من به صحبتهای آقای آهی کاری ندارم که به وفور از تریبونهای مختلف، مکرّر اندر مکرّر تکرار و بازگویی میشوند. من میپردازم به یک کلمه ای که آقای آهی اشاره کردند و لُب مطلب تمام صحبتش گرداگرد همین کلمه میچرخه و صدها شاخ و برگ بی ربط به خودش آویزون کرده است. آن کلمه در صحبتهای ایشون، «تکثّر» است. ایشون فقط اشاره ای میکند و زیرسبیلی بدون هیچ توضیحی رد میشه از موضوع. خانم ثابت نیز، مُجری باهوش و نکته سنج و زبل و فرزانه ای نیست؛ بلکه فقط میخواهد ساعاتی را با عده ای به سر برد و برنامه ای داشته باشد. آقای آهی توضیح نمیدهد که منظورش از تکثّر چیست و تکثّر بر حول و حوش کدام «محور کلیدی» میتواند دوام خودش را تضمین و تامین کند؟. وجود کثرت به خود خودش بیانگر هیچ چیزی نیست. باید در این باره اندیشید که دوام و به رسمیّت شناختن کثرت بدون آنکه صدمه ای به بخشی یا بخشهایی از آن برسد، بر پایه کدام «پرنسیپها» باید منسجم شوند تا نه تنها بازده های خود را برای جامعه باهمستان داشته باشند؛ بلکه جامعه انسانها بفهمند و دریابند که هر بُعدی از کثرت، بخشی از هستی جامعه است که انسجام و شیرازه آن را حفظ میکند و هرگز در تضاد با جامعه باهمستان نیست. امیدوارم آقای آهی و امثال ایشون به پاسخهای کلیشه ای و نخ نما شده [= مثل لایحه حقوق بشر، سکولاریسم، لائیسیته، قانون، جدایی دین از حکومت و امثالهم» رو نیاورند که هر چه از دهنم در بیاید حواله مستقیم او و امثال او خواهم کرد. «پرنسیپها چیستند و خاستگاه آنها چیست و منبع زاینده آنها کیانند؟».
شاد زیید و دیر زیید!
فرامرز حیدریان
دیدگاهها
همگرایی بدون پایبندی به پرنسیپ؛یعنی خصومت پنهانی و ریاکاری عریان
دروووود!
تحشیه ای گذرا.
من به صحبتهای آقای آهی کاری ندارم که به وفور از تریبونهای مختلف، مکرّر اندر مکرّر تکرار و بازگویی میشوند. من میپردازم به یک کلمه ای که آقای آهی اشاره کردند و لُب مطلب تمام صحبتش گرداگرد همین کلمه میچرخه و صدها شاخ و برگ بی ربط به خودش آویزون کرده است. آن کلمه در صحبتهای ایشون، «تکثّر» است. ایشون فقط اشاره ای میکند و زیرسبیلی بدون هیچ توضیحی رد میشه از موضوع. خانم ثابت نیز، مُجری باهوش و نکته سنج و زبل و فرزانه ای نیست؛ بلکه فقط میخواهد ساعاتی را با عده ای به سر برد و برنامه ای داشته باشد. آقای آهی توضیح نمیدهد که منظورش از تکثّر چیست و تکثّر بر حول و حوش کدام «محور کلیدی» میتواند دوام خودش را تضمین و تامین کند؟. وجود کثرت به خود خودش بیانگر هیچ چیزی نیست. باید در این باره اندیشید که دوام و به رسمیّت شناختن کثرت بدون آنکه صدمه ای به بخشی یا بخشهایی از آن برسد، بر پایه کدام «پرنسیپها» باید منسجم شوند تا نه تنها بازده های خود را برای جامعه باهمستان داشته باشند؛ بلکه جامعه انسانها بفهمند و دریابند که هر بُعدی از کثرت، بخشی از هستی جامعه است که انسجام و شیرازه آن را حفظ میکند و هرگز در تضاد با جامعه باهمستان نیست. امیدوارم آقای آهی و امثال ایشون به پاسخهای کلیشه ای و نخ نما شده [= مثل لایحه حقوق بشر، سکولاریسم، لائیسیته، قانون، جدایی دین از حکومت و امثالهم» رو نیاورند که هر چه از دهنم در بیاید حواله مستقیم او و امثال او خواهم کرد. «پرنسیپها چیستند و خاستگاه آنها چیست و منبع زاینده آنها کیانند؟».
شاد زیید و دیر زیید!
فرامرز حیدریان