رفتن به محتوای اصلی
دوشنبه 27 بهمن 1404 - Monday, 16 February 2026

فراخوان همبستگی فراگیر جمهوریخواهان در شهر کلن آلمان روز یکشنبه ۲۵ ژانویه

فراخوان همبستگی فراگیر جمهوریخواهان در شهر کلن آلمان روز یکشنبه ۲۵ ژانویه

 

ایرانیان آزاده، همراهان گرامی،

کشتار جمعی بزرگ، نسل کشی و جنایت سازمانیافته رژیم اسلامی؛ سرزمین مان را غرقه در خون و افکار جهانیان آزادیخواه را به تکان آورده است. بیایید دست در دست و همصدا پژواک فریادهای آزادی خواهی به خون خفتگان و جانباختگان راه آزادی میهن مان باشیم و برای آزادی دستگیر شدگان و زندانیان سیاسی و مجروحان گروگان گرفته با تمام قوا بکوشیم.
در همین راستا در شهر کلن آلمان روز یکشنبه ۲۵ ژانویه تظاهرات سراسری با فراخوان همبستگی فراگیر جمهوریخواهان در پشتیبانی از قیام بزرگ مردم ایران برگزار می شود.
مردم ایران تسلیم رژیم جنایت و جهل نخواهند شد و تا سرنگونی آن و برافراشتن پرچم آزادی در ایران، اراده شان را متحد و استوار ساخته اند.

همبستگی فراگیر جمهوریخواهان ایران

 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

اقبال اقبالی

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد! 

دیدگاه‌ها

فرامرز حیدریان
فرامرز حیدریان

عنوان مقاله:
کینه توزیهای استتاری و بستن چشمان خود بر فجایع هولناک

مجدّدا درود بر آقای اقبالی گرامی،
توضیحیی مختصر.

من در همان کلام اولم گفتم و تاکید کردم که مقصودم از صحبتهایم شما نیستید و چیزی را به حساب شخصی نگزارید؛ بلکه صحبتم عمومیست و مشمول همه انانی میشود که ابعاد فاجعه ایران را هنوز درنیافتند؛ مخصوصا برونمرزیها. اگر شما از فحوای کلام من، حسّ کرده اید که من به کسی یا کسانی توهین کرده ام، احتمالا اگر حسّ و برداشت شما صحیح بوده باشد؛ مطمئن باشید دیگرانی که خودشان را نسبت به تشخیص ابعاد هولناک فاجعه و واکنش خردمندانه نشان دادن و همبستگی و همپایی به کری و کوری زده اند و راه خودشان را میخواهند بروند؛ نه راه با هم بودن را، جدّا مستحق اهانت هستند. در مطلب من، هیچ غرضی نهفته نیست. فقط نکوهش به حقّ است در مقابل کسانی که «موقعیّت عاجل» را فدای اعتقادات پوسیده و مواضع به غایت مغرضانه خود میکنند.
شاد زی و دیر زی!
فرامرز حیدریان

د., 19.01.2026 - 19:20 پیوند ثابت
اقبال اقبالی
اقبال اقبالی

عنوان مقاله:
فراخوان همبستگی فراگیر جمهوریخواهان در شهر کلن آلمان روز یکشنبه ۲۵ ژانویه

این فراخوان با هدف همبستگی علیه حکومت اسلامی و در حمایت از مردم ایران منتشر شده است. وارد منازعات شخصی و توهین‌آمیز نمی‌شوم.

د., 19.01.2026 - 19:02 پیوند ثابت
اقبال اقبالی
اقبال اقبالی

عنوان مقاله:
فراخوان همبستگی فراگیر جمهوریخواهان در شهر کلن آلمان روز یکشنبه ۲۵ ژانویه

این فراخوان با هدف همبستگی علیه حکومت اسلامی و در حمایت از مردم ایران منتشر شده است. وارد منازعات شخصی و توهین‌آمیز نمی‌شوم.

د., 19.01.2026 - 19:02 پیوند ثابت
فرامرز حیدریان
فرامرز حیدریان

عنوان مقاله:
دردهای عمیقی که استخوانسوزند و غم فزا.

دروود بر آقای اقبالی گرامی،
صحبتی از سر درد جانسوز و مسئولیّت وجدانی.

این حرفهایی که مینویسم، خطاب به شخص شما نیست. امیدوارم آنها را به خو د نگیرید؛ بلکه عمومی هستند و فراخوانی به وجدانهای بیدار جامعه ایرانیان؛ مخصوصا برونمرزیها. بحث جانبداریهای سیاسی و حزبی و سازمانی و امثالهم نیز نیست. همچنین جدال بر سر سهامدار شدن در پُست و مقامهایی نیست. کلّ صحبت من، تفهیم مسئله و شرایط حادّ میهنی است به آنانی که هنوز از خواب گران حماقتها و بلاهتها و ندانمکاریهای خودشان بیدار نشده و به خود نیامده اند.

