کدام شعار در خارج کشور برای مرزبندی با سلطنتطلبان مناسب است بدون آنکه ما را به دام تقابل جوئی بیافکند؟
در پی سرکوب برهنه و خشن اعتراضات داخلی، که ابعادغیرقابلکتمان آن حتی خامنه ای را ناچار به اعتراف به وقوع جنایت چندهزارنفری کرد، و هم چنان هم حالت آماده باش فوقالعاده را حفظ کرده است، در وضعیت افت موقت جنبش، نقش نیروهای خارج کشور برای شعله ور نگهداشتن مشعل مقاومت و تمرکز افکارعمومی جهان به این جنایتهای هولناک دارای اهمیت است. انواع اقدامات و وظایف وجود دارندچون ثبت جنایات و بازتابانیدن آنها و فشار بهنهادهای بین المللی مسؤل و مدافعان حقوق بشر، و بخصوص برپائی آکسیونها و کمپین های اعتراضی در اقصی نقاط جهان که خوشبختانه شروع شده است و باید امیدوار بود که تداوم یابد. یکی از ویژگیهای این کمپینها در هم شکستن ادعاهای بی ربط و نادرست سلطنت طلبان است که به مددمدیاهای پرسروصدای جیره خوار، خود را یگانه نیروی برتر و مطرح قلمداد می کنند و انحصارطلبی و شعارکینگ پادشاه را به سرحدمشمئزکننده ای رساندهاند.
با این وجود حضورنیروها و جریانهای غیرسلطنت طلب اعم از چپ و نیروهای ترقیخواه و جمهوری خواه همراه با مشارکت نیروها و جریانهای مترقی کشورهای میزبان و یا احزاب و جریانهای ترقیخواه کشورهای همسایه ایران، چون کردهای سوریه و یا ترکیه و.. . از این رو برای نخستین بار در این دورجدید ازخیزش مردم ایران، باردیگر واقعیت کتمان ناپذیر تکثرگرایشها در سطح خیابانها نیز به میدان آمده است. در این میان گردهمآییهای دو گرایش اصلی طرفداران نظام موروثی و نظامی دموکراتیک و برگزیده مردم، هم بلحاظ تقابلشان در دو مقوله استبداد و دموکراسی و هم درحوزه اقتصادی و عدالت اجتماعی و هم وابستگیاشان به قدرتهای خارجی، زیریک سقف و شعارهای مشترک امکان پذیرنیست.
اما در عین حال باید بدانیم که لازم نیست که این تقابلها به مرزآنتاگونیسم و تحت الشعاع قراردادن تقابل و مبارزه جامعه ایران با استبدادحاکم برسد. ضرورت کانونی کردن مبارزه عمده علیه جباران حاکم (ولایت مطلقه) و در نظرگرفتن اصل توازن قوا برای پیشبردموفقیت آمیزمبارزه در نیل به هدف مقدم مرحله کنونی، مستلزم آن است که با مسئولیت پذیری هوشیار بودکه این شکافها به شکل زودرس آنتاگونیستی (انفجاری) نشوند. حتی اگر از سوی مقابل این مسئولیت پذیری نادیده گرفته شود، نافی چنین مسولیتی از جانب صفوف حامیان آزادی و دموکراسی و رهایی و برابری نیست و بجای افتادن به دام آنها و رفتارهای واکنشی و تقابلجویانه، بهتراست که اقدامات غیرمسئولانه طرف مقابل را افشاکرد و از طریق طرح مطالبات و شعارهای ایجابی دست آنها را روکرد. آنتاگونیستی کردن این تقابل یک خطای استراتزیک خواهد رود که هم حکومت اسلامی تبه کار را مسرور می کند، و هم چپ و نیروهای پیشرو را از مردم و نسلهای جوان جدامی سازد و هم ما را تا فرهنگ مسئولیت ناپذیری سلطنت طلبان و افتادن به دام دفاعی و واکنشی تنزل می دهد و بالأخره تیغ بسیج افکارعمومی، جامعه مدن و نهادهای بین المللی در خارج کشور علیه حاکمان را نیز کند میکند.
در رابطه با مرزبندی در آکسیونها بنظر می رسد، همانطور که تا حدی در برخی تظاهرات آمده، شعار«نه رهبری، نه سلطنت، آزادی برابری » برای شرایط کنونی شعارمناسبی باشد که هم اولویت و لبه تیزمبارزه علیه حکومت اسلامی را در شرایط کنونی در نظر می گیرد و هم مرزبندی لازم با سلطنت را بهمراه داردبدون آن که بدام واکنشهایی چون مرگ بر... و یا سوزاندن عکس و غیره بیفتد.
