رفتن به محتوای اصلی
یکشنبه 19 بهمن 1404 - Sunday, 8 February 2026

خطاب مستقیم به اعضای مردد مجاهدین خلق: این صدا را نادیده نگیرید

خطاب مستقیم به اعضای مردد مجاهدین خلق: این صدا را نادیده نگیرید


این نوشته برای دشمنی با شما نوشته نشده است و نه برای حذف‌تان. این یک هشدار صریح است؛ از سوی کسی که شما را بیرون از جامعه ایران نمی‌بیند، بلکه بخشی از همین ملت می‌داند. شما ایرانی هستید، وطن‌تان را دوست دارید و از جمهوری اسلامی خسته، خشمگین و زخمی‌اید. اگر چنین نبود، اساساً وارد سیاست نمی‌شدید. این واقعیت نقطه آغاز هر گفت‌وگوی صادقانه است، نه ضعف.

اگر این متن را می‌خوانید، یعنی هنوز مطمئن نیستید. اگر مطمئن بودید، نیازی به خواندن نداشتید. تردید شما نه خیانت است، نه سستی؛ نشانه زنده بودن عقل شماست. دقیقاً به همین دلیل است که هر ساختار فرقه‌ای از تردید می‌ترسد، چون تردید آغاز جدا شدن است.

بیایید واقع‌بین باشیم. اگر همه‌چیز در این سازمان درست، شفاف و رو به آینده بود، این حجم از ریزش اتفاق نمی‌افتاد. این تعداد انسان از عراق، آلبانی، اروپا و از سال‌های طولانی عمرشان جدا نمی‌شدند و با هزینه‌های سنگین روانی و اجتماعی بیرون نمی‌آمدند. هیچ جریان سیاسی سالمی، جداشدگانش را دشمن اصلی نمی‌داند؛ اما یک فرقه دقیقاً همین کار را می‌کند، چون جداشدگان چیزی را دیده‌اند که نباید دیده می‌شد.

شما این را بهتر از هر کسی می‌دانید. جداشدگان «مزدور ناگهانی» نشدند. آن‌ها همان آدم‌هایی بودند که دیروز کنار شما ایستاده بودند، همان شعارها را می‌دادند و همان باورها را تکرار می‌کردند. تفاوت فقط در یک چیز بود: آن‌ها جرأت کردند به تردیدشان گوش بدهند.

از خودتان صادقانه بپرسید:
چرا همیشه از شما خواسته می‌شود به‌جای مردم، به رهبر وفادار باشید؟
چرا جامعه ایران فقط وقتی معتبر است که مطابق خط سازمان حرف بزند؟
چرا انتخاب مردم اگر بیرون از چارچوب فرقه باشد، فوراً «توطئه» یا «پروژه» نام می‌گیرد؟
چرا هیچ‌وقت این احتمال مطرح نمی‌شود که شاید این‌بار مردم دارند خودشان تصمیم می‌گیرند؟

واقعیت این است که جامعه ایران از نجات‌دهنده ایدئولوژیک عبور کرده است. مردم دیگر رهبر مقدس، حقیقت انحصاری و اطاعت بی‌پرسش نمی‌خواهند. اگر هنوز از شما خواسته می‌شود علیه نمادهایی که از دل جامعه برخاسته‌اند تبلیغ کنید و به‌جایش از ساختاری دفاع کنید که حتی حق سؤال را از شما گرفته، این وظیفه انقلابی نیست؛ علامت خطر است.

هیچ‌کس از شما نمی‌خواهد گذشته‌تان را انکار کنید یا خودتان را تحقیر کنید. اما یک سؤال ساده را نمی‌شود دور زد:
آیا هنوز کنار مردم ایستاده‌اید، یا فقط کنار یک ساختار بسته؟
آیا دفاع‌تان از ایران است، یا از رهبری‌ای که وفاداری را جای اندیشیدن نشانده است؟

بسیاری پیش از شما این سؤال را از خودشان پرسیده‌اند و جوابش را با عمل داده‌اند. آن‌ها به مردم برگشتند، نه به یک سازمان دیگر. قهرمان نشدند، مقدس نشدند؛ فقط انسان ماندند. امروز زندگی دارند، صدا دارند و مهم‌تر از همه، آزادند که فکر کنند. این مسیر واقعی است و قبلاً پیموده شده.

تبلیغ برای رجوی‌ها نه آزادی ایران را جلو می‌برد و نه آینده‌ای برای شما می‌سازد. فقط فاصله‌تان را با جامعه‌ای که در حال حرکت است بیشتر می‌کند. مردم منتظر سازمان‌ها نمانده‌اند؛ راه خودشان را پیدا کرده‌اند و هرکس را که امروز کنارشان بایستد، می‌پذیرند، نه بر اساس گذشته، بلکه بر اساس موضع اکنون.

اگر هنوز ذره‌ای تردید در شما زنده است، خفه‌اش نکنید.
به مردم بپیوندید، نه به ماشین تبلیغاتی یک فرقه.
کنار جامعه بایستید، نه روبه‌روی آن.

این دعوت احساسی نیست؛ آخرین هشدار عقلانی است:
یا با مردم، یا در حاشیه تاریخ.

امیر جاوید 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

ارشان آذری

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!