محکومکردن یا دفاع شعاری از دخالت نظامی خارجی، در این لحظه، بیش از آنکه روشنگر باشد، سادهساز است. آنچه امروز دیده میشود، پیش از آنکه یک «پروژهی سیاسی» باشد، پیامد یک انسداد کامل داخلی است.
وقتی جامعهای به استقبال کمک خارجی میرسد، باید با صداقت گفت:
این کمک علت بحران نیست؛ نتیجهی ناتوانی ساختار حاکم در حل بحران است.
مسئولیت جلوگیری از چنین پیامدی، نه با مردمی است که راههای مسالمتآمیزشان بسته شده، بلکه با حاکمیتی است که هنوز امکان انتخاب دارد: انتخاب میان کنارهگیری کمهزینه یا کشاندن کشور به مسیرهای پرهزینه و نامعلوم.
رراه کمهزینهتر هنوز وجود دارد، اگر که ارادهای باشد
برخلاف تصور رایج، تاریخ نشان میدهد که انتقال قدرت لزوماً همیشه از مسیر جنگ و ویرانی نمیگذرد. در لحظات آستانهای، گاه تنها یک انتخاب مسئولانه میتواند مسیر را تغییر دهد.
این انتخاب میتواند چنین مؤلفههایی داشته باشد:
• توقف فوری خشونت و سرکوب
• کنارهگیری ساختار قدرت از ادارهی کشور
• واگذاری امور به یک سازوکار موقت و مورد اعتماد عمومی
• فراهمکردن امکان تصمیمگیری آزاد مردم دربارهی شکل آیندهی نظام سیاسی
این پیشنهاد نه وعدهی بهشت است و نه سادهلوحی سیاسی. تنها این گزارهی حداقلی است که:
هزینهی کنارهگیری مسئولانه، بهمراتب کمتر از هزینهی تقابل نظامی و فروپاشی است.
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!
دیدگاهها
الله مجازی و الله معمّم، هرگز شراکت را به رسمیّت نمیشناسد.
درووود بر آقای اورجی گرامی،
توضیحی مختصر.
من به بازشکافی گسترده تاریخی و پسزمینه های حکومت آخوندی از لحاط تحوّلات مختلف روحی و روانی و عقیدتی نمیپردازم. فقط اشاره گذرا میکنم تا متوجّه شوید که چرا جکومت فقاهتی را با نابودی تمام سوراخ سنبه های آن است که میتوان بر وجود نکبتی اش ظفر یافت و راه امروز و فردای جامعه ایرانی را گشود.
وقتی که زیرساخت «مانیفست قرآنی» بر «لا إِلٰهَ إِلَّا اللّٰهُ و قُمْ فَأَنْذِرْ و اُقْتُلُوا» و خزعبلات مشابه ریخته شده است، بحث از کناره گیری آگاهانه، ساده نگری به قضیه است. قدرت و اقتدار مطلق، هرگز «دویّت و کثرت» را نمیپذیرد؛ زیرا الله، واحد است و هرگز شریک پذیر نیست. این مسئله دقیقا در ذهنیّت «الله معمّم که سیّد علی خامنه ای» باشد با تمام اعوان و انصارش و دیگر مسلمان ابله به تقصیر جا افتاده و حک شده است. اگر در جاهایی دیگر از دنیا بوده اند کسانی که در وضعیّت اضطراری واپس نشسته اند و قدرت و اقتدار را به صالحان داده اند، مطمئن باشید که در چنان مکانها و سرزمینهایی، هیچ خبری از اسلامیّت؛ بویژه نوع شیعه گری کینه توز و متعگان عقب مونده اش به نام «چپ ایدئولوژیکی» وجود نداشته است. بنابر این، نابودی حکومت فقاهتی همانطور که خودتان نوشته اید به دلیل «بن بست لاینحل نیم قرنه اش» فقط به کمک نیروی بیگانه امکانپذیر است؛ ولو هزینه های سنگینی برای ملّت ایران داشته باشد. مردم حاضرند یک بار هزینه کنند؛ نه اینکه شبانه روز و نسل اندر نسل به فلاکت بیفتند برای اینکه بخواهند حاکمان مطلق را براندازند؛ حاکمان نیز تکلیف و وظیفه الهی خود میدانند که ثانیه ای از سرعت تیرتخشی گیوتین خونریز الهی، کاسته نشود و در آسییاب خونریزی اش توقفی و خللی ایجاد نشود. همین. جزئیات بازشکافی استفراغات الهی در مانیفست قرآنی باشه در فرصت مناسب.
شاد زی و دیر زی!
فرامرز حیدریان