رفتن به محتوای اصلی
شنبه 19 اردیبهشت 1405 - Saturday, 9 May 2026

خیابان یک‌صدا شده؛ وقتِ جدل نیست، وقتِ ایستادن کنار مردم است

خیابان یک‌صدا شده؛ وقتِ جدل نیست، وقتِ ایستادن کنار مردم است


در لحظه‌ای که جامعه تصمیم گرفته، اختلاف‌های فرعی فقط به بقای سرکوب کمک می‌کند

در ایرانِ امروز، سیاست دیگر از اتاق‌های دربسته، بیانیه‌های محتاطانه یا تحلیل‌های خنثی هدایت نمی‌شود. آنچه اکنون مسیر تاریخ را شکل می‌دهد، خیابان است؛ خیابانی که نه از هیجان زودگذر، بلکه از انباشت سال‌ها تحقیر، فقر، بی‌آیندگی و انسداد سیاسی سخن می‌گوید.
پنج روز پیاپی اعتراض بازاریان، پیوستن دانشجویان، همراهی لایه‌های مختلف اجتماعی در شهرهای بزرگ و کوچک، و تداوم حضور میدانی، نشانه‌ی یک تغییر کیفی است: جامعه از مرحله نارضایتی عبور کرده و وارد مرحله تصمیم شده است.

این تصمیم، واکنشی لحظه‌ای یا پروژه‌ی سازمانی نیست؛ محصول تجربه‌ی زیسته‌ی جمعی است. جامعه‌ای که بارها وعده اصلاح شنیده، بارها هزینه داده و بارها به بن‌بست رسیده، اکنون به این جمع‌بندی رسیده که این نظم سیاسی، نه اصلاح‌پذیر است و نه قابل ترمیم.

در چنین لحظه‌ای، مسئله اصلی دیگر این نیست که کدام جریان سیاسی تحلیل دقیق‌تری ارائه می‌دهد یا کدام چهره رسانه‌ای صدای بلندتری دارد. معیار داوری تغییر کرده است. خیابان امروز نه فقط محل تجمع، بلکه محل سنجش مشروعیت است؛ داوری درباره آینده و درباره کسانی که هنوز میان مردم و حاکمیت مردد مانده‌اند.

خیابان جلوتر از سیاست‌ورزان حرکت می‌کند

یکی از خطاهای مزمن در تحلیل وضعیت امروز ایران، تلاش برای عقب نگه‌داشتن خیابان توسط سیاست‌ورزان، تحلیلگران یا حتی برخی مخالفان جمهوری اسلامی است. گویی جامعه باید منتظر بماند تا نخبگان به اجماع برسند، نمادها پالایش شوند یا شعارها از فیلترهای نظری عبور کنند.

این تصور، وارونه‌سازی واقعیت است.
در عمل، این خیابان است که دستور کار را تعیین می‌کند. خیابان منتظر مجوز نمی‌ماند، از حساسیت‌های اتاق‌های فکر تبعیت نمی‌کند و خود را با مصلحت‌سنجی‌های رسانه‌ای هماهنگ نمی‌سازد. هر نیرویی که نتواند خود را با این واقعیت تطبیق دهد، ناگزیر از صحنه عقب می‌ماند—even اگر نیتش مخالفت با جمهوری اسلامی باشد.

مخالفت با پهلوی؛ مسئله دموکراسی نیست، مسئله کنترل روایت است

بخشی از مخالفت‌ها با آنچه امروز در خیابان شنیده می‌شود، نه از دل نگرانی واقعی برای دموکراسی، بلکه از ترس از دست رفتن انحصار روایت سرچشمه می‌گیرد. این طیف سال‌ها به چارچوبی عادت کرده که در آن، مخالفت با جمهوری اسلامی فقط تا جایی مجاز است که زبان، نماد و افق تغییر همچنان در کنترل نخبگان باقی بماند.

مشکل اینجاست که خیابان دیگر در این چارچوب نمی‌گنجد.
وقتی مردم خودجوش و بی‌واسطه نام‌ها و نمادهایی را فریاد می‌زنند که دهه‌ها سرکوب و ممنوع شده بودند، این نه پروژه‌سازی سیاسی است و نه نوستالژی ساده؛ نشانه‌ی گسست تاریخی از نظم تحمیل‌شده است.

انکار این واقعیت، خیابان را خاموش نمی‌کند. تنها نتیجه‌اش عمیق‌تر شدن شکاف میان تحلیلگران و جامعه است؛ شکافی که جمهوری اسلامی دقیقاً از آن تغذیه می‌کند.

شعار، نشانه است؛ نه فرمان و نه آزمون وفاداری

تمرکز افراطی بر نقد شعارها، انحراف از مسئله اصلی است. شعار دستور سیاسی نیست، شرط عضویت نیست و مالک خیابان هم نیست. اما همان‌قدر که تحمیل شعار خطاست، سانسور صدای خیابان نیز خطاست.

شعار زبان لحظه است؛ بازتاب وضعیت روانی، تاریخی و سیاسی جامعه در یک مقطع مشخص. کسانی که امروز بیش از خودِ نظام نگران یک شعار مردمی‌اند، هنوز نپذیرفته‌اند که جامعه از فاز مدیریت‌پذیری عبور کرده است.

اتحاد حول هدف، نه حذف نمادها

اتحاد واقعی با حذف، تحقیر یا شرط‌گذاری ساخته نمی‌شود.
دشمن اصلی، نظام سرکوبگر است، نه تفاوت‌های درون جامعه. تمرکز وسواس‌گونه بر نمادها به جای هدف، همان دام تاریخی است که بارها جامعه ایران را از درون فرسوده کرده است.

آنچه امروز اهمیت دارد، هم‌جهتی عملی است: ایستادن در برابر سرکوب، حمایت از خیابان و جلوگیری از شکستن صف مردم به بهانه‌های فرعی.

پیام خیابان به نیروهای سرکوب

این تحولات فقط خطاب به مخالفان جمهوری اسلامی نیست. پیامی روشن برای نیروهایی دارد که امروز در لباس سرکوب ایستاده‌اند. در لحظه‌های فروپاشی، قدرت‌ها کمتر با فشار بیرونی می‌ریزند و بیشتر از درون ترک می‌خورند.

انتخاب ساده اما سرنوشت‌ساز است: ایستادن مقابل مردمی که هر روز بیشتر می‌شوند، یا کنار رفتن از مسیری که آینده‌ای در آن نیست. تاریخ با کسانی که کنار کشیدند مهربان‌تر بوده تا با کسانی که تا آخر ایستادند.

نتیجه‌گیری

آنچه امروز در ایران جریان دارد، نه موجی مقطعی است و نه اعتراض زودگذر. این تصمیم جمعی برای پایان دادن به نظمی فرسوده است که نه توان اداره کشور را دارد و نه مشروعیت اخلاقی.

خیابان این تصمیم را گرفته است.
اکنون پرسش این است: چه کسانی با آن هم‌قدم می‌شوند و چه کسانی زیر پای آن جا می‌مانند؟

وقتِ جدل نیست؛
وقتِ ایستادن کنار مردم است.

ارشان اذری

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

ارشان آذری

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!