هرگز چنین بی تاب نبوده ام مرتب از خود می پرسم چه می کشند مردم ؟ چه می کشند پدران ،مادران ،همسران ،فرزندان خواهران وبرادران ؟ چه می کشند ایرانیان واقعی که قلبشان با این مبارزان می طپد ؟ گاه می خواهم بنویسم ،اما چنان در اندوهم که قادر به نوشتن نیستم ! سعی می کنم در حد توانم روزهای تلخ سرزمینم را نقاشی کنم .سخت است چرا که من همیشه رنگ های گرم ،رنگهای شاد را دوست دارم آسمان باز کشورم را .اما در این روزها حتی رنگ های روشن وشاد نیز از نشستن بر بوم سرباز میزنند .هرگز در این سرزمین چنین جنایت وحشتناکی حتی توسط مغول ها نیز نبوده . کشیدم هر چند که قلم من قادر به تصویر فضای ماتمی چنین سنگین نیست.. همدردی است ویادگاری تلخ از این روز ها . ازسیاهی وخون ،روزهای سخت .اما همیشه پنجره ای بسوی نور وروشنی وجود دارد که سرانجام بر تاریکی پیروز می شود ! روشنی ، شادی وامید بدون حضور شیاطین حاکم بر این سرزمین بر میگردد! دل ها را گرمامی بخشد.من آن روز که زیاد دور نیست تلاش خواهم کرد زیبا ترین نقاشی خود را با گرم ترین رنگ ها ترسیم کنم وآنراتقدیم جان های آزادی کنم که امروز عزادارشان هستم
شادی ملت در راه است .حاکمان چگونه عقوبت خواهند شد؟ آیا کسی بر لاشه خامنه ای نظر خواهد انداخت؟ جز نفرین ولعنت ابدی کلامی خواهد گفت ؟
رنگ روغن روی بوم 25 1 2026
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!