رفتن به محتوای اصلی
یکشنبه 19 بهمن 1404 - Sunday, 8 February 2026

چگونه می توان چشم بر هزاران جنازه زیباترین فرزندان این سرزمین بست ؟

چگونه می توان چشم بر هزاران جنازه زیباترین فرزندان این سرزمین بست ؟

 

بر خوردی که بخشی از اپوزیسیون رژیم انجام میدهد .

آیا ما قادریم به چیزی جز آنچه که در ذهن خود ساخته ایم فکر کنیم ؟
سخن رانی دیروز خامنه ای یکبار دیگر من را در برابر این سوال قرار داد. آیا خامنه ای روز گذشته چیزی فرا تر از آنچه که سال هاست می گوید گفت ؟
یا عملی کرد که در خیزش های قبلی نظیراین را نکرده بود  ؟
بنظرم هیچ عنصر تازه ای در سخنان او نبود. همان خودشیفته جنایت کاری بود که ادعا می کند از زبان خدا سخن می گوید وهر چه می کند در راستای منافع اسلام واجرای ا وامرخداست .متوهم و خود شیفته  با کلام خدا و روح شیطانی! 
برای او بسیار عادی است از رقم کشته شدن هزاران انسان  سخن بگوید. بی آن که اندک احساس همدردی با مصیبت دیدگان فرزند از کف داده کند. دفعات های قبل نیز این چنین بود.بستگی به دامنه جنبش اعتراضی دارد.درجنبش سبز،جنبش مهسا  نیز با همین سبعیت دستور قتل عام داد. قتل عام کرد وزمانی هم که عرصه تنگ شده نیرو از عراق آورد تا معترضان را در نیزار های شادگان به رگبار ببندند. 
برای او آوردن نیرو از عراق ،لبنان ، فلسطین،یا تجهیزات جنگی وسرکوب از روسیه ،چین ،کره شمالی و... جای هیچگونه فکر کردن بعنوان رهبر یک کشور ندارد .امری عادی و کاملا جا افتاده هم برای حکومتیان از اصول گرا تا اصلاح طلب . حتی برای به اصطلاح اپوزیسیون حکومت . اپوزیسیونی که اگر هم اعتراضی داشته باشد یک بحث نظری را که معمولا بی،بی،سی ترتیب دهنده آن است راه می اندازند ،در کلاب هاووس که اطاق فکر حکومتی آن جا را خوب می شناسد بحث می کنند! تعدادی بر مبارزه اصلاحی که تغیر در رهبری ایجاد کند  و همگامی با اصلاح طلبان  مدافع همین نظر تاکید می کنند! جزب توده ،فدائیان اکثریت و تعدادی جریان های دیگر در داخل وخارج پیش برندگان این نظر هستند. نطری که در اوج جنبش خیابان ،اوج قتل عام در برنامه پرکاراز قول دو مهمان نظریه پرداز خود با قاطعیت ازعدم خشونت و عدم کشتار سنگین واین  که خامنه ای دست به چنین کاری نمی زند سخن می گویند!
گروهی دیگر برخی در سیمای چپ مدرن همراه تعدادی جمهوری خواهان  فرا تر می روند، روزانه مواضع اصلاح طلبان از خامنه ای عبور کرده را رصد می کنند چپ سنتی را نقد می کنند. ادعای سازماندهی انقلابی ترجنبش را در راستای براندازی می نمایند.اما در نهایت گرفتار در همان لابیرنت هائی که در هر حفره آن مبارزه با امپریالیسم امریکا ، مبارزه باجریان پادشاهی خواهی جای گیر شده گرفتار می شوند.
در کنار این مسئله بدون کوچکترین تغیری با همان شیوه های مرسوم که عمدتا پایه نظری  و راهبرد تشکیلاتیش همان آموزش نخستین حزب توده است .با مسائل سیاسی واجتماعی بر خوردمی کند.نهایت بعد چهل واندی سال این اپوزیسیونها قادر نشدند یک هم فکری کوچک حتی در رابطه با یک دیگر و تسری آن بداخل اقدام نمایند. تا لااقل امروز نسل جوانی که اپوزیسیون ادعای جمهوری خواهی آنان را دارد بتوانند با حفظ استقلال خود  بمیدان  بیایند به سازماندهی صف خود بپردازند و در همگامی با شاهزاده رضا پهلوی در راستای سر نگونی جمهوری اسلامی حرکت کنند .
این بخش از اپوزیسیون چپ وجمهوری خواه امروز با وجود این همه قتل عام های وحشیانه هنوز قادر نیست قبول کندکه نیروئی جهنمی تر وویران گر تر از شخص خامنه ای وجمهوری اسلامی نیست. نیروئی که حاضر به نزدیکی با نیروهای که در میدان با شعار طرفداری از شخص رضا پهلوی برای پیروزی بر جمهوری اسلامی مبارزه می کنند.
حاضر نیست قبول کند که  بایستی تمام نیرو ها دریک اتئلاف ملی  برای سرنگونی مبارزه کنند. متاسفانه چنین همگامی نه تنها با جریان های شاهزاده رضا پهلوی بوجود نیامده ! بلکه در میان این خیزش بزرگ این قتل عام نیز حاضر بیاری نیستند" قابل ذکر است که در میدان عمل جائی که مبارزه جریان دارد افراد وجوان های بسیاری بدون سوا ل از نظرات هم می جنگند چرا که  آن ها خوب می دانند که شعار اصلی امروزکه وجهه اصلی مبارزه یعنی سرنگونی خامنه ای وجمهوری اسلامی را هدف قرار داده !هر گونه جدا سری  بر نمی تابد و جدائی در آن  باعث تشتت در کار مبارزان میدان و کم کردن از پتانسیل مبارزه وایجاد فضا برای سرکوب راحت تر مبارزان میگردد .
اما دریغ که امروز این اپوزیسیون که در چهل سال قادر به شکل دادن یک تشکل برای مبارره در چنین روزی نگردیده در وسط چنین معرکه ای  جانگذاز وتعین کننده خواهان این است که نیرو ها سازمان نیافته اش جدا از جریان شاهزاده رضا پهلوی مقدم بر شعار سرنگونی جمهوری اسلامی بر شعار جمهوری خواهی و حکومت جمهوری پافشاری کنند .عملی که جز تضعیف نیروهای خیابان ثمری ندارد. متاسفانه جریان چپ بجای برخورد منطقی با صف بندی نیروی سرکوب متشکل از نیروهای حکومت و نیروهای نیابتی با علم به این که بدون پشتیبانی یک نیروی قوی مانند امریکا امکان پیروزی حداقل در کوتاه مدت براین نیروی جنایتکار ممکن نیست ! شدیدا در برابر این خواست  مردم مخالفت کرده وفعالان سیاسی و شاهزاده رضا پهلوی مبنی بر دخالت وحمایت امریکا  از مبارزه آزادی خواهانه مردم بی دفاع ! چنین همکاری را دخالت در امور داخلی واشعال گری جلوه می دهند  و این درخواست شاهزاده رضا پهلوی را عملی نادرست وشتابزده ارزیابی کرده و می گوشند بار این همه کشته را بدلیل فراخوان قبل از موعود بر دوش شاهزاده رضا پهلوی بگذارند . زهی بیشرمی  . 
این چنین است که .  بی آن که دلیل قانع کننده برای این مخالفت داشته باشند. مخالفتی که برنده اصلی آن جمهوری اسلامیست و بازتر کردن دست رژیم برای کشتاری عظیم تر. ماندن جنازه های بیشتر بر روی دست مردمی که رهبرانشان به چیزی فرا تراز آن چه در ذهن ایدئولوؤی زده خود دارند فکر نمی کنند .ذهنیتی چنان مقدس که چشم بردیدن جنازهای مقدس هزاران جوان آزادی خواه می بندد و تداوم حکومت خامنه ای را بر مبارزه ای که هدف آن گذار به آزادی ،سکولاریسم و دمکراسی در چهار چوب یک انتخابات آزاد است از ترس این که مبادا برنده این انتخابات شاهزاده رضا پهلوی باشد ترجیح می دهد.ابوالفضل محقق

