پیروزی تنها با همبستگی گستردهی ملی و پذیرش همهجانبهی تکثر دست یافتی است
برای چندمین بار، مردم ما با فداکاری و شجاعتی بینظیر برای گذار از حکومت اسلامی و پایان دادن به استبداد، فقر، فساد و جنگطلبی در ایران به پا خاستهاند. رژیم جمهوری اسلامی با قساوتی عریان و غیرانسانی، نهتنها مردم را به گلوله میبندد و تاکنون جان دهها انسان را گرفته، بسیاری دستگیرشدهاند و هزاران نفر را مجروح کرده است، بیشرمانه به بیمارستانها یورش میبرد و مجروحان را نیز بازداشت میکند. این رفتارها نشاندهندهی ماهیت ضدانسانی و ضدملی رژیمی است که بقای خود را تنها در سرکوب میبیند.
جنگهای نیابتی جمهوری اسلامی، سرمایهگذاریهای کلان بر عقبماندهترین و ارتجاعیترین نیروهای منطقه، تخصیص بودجههای هنگفت به نهادهای ایدئولوژیک، و بودجههای غیرشفاف بیت رهبری و سپاه پاسداران، اقتصاد ایران را به زانو درآورده است. پیامدهای سنگین این بیکفایتی ساختاری و ماجراجوییهای منطقهای که خوشبختانه بخش بزرگی از آنها با شکست مواجه شده، مستقیماً بر معیشت مردم سنگینی میکند. امروز در شرایطی که حداقل هزینهی زندگی برای یک خانوار چهار نفره حدود پنجاه میلیون تومان برآورد میشود، میلیونها ایرانی با حقوقی بین پانزده تا بیست میلیون تومان روزگار میگذرانند. مردم دیگر نمیخواهند هزینهی جنگهای نیابتی و سرکوب خود را بپردازند.
خیزشها و جنبشهای اعتراضی بسیاری و از جمله جنبش انقلابی زن، زندگی، آزادی در این چهلوهفت سال، الگویی تکرارشونده داشتهاند: با فداکاری گروهی آغاز میشوند؛ با جانفشانی گسترده ادامه مییابند؛ رژیم با سرکوب پاسخ میدهد؛ خیزش موقتاً فروکش میکند؛ و سپس موجی از دستگیری، زندان و اعدام به راه میافتد. این دور باطل باید شکسته شود، و شکستن آن ممکن نیست مگر با همبستگی گستردهی ملی و پذیرش همهجانبهی تکثر سیاسی، فکری و اجتماعی در ایران.
هممیهنان گرامی، ما در مرحلهی گذار و سرنگونی رژیم قرار داریم. تا زمانی که این رژیم سرنگون نشود، هیچ نظام جایگزینی نمیتواند مستقر شود. تحمیل یا برجستهسازی نظام مطلوب خود در این مرحله، بهجای تقویت جنبش، آن را تضعیف میکند. امروز اولویت مشترک همهی نیروهای آزادیخواه، سرنگونی جمهوری اسلامی است.
اپوزیسیونی که انرژی خود را صرف مقابله با بخشهای دیگر اپوزیسیونها میکند، عملاً در خدمت منافع جمهوری اسلامی قرار میگیرد. اپوزیسیونی که میکوشد دیگران را حذف کند یا صدای آنان را خاموش سازد، در مسیر تضعیف جنبش مردمی گام برمیدارد. راهحل، حذف رقیبان نیست؛ راهحل، دستیابی به نظمی سکولار، روادار و دموکراتیک است که بتواند همهی نیروها را در مبارزه برای سرنگونی رژیم و ساختن ایران آینده مشارکت دهد و بسیج کند.
اپوزیسیونی که تکثر را نپذیرد، آگاهانه یا ناآگاهانه به پراکندگی جنبش دامن میزند. ایران کشوری متکثر است: از نظر سیاسی، فکری، مذهبی، قومی و زبانی. این تکثر نه تهدید، بلکه سرمایهی ایران آینده است.
جنبش برای پیروزی به رهبری، تشکل، لجستیک و تبلیغات نیاز دارد: رهبریای جمعی که پژواک این تکثر ایرانی باشد؛ تشکلیابی در قالب یک جبههی فراگیرِ ضد رژیم تمامیتخواه، گذارطلب و سرنگونیخواه؛ لجستیکی کارآمد که امکانات و توان نیروهای جنبش را هماهنگ کند؛ و تبلیغاتی که بازتابدهندهی صدای واقعی مردم ایران باشد.
پایهی دموکراسی، آزادی احزاب و فعالیت آزادانهی نیروهای سیاسی است. ما از همهی نیروهای سیاسی متشکل میخواهیم ـ هرچند این اقدام میبایست سالها پیش انجام میشد ـ که در یک جبههی گستردهی ضد هرگونه تمامیتخواهی گردهمآیند و بنیانهای رهبری جمعی، دولت موقت و مجلس مؤسسان را پیریزی کنند تا مردم با امید و اعتماد بیشتری به مبارزهی خود ادامه دهند.
تشکلهای صنفی، مدنی و زیستمحیطی باید آگاه باشند که در چارچوب این رژیم، هیچیک از مطالباتشان برآورده نخواهد شد. تنها با همبستگی میان خود و پیوند با جنبش عمومی مردم است که میتوان این رژیم را ساقط کرد. مبارزههای پراکنده و منفرد خود را به سیلی بنیانکن و متحد بدل کنید.
پیروزی تنها با همبستگی گستردهی ملی و پذیرش همهجانبهی تکثر ممکن است. به یاد داشته باشیم که ما در مرحلهی سرنگونی رژیمی قرار داریم که در ضعیفترین دوران حیات خود به سر میبرد و حاضر به ارتکاب هر جنایتی است. هرگونه خودمحوری، انحصارطلبی و تفرقهافکنی، مستقیماً به زیان مردم و به سود جمهوری اسلامی است.
جمعیت سوسیالدموکراسی برای ایران
حزب آزادی و رفاه ایرانیان (آرا)
صدای زنان سوسیال دموکرات ایران
سازمان دموکراتیک یارسان
۱۸ دی ۱۴۰۴ – ۸ ژانویه ۲۰۲۶
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!