رفتن به محتوای اصلی
یکشنبه 19 بهمن 1404 - Sunday, 8 February 2026

پرسش‌هایی درباره علیرضا عسگری و ابهاماتی که اپوزیسیون جمهوری اسلامی نباید آنها را نادیده بگیرد

پرسش‌هایی درباره علیرضا عسگری و ابهاماتی که اپوزیسیون جمهوری اسلامی نباید آنها را نادیده بگیرد

خطاب به فعالان سیاسی و کارگری
چرا علیرضا عسگری ( مزدک آذر، کاوه)  آشفته شده است؟
مدتی است که علیرضا عسگری (مزدک آذر، کاوه) به دنبال ابهامات پیرامون رفتارهایش در میان فعالان سیاسی و کارگری مطرح شده و اکنون برجسته‌تر از گذشته و با شدت بیشتری مورد بحث قرار گرفته است. تعدادی از فعالان، به‌جای پاسخ به ابهامات و سؤالات پیرامون انگیزه‌های اصلی فعالیت‌های او، تلاش دارند با اتهام‌زنی و بسیج نیرو، به نوعی مظلوم‌نمایی سیاسی پیشه کنند.
به‌عنوان کسی که از نزدیک با علیرضا عسگری کار کرده‌ام و همچنین در مسیر فعالیت‌ها با تردیدهایی نسبت به انگیزه‌ها، اهداف و برنامه‌ریزی‌های او مواجه شده‌ام، تلاش کرده‌ام برای این ابهامات پاسخ‌های روشنی دریافت کنم. در این مسیر با بسیاری از فعالان سیاسی و کارگری که او را از نزدیک می‌شناختند یا با او همکاری داشتند، این تردیدها و ابهامات را مطرح کرده‌ام.
طرح این پرسش‌ها و ابهامات به گوش خود او نیز رسیده و از این رو با واکنش‌های آشفته و شدید مواجه شده است. از این پس برای روشن شدن افکار عمومی فعالان سیاسی و کارگری، به‌ویژه کسانی که بدون اطلاع از مجموعه سؤالات و ابهامات زیر، فراخوان‌ها و مواضع او را امضا کرده‌اند، ناگزیرم بخشی از این پرسش‌ها را علنی مطرح کنم.
۱- علیرضا عسگری خود را به‌عنوان مهندس معدن از دانشگاه اصفهان معرفی می‌کند. از همان زمان، هم‌زمان با فعالیت‌های حزبی، رفت‌وآمد به ایران داشته و به حزب کمونیست ایران و استودیوی تلویزیونی آن رفت‌وآمد می‌کرده است. همچنین دارای مراودات حزبی بوده و هم‌زمان به ایران نیز سفر می‌کرده است.
در آن دوره، کشیدن سرورهای کامپیوتری که برای من سؤالی جدی ایجاد کرد، چه علتی داشت؟ این موضوع از نظر امنیتی برای یک سازمان برانداز بسیار مهم است.
همکاری او با برنامه «ویژه کارگری» از همان زمان و از طریق واسطه‌هایی آغاز شد. او در آن زمان هنوز پاسپورت ایرانی داشت و به‌صورت مرتب به ایران رفت‌وآمد می‌کرد (این رفت‌وآمدها تا سال ۲۰۱۹ ادامه یافت). او حتی یک بار نیز با این برنامه تلویزیونی مصاحبه کرد و مدتی بعد نیز مصاحبه دیگری انجام داد.
پرواز تهران–استکهلم در همان زمان در میان مسئولان حزب کمونیست ایران به مسئله‌ای اساسی بدل شد. پرسش اصلی این بود که چگونه فردی با چنین حاشیه‌های امنیتی می‌تواند از امکانات یک تلویزیون حزبی برانداز استفاده کند، در فعالیت‌های ضد رژیم شرکت داشته باشد، بارها به ایران سفر کند و با مشکلی مواجه نشود؟
۲-  علیرضا عسگری در جریان همکاری با «ویژه کارگری»، نقش پررنگی در وارد کردن پریسا  نصرآبادی به‌عنوان همکار جدید ایفا کرد و با شدت از او دفاع می‌کرد. هم‌زمان تلاش داشت خط برنامه را مطابق سیاست‌های مورد نظر خود هدایت کند. در اعتراض، من از «ویژه کارگری» کنار کشیدم تا سایر رفقا بتوانند با اعتماد و اطمینان همکاری را ادامه دهند.
پس از چندی، همکاری تلویزیونی به پایان رسید. رابطه علیرضا عسگری و پریسا نصرآبادی به‌گونه‌ای ادامه یافت که همواره از او به‌عنوان «رئیس» یاد می‌کرد. اکنون وضعیت پریسا نصرآبادی روشن است: او در تهران حضور دارد، در تظاهرات حکومتی شرکت می‌کند و در دست پرچم است.
علیرضا عسگری در استکهلم در برنامه «جدال» با علیرضا علیزاده حضور پیدا می‌کند. پرسش این است که رابطه پریسا نصرآبادی و علیرضا عسگری با «محور مقاومت» چیست؟ آیا حضور پریسا نصرآبادی در تهران و ارتباط او با علیرضا عسگری و رژیم اسلامی تصادفی بوده است؟