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

کیانوش توکلی
برگرفته از:
ایرانگلوبال

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد! 

دیدگاه‌ها

فرامرز حیدریان
فرامرز حیدریان

عنوان مقاله:
نبرد با ضحّاکیان تا متلاشی شدن ولایت فقاهتی و در بند شدن آنها ادامه دارد

مجدّدا دروود بر ابوالفضل عزیز،
تحشیه ای دیگر.

روند مبارزه و نبرد با ضحّاکیان حکومتی نباید در خارج از کشور خاموش شود. باید در سراسر جهان، تا جایی که در امکانات ایرانیان هست، علیه این حکومت تا متلاشی شدنش قیام کنند و تمام پرچمهای نکبتی ولایت خونریزی سفارتها را پایین بکشند و آتش بزنند و سپس پرچم شیر و خورشید ایران را [در باره تغییر آن بعد از فروپاشی حکومت فقاهتی میتوان اقدام کرد؛ زیرا شیر و شمشیر با بُنمایه های فرهنگ ایرانیان در تضادند. این ارثیه از نمادهای مقبول و محبوب میترائیستهاست که باید به کنار گذاشته شوند؛ آنهم آگاهانه] و همچنین پرچم کاوه را برافرازند به هر قیمتی که شده است. هیچ سفارت خانه ای نباید از این اقدام اساسی مجّزا شود. همه سفارتخانه ها را باید تسخیر کرد و پرچم شیر و خورشید و پرچم کاوه را نصب کرد.
مبارزه ادامه دارد تا نابودی تمام عیار حکومت فقاهتی و در بند کردن عاملان آن.
شاد زی و دیر زی!
فرارمز حیدریان

د., 19.01.2026 - 09:52 پیوند ثابت
فرامرز حیدریان
فرامرز حیدریان

عنوان مقاله:
نبرد زندگی با نکبتهای عارض شده

دروود بر ابوالفضل عزیز،
اشاره هایی و زمزمه هایی.

