زناکامان ایران یاد کن
ای قلم بگری زناکامان ایران یادکن
خون گری بردفتروزاندوهشان فریادکن
بازمی باردبراین ویرانسرابارانِ خون
آسمانابس کن این خونبارودیگردادکن
خرمن كفر ست و خرمن كوب جبّارى كند
بَرْ وَزْ اى توفان و بنيانش زِ بُن برباد كن
شعله ى جوّالِ آتَشْ خانمان سوزى كند
خلق را زين آتش سوزنده جان آزاد كن
دينِ كفرآلودِ ويرانگر سراسر غم فزاست
رحمتى فرما الها ملّتى را شاد كن
گمرهان زهدِ ريايى جامه ى تن كرده اند
رهنوردانِ ريا را ربّنا ارشاد كن
خوى شدّادى كه شيّادى نمايد توأمان
از ميان بردار و ما را راحت از شدّاد كن
صيد پا دربندِ صيادانِ خون ريزست خلق
بشكنش يوغِ گران و فارغ از صيّاد كن
ملكِ جم پامالِ استبداد راى و جاهلى است
ساحتِ پاكش رها از جهل و استبداد كن
چون سرابستان ِ عدلش ساز و از روىِ خِرَدْ
عالم آرا مجمعِ عقل آورانِ راد كن
بر دلت بارد "سها" پيكانِ رنجِ مردمان
پاس ِمردم را سپر مفكن دل از پولاد كن
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!