« به هموطنان کنشگر و چهرههای مؤثر در داخل کشور»
اگر شمعی هست آنرا باید قبل از تاریکی مطلق روشن کرد!
شما که در داخل کشور ماندهاید و هنوز صدایتان، نامتان یا حضورتان برای بخشهایی از جامعه معنا دارد؛
در لحظهای ایستادهایم که سکوت یا تعلل، خود به یک موضع فعال تبدیل شده است.
واقعیت این است که جامعه از مرحلهی اعتراض عبور کرده و وارد وضعیتی آستانهای شده است؛ وضعیتی که میتواند به مسیرهای بسیار پرهزینه، خشونتبار و غیرقابلکنترل بلغزد. این یک پیشبینی یا تهدید نیست، بلکه توصیف روندی است که نشانههای آن آشکارا دیده میشود.
در چنین لحظهای، طرح یک راهکار مستقل، کمهزینه و درونزا نه در تقابل با آرمانهای انقلابی مردم است و نه تلاشی برای مهار یا تعلیق آن. این تلاش، نه جایگزین انقلاب است و نه نفی آن؛ بلکه کوششی است برای گشودن مسیری که اگر امکانپذیر باشد، بتواند تحقق همان آرمانها را با کمترین هزینهی انسانی و اجتماعی ممکن سازد.
این راهکار میتواند روشن و حداقلی باشد:
دعوت به اعتصاب سراسری خشونتپرهیز با مطالبهی صریح توقف سرکوب، کنارهگیری ساختار قدرت از ادارهی کشور، و واگذاری امور به یک سازوکار موقت و مورد اعتماد عمومی تا مردم بتوانند آزادانه دربارهی آیندهی سیاسی خود تصمیم بگیرند.
طرح این مطالبه، نه وعدهی موفقیت است و نه مبتنی بر خوشبینی سادهلوحانه. حتی اگر با بیاعتنایی یا سرکوب مواجه شود و در حد یک توصیهی خیرخواهانه باقی بماند، باز هم کارکرد خود را انجام داده است: روشنکردن این واقعیت که پیش از افتادن به مسیرهای پرهزینه، گزینهای مسئولانه، مستقل و درونزا بر میز گذاشته شد.
اگر این امکان آگاهانه نادیده گرفته شود، آنگاه دیگر نمیتوان مسئولیت پیامدها را بر دوش مردمی گذاشت که همهی راههای کمهزینهتر را آزمودهاند. از آن نقطه به بعد، تاریخ بهروشنی ثبت خواهد کرد که گزینهای انسانیتر وجود داشت، اما ارادهای برای انتخاب آن نبود.
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!