۳-  علیرضا عسگری در جریان فعالیت‌های خود برای جمع‌آوری پول به‌بهانه حمایت از داخل کشور، بارها از فعالان داخل کشور درخواست ارسال اسامی و کانال‌ها کرده و آن‌ها را در اختیار خود قرار داده است. هدف از این کار چه بوده است؟
مسئله پول‌های ارسالی از خارج به داخل کشور، مشکلات جدی برای فعالان کارگری داخل ایجاد کرده و حتی موجب بدبینی شده است. هر بار کمک‌های مالی جمع‌آوری و در اختیار او قرار داده می‌شد تا به داخل منتقل شود. آیا هرگز به این خطر که انتقال این پول‌ها امنیت فعالان داخل را به‌شدت تهدید می‌کند توجه شده است؟
پاسخ روشنی درباره نحوه هزینه‌کرد این پول‌ها داده نشده و اکنون نیز مشخص نیست این منابع چه سرنوشتی پیدا کرده‌اند. این شیوه نه‌تنها کمکی به پیشبرد جنبش کارگری نکرده، بلکه به ایجاد تفرقه و کاهش اعتماد میان کارگران داخل کشور انجامیده است.
۴- در دوره‌ای که علیرضا عسگری به ایران رفت‌وآمد داشت، کمیته‌ای با عنوان «برگزاری مراسم اول ماه مه» اعلامیه‌هایی علیه حکومت منتشر می‌کرد. وب‌سایت و «ویژه کارگری» به تبلیغ این کمیته پرداختند، در حالی که چنین کمیته‌ای وجود خارجی نداشت و اهداف مشخصی را دنبال می‌کرد.
چرا بر انتشار چنین اطلاعیه‌های جعلی و ناموجود از طریق تلویزیون خارج از کشور اصرار وجود داشت؟
۵-  پس از نشست کرج برای ایجاد تشکل «کمیته هماهنگی فعالان کارگری» در خرداد ۱۳۹۱، تجمع گسترده فعالان در یک مکان، آن هم نه در کردستان بلکه در شهر کرج، سؤالات امنیتی جدی ایجاد کرد. علیرضا عسگری نیز در آن نشست حضور داشت و پس از آن بازداشت شد و سپس آزاد گردید.
او موظف بود به‌صورت هفتگی خود را به نهادهای امنیتی معرفی کند، اما مدتی بعد با پرواز به استکهلم بازگشت. چگونه با وجود چنین پرونده‌ای و الزام به معرفی ماهانه، توانست از کشور خارج شود؟ آیا این نیز نشانه‌ای از برخورداری از «حاشیه امنیتی» خاص است؟
6- علیرضا عسگری با تعداد زیادی از فعالان سیاسی و کارگری تماس برقرار کرده است. شیوه او گرفتن عکس با افراد مختلف و استفاده از این تصاویر برای معرفی خود به دیگران و ایجاد روابط جدید بوده است.
او به بهانه نیاز به ارسال ایمیل، از کامپیوترهای شخصی افراد استفاده کرده است؛ حتی در خانه دوستان و تا حدی که حساسیت امنیتی افراد را نادیده می‌گرفت. آیا این رفتار در میان فعالان سیاسی و کارگری طبیعی و مرسوم است؟
۷- علیرضا عسگری در سال ۲۰۱۴ «تابلوی اعلانات کار سوئد» را برای کاریابی فارسی‌زبانان راه‌اندازی کرد و مدعی جمع‌آوری اطلاعات حدود سیزده هزار نفر شد.  https://sverigesradio.se/artikel/6323538
آیا فردی که در آن زمان مرتب به ایران رفت‌وآمد می‌کرد، می‌توانست چنین حجم عظیمی از اطلاعات را بدون جلب توجه نهادهای امنیتی جمع‌آوری کند؟ این اطلاعات از چه منبعی تأمین شده است؟
با توجه به حساسیت نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی نسبت به مترجمان فارسی‌زبان، آیا این پروژه می‌توانست بستری برای نفوذ یا جمع‌آوری اطلاعات باشد؟
۸-  در کتاب «مروری بر آزمون جنبش کارگری در هفت‌تپه» نوشته منصور عباس، در مقدمه از فردی با نام مستعار «ع. ع.» یاد شده که نقش مهمی در جنبش کارگری داشته است. با توجه به فعالیت‌های علیرضا عسگری، چرا این نام مستعار به‌کار رفته است؟ آیا اطلاعات این کتاب برای فعالان داخل کشور مسئله امنیتی ایجاد نکرده است؟
9- زمانی که فعالیت‌های علیرضا عسگری از سوی برخی فعالان کارگری زیر سؤال رفت، او در مقاله‌ای با عنوان «اتهام‌زنی به‌بهانه» در سایت اخبار روز واکنش نشان داد. پرسش این است که چرا فعالان قدیمی‌تر هفت‌تپه در دفاع از علیرضا عسگری سکوت کرده‌اند؟  /https://www.akhbar-rooz.com/101654/1399/11/03

