رفتن به محتوای اصلی
یکشنبه 19 بهمن 1404 - Sunday, 8 February 2026

خطاب به بخشی از دوستان چپ و جمهوری‌خواه "دیگی که برای ما نجوشد، سر سگ در آن بجوشد"

خطاب به بخشی از دوستان چپ و جمهوری‌خواه "دیگی که برای ما نجوشد، سر سگ در آن بجوشد"

(1) Facebook نیما سروستانی  مستند ساز

۴۷ سال فرصت داشتید که دست‌کم بر سر ابتدایی‌ترین خواسته‌های مردم به اجماع برسید تا امروز بتوانید یک یا دو نفر را به‌عنوان سخنگوی جبههٔ خود به جامعه معرفی کنید. این اتفاق نیفتاد. از مردم عقب افتادید و حالا، با موجی که به راه افتاده، به‌جای همراهی با مردم، و یا الاقل سکوت، همّ‌وغم‌تان شده است مبارزه علیه شخصی که به هر دلیل در جامعه مطرح است، تا برای خود و منافع فردی و سازمانی‌تان هویت بسازید. آیا حتی امروز که همه شرایط آماده است، قادر هستید یک سخنگوی مشترک به جامعه معرفی کنید تا پیام، مواضع و رهنمودهایتان را به گوش مردم معترض در شهرها و روستاها برساند؟ اگر چنین توانی دارید، معرفی کنید تا مسئولیت هدایت و رهبری ماشین تبلیغاتی‌تان را به ‌طور کامل و با صداقت بر عهده بگیرم.  

اگر امروز مردم به جایی رسیده‌اند که خواهان دخالت و کمک آمریکا هستند ـ و به احتمال قوی حتی خود شما هم در خلوت به آن فکر می‌کنید ـ بخش بزرگی از این وضعیت، نتیجهٔ مستقیم کارنامهٔ خودِ شماست؛ شما که طی همه این سالها، نه‌تنها حاضر نشدید بر سر حداقل‌ها ائتلاف کنید، بلکه منافع فردی و سازمانی‌تان را مقدم دانستید و اپوزیسیون را به صد پاره تقسیم کردید، دقیقا چیزی که حکومت بیشترین بهره برد. این وضعیت تا زمانی که منافع فردی و سازمانی خود را بر منافع مردم ترجیح می‌دهید و حاضر نیستید حتی در حداقل‌ها از خود عبور کنید، تغییر که نخواهد کرد هیچ بلکه تعبیر به این مثال می شود که، دیگی که برای ما نجوشد،  سرِ سگ در آن بجوشد.

این نه بحث پادشاهی‌خواهی یست، نه تحمیل یک نظام سیاسی خاص، و نه تقدیس یک ایدئولوژی، مسئله، عبور از دشمن مشترک است. در این مقطع تاریخی، رضا پهلوی نه «نظام آینده» است و نه «ایدئولوژی» بلکه نمادی برای همگرایی حداقلی نیروهای متکثر علیه جمهوری اسلامی. فردی که  در بین مردم ایران شناخته شده، در خارج از کشور اعتبار کسب کرده و می‌تواند توجه رسانه‌ای و فشار بین‌المللی را فعال کند. این واقعیتی است که نمی‌توان آن را با انکار یا حملهٔ سیاسی از میان برد. نشستن در جای امن و گرم، پشت کامپیوترها، و انتشار الفاظِ  «سوپر انقلابی»، که طی ۴۷ سال گذشته شنیده ایم،  چیزی جز فرسایش اعتبار به‌دنبال ندارد. مردم داخل ایران از این مجادلات فرسایشی جلوترند. آن‌ها به‌دنبال جنگ هویتی شما یا نظریه ‌پردازی سیاسی نیستند، آن‌ها زندگی عادی می‌خواهند:نان، کار، آزادی، برابری، امنیت و کرامت انسانی.

پس از عبور از این حکومت، فرصت اظهار نظر، رقابت سیاسی و نقد قدرت هست، و حتی اگر حکومتی به رهبری رضا پهلوی هم برقرار شود و بر طبل استبداد بکوبد، قطعا سرنگونی آن به‌مراتب ساده‌تر از سرنگونی جمهوری اسلامی خواهد بود. این بزنگاه، آزمون صداقت همه است، آزمونی که در آن، تاریخ نه نیت‌ها، بلکه عمل را قضاوت خواهد کرد. من هر چند دور از وطن، اما طرف مردم هستم.

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

هوشنگ اسدی

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!