اینانی که حتّا یک شخصیّتی که صنار سی شاهی، اعتبار و وجهه گروهی داشته باشد، چه رسد اجتماعی و جهانی، در بین خودشان ندارند و تحت «بیرق جمهوریخواهی» گرد آمده اند و در طول نیم قرن گذشته در حرف و عمل اثبات کرده اند که نه معنای «جمهوری» را می دانند، نه معنای دانش سیاست را، اگر به اندازه یک بچّه کودکستانی نیروی فهم و درک و شعور و درایت میداشتند، محال بود که حکومت آخوندی بتواند نیم قرن آزگار دوام آورد و آنقدر مستحکم بشود؛ طوری که شهامت داشته باشد نه تنها علیه مردم ایران و فرزندانشان به کثیفترین خونریزیها دست آویزد؛ بلکه حتّا تمام دنیا را به حیث حریف جنگی و خاصم مغازی خودش فرا خواند. اینانی که خود را جمهوریخواه مینامند، هیچوقت اشکهای چشمان مادران و پدران را ندیدند و درد عمیق رخنه کرده در سلول به سلول وجود آنها را درک نکرده اند. آنها ناامیدی و دلهره و رنج استخوانسوز مردم ایران را در یافتن جسد فرزندانشان نمیفهمند. آنها امیدها و آرزوها و رویاها و شب زنده داریها و تن دادن به هزارن خواریهای مردم را در تشکیل خانواده و فرزند دار شدن و به هر فلاکتی تلاش کردن برای بالاندن آنها نمیفهمند. آنها اینهمه اضطرابها و غمها و ترسها و وحشتها و بغضها و گریه ها و ناله های جانسوز والدین را بر سر قبر فرزندانشان نمیفهمند. آنها هیچگاه درد نان و آب نداشتن و هیچ پشتوانه ای برای امروز و فردای خودشان و فرزندانشان نداشتن، نمیفهمند؛ آنهم در سرزمینی که وجب به وجب آن، سرشار از ثروتهای افسانه ایست. اینهایی که خودشان را «جمهوریخواه» می نامند، همه بدون استثناء «جاه طلبان قدرتگرا» هستند که برغم شاهد بودن بر اینهمه جنایتهای حکومت فقاهتی هنوز که هنوز است برایشان نه تنها جان و زندگی مردم ایران و خاک ایران، مطرح نیست؛ بلکه فقط و فقط در فکر «اقتدار و قدرت و جاه طلبیها و انتقامجوییهای خود» هستند. چطور میتوان اینقدر احمق و نفهم بود که نتوان شرایط و وضعیت خطیر را فهمید و همچنان برهمان بلاهتهایی نقّاره زد که نیم قرن آزگار است از قبل آنها، آتش کوره کشتارگری حکومت الهی پُر رونق مانده است. چقدر باید احمق بود و نفهمید؟. چقدر و چند سال و دهه و قرن دیگر باید احمق بود؟.
اینها اگر بویی از سیاست به مشام همیشه زکام و نداشته شان رسیده بود، باید شهامت آن را میداشتند که مثل پهلوانان اسطوره ای ایران در کنار شاهزاده می ایستادند و به او رادمنشانه میگفتند که ای «شاهزاده گرامی»، من به هیچ نوع نظام پادشاهی اعتقادی ندارم، امّا در عشق به میهن و مردمم در کنار شما می ایستم تا با خاصمان مردم و میهنم بجنگم و بعدا در آزادی پای میز صحبت بنشینیم با همدیگر و برای سعادت و آبادانی و حفظ آزادی و پیشرفت و شکوفایی میهنمان با یکدیگر همکاری کنیم و از یاد نبر ای شاهزاده که ما همچنان «جمهوریخواهیم». امّا دریغا که این همیشه آچمزهای بی مغز و مایه، هر گاه که «شاهزاده»، دست به اقدامی زد یا مردم فریادها زدند که ما شاهزاده را میخواهیم، حضرات جزو وظایف و تکالیف روزانه خود دانستند که برای لگد زدن به دبه شیر با تمام حماقتهایی که از خصایص کاراکتری آنهاست، به اقدامهای بلاهت آمیز همّت کنند. اینها با چنین کارهایی فقط آب به آسیاب خونریزی حکومت فقاهتی سرازیر میکنند؛ ولو از صبح تا شب عربده بکشند که ما نفرت داریم از حکومت فقاهتی. اینها هیچکدامشان یک روزنامه یا جزوه پیش پا افتاده در باره آنانی که علیه حکومت «نازیسم» متّحد شدند و جنگیدند، نخوانده اند تا بفهمند و بدانند که برای از پا انداختن خاصم ملّت و آزادی و مردم بای در کنار یکدیگر ایستاد؛ ولو فرانسوی بود یا سپانیایی بود یا ایتالیایی بود یا هلندی بود ویا انگلیسی بود یا آمریکایی بود یا روسی بود یا فلان و بیسار. اینها هیچوقت مستعد آموختن نبودند؛ زیرا اگر ارزنی استعداد یادگیری داشند، محال بود که زمامداران حکومت آخوندی بتوانند نیم قرن آزگار، گیوتین تند و تیز خودشان را بر شاهرگ ایرانیان بگذارند و خون بریزند و مملکت را غارت غارت کنند.
اینگونه جمهوریخواهان، همان «ابومجرمهایی» هستند که آلت دست روانپریشان الهی از روز اول شدند و آخر و عاقبت خودشان به «خاورانها» مختوم شد. عین «ابومجرمها» در تاریخ ایران. امروز نیز با بلاهت بی نظیری به جای اینکه بپپیوندند به جمع ایرانیان در کنار شاهزاده رضا پهلوی، آمده اند و این اعلامیه های تفرقه آمیز را در سایتها منتشر کرده اند. خاک عالم بر سر تک تکشان باد که هنوز ذرّه ای از فاجعه میهن را نفهمیده اند و نچشیده اند و همچنان در بلاهت زنگارگرفته خودشان غرق غرق هستند. واقعا که باعث تاسف عمیق است.
شاد زی و دیر زی!
فرامرز حیدریان

د., 19.01.2026 - 14:27 پیوند ثابت