جمع‌بندی
آنچه در ابتدا به‌نظر چند ابهام پراکنده می‌آمد، اکنون به روندی منسجم تبدیل شده است که می‌تواند به درز اطلاعات، آسیب به فعالان داخل کشور و نتایج فاجعه‌بار برای جنبش کارگری منجر شود. از همه فعالان سیاسی و کارگری درخواست می‌شود با دقت و حساسیت این موارد را بررسی کرده و به جای شعار، با اتکا به فکت‌ها و شفافیت، از امنیت خود و دیگران محافظت کنند.
فرخنده آشنا

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

ایران گلوبال

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد! 

دیدگاه‌ها

امرالله ابراهیمی
امرالله ابراهیمی

عنوان مقاله:
پرسش‌هایی درباره علیرضا عسگری و ابهاماتی که اپوزیسیون جمهوری اسلامی نباید آنها را نادیده بگیرد

🔶 در سال‌های اخیر، نام علیرضا عسگری (معروف به مزدک آذر و یا کاوه) بارها در میان فعالان سیاسی و کارگری مطرح شده است. با این حال، مجموعه‌ای از پرسش‌ها و ابهامات درباره شیوه فعالیت‌ها، ارتباطات، منابع مالی و حاشیه‌های امنیتی او همچنان بی‌پاسخ مانده‌اند.
🔷 نوشتۀ سرکار خانم فرشته آشنا، در واقع تلاشی برای طرح منظم این پرسش‌ها با هدف شفاف‌سازی، حفظ امنیت فعالان و جلوگیری از آسیب‌های احتمالی به جنبش کارگری و فعالان سیاسیِ داخل و خارج کشور است.
✅ طرح این پرسش‌ها، نه با هدف تخریب اشخاص، بلکه برای تأکید بر ضرورت شفافیت، پاسخ‌گویی و رعایت ملاحظات امنیتی در فعالیت‌های سیاسی و کارگری صورت گرفته است. بی‌توجهی به این موارد می‌تواند هزینه‌های جبران‌ناپذیری برای فعالان داخل و خارج کشور به همراه داشته باشد.

د., 02.02.2026 - 18:53 پیوند ثابت