها راه پای بندان به منافع کشورومردم است.   ابوالفضل محققی

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

کیانوش توکلی

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد! 

دیدگاه‌ها

محسن کردی
محسن کردی

خانواده جانباختگان هرگز شاهزاده را مسئول جان فدا شدن عزیزشان ندانستند اما این حرامیان از مادر داغدار گویی بیشتر غم میخورند و شاهزاده را مسئول میدانند.

کسانی که شاهزاده را مسئول جانفدا شدن ایرانیان می‌دانند، اراده و شعور سیاسی آن جوانان و والدین‌شان را نادیده می‌گیرند. هرگز دیده نشده که خانواده جان فدا ها از شاهزاده گله مند باشند یا او را نفرین کرده باشند اما این نامردمان ضد ایران و شاهزاده در یاوه گویی شاهزاده را مسئول می شمارند. والدینی که گاه با شکوه تمام و فریاد «جاوید شاه»، عزیزانشان را به خاک می‌سپارند، نشان می‌دهند که مسیرشان را آگاهانه انتخاب کرده‌اند. متهم کردن شاهزاده به جای خامنه ای قاتل، توهین به شجاعت مردمی است که خود صاحب اراده‌اند.

س., 17.02.2026 - 06:57 پیوند ثابت
فرامرز حیدریان
فرامرز حیدریان

دروود بر ابوالفضل عزیز،
تحشیه ای از بهر رقصیدن سرمست برای نابودی تمام سوراخ سمبه های حکومت گیوتینی آخوندها .

کسی که ادّعای آزادیخواهی دارد، نمیتوان نتیجه گرفت که انسانی آزاداندیش است. فرق بسیار اساسی و ریشه ای هست بین «آزادیخواهی و آزاداندیشی». انسانی که «آزادیخواه» است، باید پرسید که «آزادی» را برای چه چیزی میخواهد و منظورش از آزادی چیست؟. با تعریفی که از «آزادی» میکند، میتوان به آسانی به نیّات و مقاصد او پی برد بدون هیچ زحمتی. حقیقت این است که آزادیخواهان، زمانی میتوانند به «آزادی» دست یابند که هنر «آزاداندیشی و گسستن از دگمها و نصوص عقاید سخیف خود را بیاموزند» و از غُل و زنجیرهای عقیدتی، خویشتن را آزاد کنند؛ زیرا بزرگترین موانع آزادی در فرد فرد انسانهاست که معضل آزادی را در جامعه، بسیار «حادّ حادّ» میکند.
کسانی که تا خرخره در باتلاق ایدئولوژی مزخرف مارکسیسم فروتپیده اند و سلول به سلول آنها در دیگ مذاب شرایع اسلامیّت نوع شیعه گری کینه توز ذوب شده است و در پراکتیک اجرایی به استالینیسم-لنینیسم آلوده اند، هر گاه از «آزادی» حرفی زدند، یقین بدان و هرگز هیچ شکّی نداشته باش که فقط در صدد تسخیر «قدرت و اقتدار و امتیاز و کرسی و مقام» هستند؛ ولاغیر. از یاد نبر که «اهریمن» در لباس «خورشگر» بر ضحّاک پدیدار شد؛ نه در شکل و شمایل، خاصم و فلان و بیسار. معلومه که آدمهای ذلیل و حقیر شده قدرت و حسادت و آلوده به بیسوادی سرسام آور، هیچوقت نمیگویند که ما «طالب قدرت» هستیم. آنانی که خصومت و کینه توزی را تا سرحد «متافیزیکی» شدن ارتقا داده اند، همه بدون استثناء مریض روانی هستند و به شدّت در بند کمپلکس روانپریشی. آدمهایی که روانپریش و به مرض عقده قدرت طلبی مبتلایند از رنج و درد و فلاکت و ذلالت مردم میهن، چه چیزی میفهمند ابوالفضل عزیز؟.
شاد زی و دیر زی!
فرامرز حیدریان

ی., 15.02.2026 - 09:32 پیوند ثابت