ایران در آتش و خون!
همه نیروها باید در یک صف و زیر رهبری شاهزاده رضا پهلوی و برای سرنگونی رژیم اشغالگر اسلامی بسیج شوند!
از وقتی علی خامنه ای در گردهمایی سالگرد مرگ خمینی در 14 خردادماه 1401 هوادارانش را بر مقبره خمینی جمع کرد و بر خلاف سالهای پیشین نگرانی خود را از تهدید اقتدار جمهوری اسلامی بیان کرد تا امروز که حیات نظام ولایت فقیه بطور جدی بخطر افتاده است، فقط سه سال و نیم می گذرد.
او در آن اجتماع و در نقش یک محقق تاریخ به انقلاب فرانسه و بازگشت خانواده بوربون ها به سلطنت اشاره کرد و گفت که کسانی در ایران هم خواب بازگشت دوران پیش از رژیم اسلامی را می بینند! او حتی از این هم پیشتر رفت و کسانی که « خواهان سبک و شیوه زندگی غربی هستند » را نیز مرتجع دانست و در کنار سلطنت طلب ها قرار داد.!
به نظر نگارنده این تفاوت لحن گفتار و موضعگیری آنروز خامنه ای با مواضع قبلی او ناشی از حضور رضا پهلوی در رسانه های پر بیننده خارجی و ایراد سخنانی بود که نشاندهنده اراده او برای حضور موثر در صحنه مبارزه اجتماعی بر علیه رژیم اسلامی بود. در آن روزها شعار « رضاشاه روحت شاد» و دیگر شعارهایی که مبین استقبال و حتی دعوت مردم از حضور شاهزاده رضا پهلوی در صحنه سیاسی ایران بود، با وضوح بیشتری شنیده می شد و همین خواب خامنه ای و سران نیروهای سرکوبگر او را آشفته کرده بود. یادآوری می شود که در روزهای قبل از گردهمایی مذکور مردم در آبادان تظاهراتی در اعتراض به ناکارآمدی مسئولین در ریزش برج متروپل شعار « رضاشاه روحت شاد» و « ای شاه ایران برگرد به ایران» سر داده بودند.
خامنه ای در سخنرانی اش این شعارها را ارتجاعی و خیال باطل نامیده بود. من در همان زمان نوشتم که « واقعیت اینست که او و مسئولان دستگاههای امنیتی و انتظامی رژیم، پیش از این هم متوجه تشدید نارضایتی مردم و روند رو به رشد اعتصابات و اعتراضات خیابانی شده بودند، ولی به توانایی نیروهای سرکوبگر در مقابله با ناآرامیها و خاموش کردن آتش بحران مطمئن بودند. دلیل این اطمینان تا کنون وقوف به این واقعیت بوده است که گرچه اکثریت مردم ایران با تظاهر کنندگان همصدا و هم رای هستند، ولی بدلیل عدم وجود سازمانی فراگیر و یا یک رهبری کاریزما و مورد قبول عامه، امکان هماهنگی و همکاری میلیونی در کف خیابان چیزی نزدیک به صفر است. تا کنون سرکوب، پراکندن و به خانه فرستادن تجمعات متفرق و محدود برای نیروهای سرکوبگر آسان و با کمترین هزینه همراه بوده است. برای همین معمولا خامنه ای در تمام موارد قبلی در آبان 98 و دیماه 96 و پیش از آن، چند روز هیچ واکنشی نشان نمی داد تا غائله بقول خودشان جمع شود و سپس او بدون پذیرفتن هیچ مسولیتی در قبال وقوع جنبش اعتراضی از« نیروهای ایثارگر بسیجی » در خواباندن فتنه تشکر کند.
در سه سال و نیمی که از آن تجمغ حکومتی در سی و سومین سالگرد مرگ خمینی گذشته است، اعتراضات کوچک و بزرگی در نقاط مختلف کشور اتفاق افتاده که گسترده ترین آنها جنبش زن، زندگی، آزادی بوده است. رژیم اشغالگر اسلامی تا کنون با مشت آهنین تمام آن جنبشها را در خون خفه کرده است ولی بنظر می رسد که اکنون با جنبش دیگری روبرو شده که در قیاس با جنبشهای پیشین می تواند دقیقا بدلیل برخورداری از رهبری مورد وثوق اکثریت عظیم مردم ایران نظام اسلامی را بسوی سرنگونی سوق دهد.