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!
دیدگاهها
کمونیستِ منجمد در قرن بیستم
.
آقای تقی روزبه،
اینهمه حرف زدید تا یک واقعیت ساده را پنهان کنید:
آن چیزی که به آن استناد میکنید نه «جنبش خارج کشور» بود، نه «تکثر خیابانی»؛
یک تجمع مجاهدین خلق بود با جمعیتی که حتی به ۲۰۰ نفر هم نمیرسید.
کنارشان هم چند کمونیستِ منجمد در قرن بیستم ایستاده بودند و شعار پوسیدهٔ
«نه سلطنت، نه رهبری، آزادی، برابری»
را بالا گرفته بودند—شعاری که نه وزن اجتماعی دارد، نه خریدار، نه آینده.
بعد از این تصویر حاشیهای، مقاله مینویسید و نسخهٔ «مرزبندی استراتژیک» میپیچید؟
بزرگنمایی یک اقلیت منزوی برای زنده نگهداشتن یک ایدئولوژی مرده است.
این هم ویدیویی که آقای روزبه ازش یک مقاله نوشتند دوستان نگاه کنید لطفاً
https://www.instagram.com/reels/DTtBiwmlhkA/
مومیایهای دقیانوسی
دروود بر آقای روزبه گرامی،
مختصر و مفید بدون هیچ بحث کشّافی.
من نمیخواهم در باره اصطلاحات و مفاهیم نخ نما شده ای [مترقی، ترقی خواه، برگزیده، دمکراتیک و دیگر خزعبلات متعفّن شده در چرندیاتنویسی ایدئولوژی زدگان ایرانی] که از عصر حزب توده در مغز قربانیان زیادی تزریق شد و مسمومیّت وجودی آنها را رقم زد تا همین ثانیه های گذرا، صحبتی بکنم، چونکه خشت بر آب است و وقت تلف کردن و کوبیدن پتک بر آهن منجمد شده دقیانوسی. من میخواهم دقیقا خودم را در موضع و چشم انداز و خط مبارزاتی شما بگذارم و با شما همعقیده شوم. فقط شما لطف کنید و پاسخ دهید گرایشی که مدّعی هستید، شعارهایش عالی و مقبول هستند، «چهره ملّی - جهانی اش» کیست؟ یا چه کسانی هستند؟؛ یعنی افرادی که خوشنام و معروف و اهل فّن و سکّاندار باشند و در مجامع جهانی نیز حضور ممتد و موثرّ داشته باشند و مردم ایران، آنها را به حیث چهره های ملّی و جهانی و مقبول بپذیرند تا من بروم و زیر عَلَمشان را بگیرم و سینه هایم را خونین و مالین کنم؛ طوری که مومنان به شیعه گری از حسادت بترکند. نام ببرید لطفا.
شاد زی و دیر زی!
فرامرز حیدریان
کمونیسم منجمد قرن بیستم در برابر سیاست واقعی قرن بیستویکم
این یا بیسوادی تاریخی است یا فریب آگاهانه.
آقای تقی روزبه،
مسئلهٔ شما «خطر سلطنت» نیست؛ مسئلهٔ شما بیربط شدن چپ منجمد قرن بیستم به جامعهٔ امروز ایران است.
شما از «پرهیز از تقابل» حرف میزنید چون جرأت رقابت ندارید.
شعار «نه رهبری، نه سلطنت» ترجمهٔ سیاسیاش روشن است:
نه برنامه، نه پایگاه اجتماعی، نه شانس رأی.
مشروطهخواهی امروز نه استبداد است، نه کودتا، نه نوستالژی؛
بلکه رجوع به رأی مردم، حاکمیت قانون و رقابت آزاد است—چیزی که شما از آن میترسید.
اگر سلطنت بد است، بگذارید مردم در یک رفراندوم آزاد ردش کنند.
اما مشکل اینجاست که شما از داوری مردم میترسید،
پس بهجایش شعار خنثی میسازید و اسمش را «مسئولیتپذیری» میگذارید.
سیاست قرن ۲۱ با ترس از انتخاب مردم ساخته نمیشود.
ایدئولوژیهایی که رأی ندارند، همیشه «نه» گفتن را فضیلت جا میزنند.