این روزها که چه عرض کنم. سالیان سال است که میکوشم تا جایی که در توانم هست با فشارهای عصبی و بیخوابیها و بختکها و دلهره ها و وحشتها و خشم به حقّ و فریادهای شکسته در گلو و نغمه های غم انگیز در دلم، کنار بیایم و مشاعر خودم را از دست ندهم تا بتوانم بیندیشم و در کنار مردم سرزمینم باشم و همه جا در خواب و بیداری پا به پای آنها گام بردارم. از قبرستانها و سیاهچالها و شکنجه گاهها و زندانها بگیر تا بیا به کف خیابانوهای انباشته از خون جوانان ایرانی.

من در طول سی و اندی سال، فریادهای خودم را زده ام. هشدارها داده ام. راهگشاییهای کلیدی را عبارتبندی کرده ام و همچنان فریاد میزنم که نباید به هیچ وجه من الوجوه، حکومت آخوندی از این کشتار سرسام آور وسفّاکیهایش کمر راست کند. باید نابود نابودش کرد در تمام نشانه های حتّا میکرسکپی اش. چنین اقدامی، بزرگترین خدمت و هدیه بس بسیار یاقوتی و زمّردی و الماسی به جهان انسانهای امروز و فردا در سراسر کره زمین است و نه فقط خود ما ایرانیان. اینکه آیا کسانی کتابها و مقالات مرا خوانده اند یا نخوانده اند یا به هر دلیلی از شنیدن نام من،« کهیر میزنند و چنه می اندازند»، در هر صورت، نگاهی گذرا به «سر تیتر مقالاتم» کفایت میکنند تا بتوانند عمق فجایع و کشتارها و خونریزیها و غارتها و تجاوزات را که ناشی از دوام حکومت فقاهتی هستند به آسانی بفهمند و دریابند.
شاید هیچکس تا کنون به اندازه من در سنجشگری ذهنیّت فلک زده و عاجز و علیل و به شدّت عقب مونده طیفی به نام «چپ ایدئولوژیکی و فعّالان بیسواد آن» در سی سال گذشته قلم نزده باشد. توقعی هم ندارم که این طیف ذلیل شده، دلخوشی از من داشته باشند. در میان این طیف، آنانی که هنوز چراغ «وجدان فردی» در وجودشان سوسویی دارد، خودشان را از این طیف خوار و زار به کنار کشیده و میکوشند که اگر حرفی نمیزنند، دست کم ساکت باشند و آب بیار چرخهای آسیاب خونریزی حکومت فقاهتی نباشند. حکومت فقاهتی برچیده خواهد شد؛ ولو در این جنگ ناگزیر و جبری ایرانیان که حکومت فقاهتی به مردم ایران، تحمیل کرده است، به بهای تقلیل شدن جمعیّت ایران به صد هزار نفر مختوم شود. این جنگ را باید به پیش برد و به مقصد نهایی رسانید. صدای در خون خفته فرزندان زیبا و پاک و عاشق این سرزمین سوخته نباید هرگز خاموش شود. آنانی که در این نبرد بسیار خجسته و به حقّ و هرگز چون و چرا ناپذیر مردم ایران علیه نکبت حکومت فقاهتی و اسلامیّت کثیف و متعفّن بخواهند میلیمتری جانبداری از دژخیمان و جلّادان الهی کنند، همه بدون استثناء همدست خونریزان هستند و هیچ وجدان فردی ندارند و عامل و مطیع و رکابدار و سهامدار این خونریزی هولناک هستند. مهم نیست که همدستان با چه ادّعاها و اتکیتهایی بر پیشانی به رجزخوانیهای ذلّتبار برای توجیه حماقتهای خودخواسته متوسّل میشوند، مهم این است که بدانند و بفهمند که نان بقای خودشان و حکومت دژخیمان الهی را در «کاسه خون جوانان این مردم همیشه سرکوب شده» تیلیت میکنند و با رغبت تمام میخورند. تمام نشانه های این حکومت پلید را باید نیست و نابود ابدی کرد. نابود نابود و تمام عاملان ریز و دُرُشت آن را دستگیر و دربند کرد و مجرمان را به آباد کردن کویر لوت و کویر نمک عین توصیفی که از «جنّت» میکنند، محکوم کرد بدون آنکه خونی از آنها ریخته شود.
شاد زی و دیر زی!
فرامرز حیدریان

د., 19.01.2026 - 06:29 پیوند ثابت