آیا شما از نتیجه صندوق رای میترسید؟ من نمیترسم
ترس از رأی مردم یا ترس از شفافیت؟**
گاهی یک سؤال ساده میتواند خیلی چیزها را روشن کند.
رضا پهلوی وقتی میگوید: «من از رأی مردم نمیترسم»، در واقع دارد یک خط مشخص میکشد. او نمیگوید حتماً باید انتخاب شود؛ میگوید بیایید بگذاریم مردم تصمیم بگیرند.
اما همین حرف ساده، باعث شده بعضی از مخالفان جمهوری اسلامی بهشدت عصبانی شوند. سؤال اینجاست: اگر همه دم از دموکراسی میزنند، چرا از رأی مردم ناراحت میشوند؟
رأی مردم یعنی پایان ادعاهای بدون پشتوانه
سالهاست که خیلی از گروهها و چهرههای اپوزیسیون، بدون اینکه از مردم رأی بگیرند، خودشان را نماینده مردم معرفی میکنند.
نه انتخاباتی بوده، نه سنجشی، نه رأیگیریای که نشان بدهد واقعاً مردم چه میخواهند.
صندوق رأی این وضعیت را عوض میکند.
دیگر نمیشود فقط با حرف و سابقه و شعار جلو رفت.
رأی مردم میگوید: چه کسی واقعاً پشتوانه دارد و چه کسی ندارد.
چرا بعضیها بهجای حکومت، به پهلوی حمله میکنند؟
در شرایطی که مردم داخل ایران سرکوب میشوند و جمهوری اسلامی هنوز سر کار است، انتظار طبیعی این است که اپوزیسیون تمرکزش را روی مقابله با حکومت بگذارد.
اما در عمل میبینیم که بعضی گروهها—چه بخشی از چپها و چه سازمانهایی مثل مجاهدین خلق—بیشتر انرژیشان را صرف حمله به رضا پهلوی میکنند تا حمله به جمهوری اسلامی.
این رفتار یک سؤال جدی ایجاد میکند:
چرا اولویتها عوض شده است؟
اگر رأی دارید، چرا میترسید؟
اگر این گروهها واقعاً فکر میکنند مردم طرفدارشان هستند، صندوق رأی باید بهترین فرصت برایشان باشد.
در آن صورت، خیلی ساده میتوانند بگویند: «بیایید رأیگیری کنیم و ببینیم مردم چه میخواهند.»
اما بهجای این کار، تخریب میکنند، حمله میکنند و اصل رأی مردم را زیر سؤال میبرند.
این رفتار بیشتر شبیه فرار از نتیجه است تا اعتماد به مردم.
سیاست بدون پاسخگویی
بخشی از اپوزیسیون به سیاستی عادت کرده که در آن لازم نیست به مردم پاسخ بدهد.
نه رأی میگیرد، نه کنار میرود، نه قبول میکند که شاید مردم گزینهی دیگری را ترجیح بدهند.
ورود رأی مردم به این فضا یعنی پایان این وضعیت.
و طبیعی است که بعضیها از این شفافیت خوششان نیاید.
مهم این است که نتیجه چه میشود
در سیاست، نیت مهم است، اما اثر رفتار مهمتر است.
وقتی حملههای مداوم به یک چهرهی اپوزیسیون باعث تفرقه، دعوا و دور شدن تمرکز از جمهوری اسلامی میشود، باید پرسید:
این کار در نهایت به نفع چه کسی تمام میشود؟
حرف آخر
این مقاله نمیگوید چه کسی باید رهبر آینده ایران باشد.
فقط یک چیز میگوید: ملاک باید رأی آزاد مردم باشد.
کسی که از رأی مردم نمیترسد، آماده رقابت است.
کسی که از آن فرار میکند، باید توضیح بدهد چرا.
و پرسش همچنان باقی است:
مشکل بعضیها با رضا پهلوی چیست؟
ترس از رأی مردم، یا ترس از شفافیت؟
ارشان اذری
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!
دیدگاهها
جناب حیدریان
.
جناب حیدریان از توضیح شما بسیار سپاسگزارم
در این نکته با شما همنظرم:
مسئلهٔ اصلی نه عدد است و نه آمار؛
بلکه اعتماد، دلبستگی و امید اجتماعی است.
دقیقا دلبستگی و امید و اعتماد است که حرف اول را میزنه.
مجدّدا درود بر آقای آذری،
نکته ای دیگر.
صحبت منم همینه. چونکه حضرات میدانند که مردم ایران به چه کسی رای خواهند داد، به شدّت نگرانند. ارقام و آمار بالطّبع چیزی را ثابت نمیکنند، خواه خیالی باشند، خواه واقعی. اصل قضیه، اعتماد و دلبستگی مردم است که مهمه. همین الان یک نگاهی به سایت ایران امروز بیندازید و نگرانی جمهوریخوهان را بخوانید تا متوجّه شوید که چه خبره از اینهمه هول و ولا.
شاد زی و دیر زی!
فرامرز حیدریان
بسیار سپاسگزارم از نظرات شما
.
جناب حیدریان،
بسیار سپاسگزارم از نظرات شما
دفاع از شاهزاده، وقتی با اسطورهسازی و عددسازی همراه شود، نهتنها کمک نمیکند، بلکه ضربه میزند.
شاهزاده رضا پهلوی نیازی به اعلام نتایج پیش از برگزاری انتخابات ندارد.
او محتاج ۹۵ درصد خیالی نیست.
قدرت او در واقعیت اجتماعی است:
در شناختهشدن، در ظرفیت همگرایی، و در اعتماد بخشی از جامعه؛
نه در اعداد پرتابی و پیروزیهای اعلامنشده.
هر جا هواداران، پیش از صندوق رأی، نتیجه را قطعی اعلام میکنند،
دقیقاً همان تصویری را میسازند که مخالفانش سالهاست دنبال آناند:
جریانی که به جای اتکا به سازوکار دموکراتیک، نتیجه را از پیش میبندد.
اگر «رأی مردم» محور است،
باید بگذاریم مردم واقعاً رأی بدهند.
با احترام ارشان
وحشت مدّعیون از آرائی که به صندوق ریخته شده اند!
دروود بر آقای آذری گرامی،
مختصر و مفید برای با تمام چنگ و دندان در راه نابودی گیوتین الهی و برچیدن شیعه گری کینه توز رزمیدن.
عرض شود که پرسشهای شما را من سالهای سال است که می دانم و به صد فرم نیز پاسخ داده ام. أصلا بحث رقابت و فلان و بیسار نیست. بحث فقط سر یک چیز است: «رای مردم»!. هیچ تشکیلات سیاسی را نمیتوان در دنیا پیدا کرد که از رقیبان خودش وحشت داشته باشد؛ بلکه فقط از «رای مردم» است که همگی میترسند عجییییییب!. اینه که مخالفتها با شاهزاده رضا پهلوی بر سر رقابتهای سیاسی نیست؛ بلکه بر سر «رای مردم» است که هنوز انتخاباتی برگزار نشده، نود و پنج درصد آراء به صندوق شاهزاده ریخته شده اند!. وحشت حضرات از اینه جانم. حواست کجاست؟.
شاد زی و دیر زی!
فرامرز حیدریان