جنبش اخیر که این روزها در جریان است در پی اعتراض بازاریان تهران به تورم روزافزون و گرانی دلار از هشتم دیماه شروع شد، خیلی زود به حضور گسترده مردم در خیابانها انجامید و شعارها از اعتراض به اوضاع اقتصادی تبدیل به فریادهای « مرگ بر دیکتاتور» و «مرگ بر خامنه ای » فراروئید و سپس همراه با شعار « این است شعار ملی، رضا رضا پهلوی » خواهان بازگشت او به ایران شدند. همین تغییر شعارها باعث نگرانی خامنه ای و ایادی حکومتی شد و این نگرانی وقتی بیشتر شد که شاهراده رضا پهلوی در بیانیه ای اعلام کرد که « من اولین فراخوان خود را امروز با شما در میان میگذارم و از شما دعوت میکنم که این پنجشنبه و جمعه، ۱۸ و ۱۹ دیماه همزمان سرساعت ۸ شب، همگی چه در خیابانها یا حتی از منازل خودتان شروع به سردادن شعار کنید. درنتیجه بازخورد این حرکت، من فراخوانهای بعدی را به شما اعلام خواهم کرد. »
همین تاکید شاهزاده به اینکه این اولین فراخوان است و فراخوانهای بعدی بستگی به بازخورد و میزان استقبال مردم ایران نسبت به این فراخوان و خود ایشان دارد، باعث وحشت دیکتاتوررژیم ولایت فقیه شد و تصمیم گرفت با سرکوب شدید شرکت کنندگان در فراخوان مانع از نضج جنبش شده و از همان آغاز آن را در نطفه خفه کند. رژیم از بعد از ظهر پنجشنبه 18 دیماه اینترنت و خطوط تلفن را قطع کرده و تمام راههای ارتباطی را مسدود نمود تا مانند تجربیات قبلی در سکوت و بی خبری جنبش را قلع و قمع کرده و کار را تمام کند. زژیم آیت الله ها تمام نیروهای سرکوبگرش را همزمان به میدان فرستاد و در طول شبهای 18 و 19 دیماه بر اساس آنچه خبرگزاریها تا کنون برآورد کرده اند بیش از 12000 نفر را قتل عام کرده اند.
آیا تا کنون برای کسی تردیدی باقیمانده است که این کشتار نمی تواند ناشی از ازدحام و زیر دست و پا ماندن مردم باشد!؟ آن مدعی رهبری مبارزات مردم برای آزادی که در مصاحبه با بی بی سی ادعا می کند « رژیم هنوز دستور تیر نداده است و کسانی که کشته شده اند چند نفر بوده اند که در دعواهای خودشان زیر دست و پا رفته اند!» آیا هنوز می تواند این ادعا را تکرار کند؟ آیا بی بی سی می تواند دوباره او را دعوت کند تا ادعایش را جلوی دوربین تکرار کند یا توضیح بیشتری بدهد؟ آیا رهبران خودخوانده اپوزیسیون مادالعمر ایرانی که سالها در کنار همین شخص کنفرانس و پلنوم برگزار کرده اند، میل ندارند در سیاستهای تا امروز خود تجدید نظر کرده، از این شخص فاصله گرفته و در کنار مردم ایران قرار بگیرند؟ آیا نمی بینید و نمی شنوید که امروز مردم خشمگین ایران علی رغم اینکه در خیابانهای تهران و دیگر شهرهای ایران زیر باران گلوله پاسداران کشته می شوند، همچنان بوضوح نام رضا پهلوی را فریاد می زنند و خواهان بازگشت او به ایران هستند!؟ آیا هنوز از پذیرش واقعیت خودداری می کنید و از حمایت مردم معترض کف خیابان و تایید رهبرشان سر باز می زنید!؟ متاسفانه شما همچنان مانند گذشته از درک درست شرائط عاجز مانده و از مردم عقب افتاده اید. شما چه بخواهید چه نپسندید مردم ایران شاهزاده رضا پهلوی را بعنوان رهبر خود برگزیده و او را فریاد می زنند. دست از اما و اگر بردارید و به رودخانه خروشان ملت بپیوندید! زمان اما و اگر و سهم خواهی نیست، اگر با قیام مردم همراه نشوید، کسی منتظر شما نخواهد شد. هیچ بهانه ای در اتصال به مردم و تایید نظر آنان در رهبری شاهزاده پذیرفته نیست!
محمود علوی
دوشنبه 23/10/1404
.
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!