رفتن به محتوای اصلی
دوشنبه 24 فروردین 1405 - Monday, 13 April 2026

دیروز و امروز نسل پنجاه و هفت و حکومتی که ساقط شد!

دیروز و امروز نسل پنجاه و هفت و حکومتی که ساقط شد!

 

من، برخلاف خودزنی‌های رایج دربارهٔ «نسل پنجاه‌وهفت»، معتقدم نسل انقلاب و نیز حکومت وقت، به تناسب قدرت و مسئولیتی که داشتند، در شکل‌گیری آن فاجعهٔ تاریخی خطاکار و پاسخگو هستند.
نه همهٔ تقصیر را می‌توان بر دوش مردم انداخت و نه می‌توان حکومت را از مسئولیت ساختاری‌اش تبرئه کرد.

فراموش نکنیم که حکومت پهلوی، در نهایت، به‌دست نهادهایی فروپاشید که خود آن‌ها را ایجاد کرده بود:
اعتصاب معلمان، کارگران صنعتی، کارکنان شرکت نفت، پزشکان و پرستاران، دانشگاهیان، بازار و تقریباً همهٔ اصناف، به‌اضافهٔ بخش‌هایی از نیروهای نظامی از جمله همافران. این‌ها نیروهای حاشیه‌ای یا بیرون از نظم موجود نبودند، بلکه اجزای همان دولت مدرن بودند.

مقصود از این یادآوری، محاکمهٔ آن حکومت به‌عنوان تنها عامل انقلاب نیست. اما باید پرسید: نسلی که مدام بر نادانی، حماقت یا خیانت خود اصرار می‌ورزد، می‌خواهد به کجا برسد؟
پذیرش خطا اگر به یادگیری جمعی، نهادسازی دموکراتیک و بازسازی عقل سیاسی نینجامد، به‌راحتی به نفی عاملیت جامعه و تحقیر مردم ختم می‌شود.

حتی به فرضِ محال که حکومت شاه مدینهٔ فاضله‌ای بوده و نسل انقلاب از سر ناسپاسی و نادانی آن را ساقط کرده باشد، پرسش همچنان باقی است:
آیا lهدف از این خودزنی‌های تکرارشونده، احیای نظمی است که ۴۶ سال است به تاریخ پیوسته است؟

مخاطب حق دارد بداند که در پس این روایت نوستالژیک از گذشته، چه طرحی برای آینده و چه خوابی برای او دیده شده است.

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

کیانوش توکلی

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد! 

دیدگاه‌ها

نظرات رسیده
نظرات رسیده

Cyros Amiri

در هنوز برای پنجاه و هفتی ها بر همان پاشنه فریب دادن مردم میچرخد! ظاهراً این جماعت نه حاضر به پذیرش اشتباهات و شکست خود هستند، و نه حاضر به اعتراف به نقش مخرب کنونی خویش!
با افتخار فریاد میزنند که شاه به نهادهای خود افریده اش باخت، اما هرگز اعتراف نمی کنند که این نهادها را چه کسانی تشکیل داده بودند. درواقع با استناد به این نهادها راه فراری میجویند از گذشته ننگین خودشان، اما خوشبختانه چون قادر به برقراری نوعی تعادل بین خود و حال و گذشته شان نیستند و کماکان معتقدند که بهتر از اکثریت میفهمند با شعار رهبر منم رهبر تویی دم خروسشان بیرون میزند!
آن نهادها در دورانی که بقول اینان مردم همه چیز داشتند بجز آزادی سیاسی، تحت تاثیر همین اینان که با القاب روشنفکر و تحصیل کرده و مخالف سیاسی در بین مردم برای خود تبلیغ کرده بودند راه نیوفتادند بلکه فریب خوردند! اینان هرگز اعتراف نمی کنند در همین نهادها و برغم نداشتن آزادی های سیاسی، مردم ترانه بوی گندم و جمعه را زمزه میکردند و در رسای به قتل رسیدن تختی و صمد بهرنگی به دست ساواک آه و ناله میکردند و از قهرمانی های مصدق و میرزای کوچک و پیشه وری داستان سرایی مینمودند، و دوستان هرگز اعتراف نمی کنند که همه این دروغها را ایشان می ساختند و بخورد آن نهادها می‌دادند! نهادها را شاه ساخته میگویند، اما از بیان تأثیرات خود بر آن نهادها طفره می روند! در همه جوامع مردم عادی گوش و چشم بر نخبه های سیاسی و فرهنگی و دانشگاهی خود می سپارند و در ایران سال ۵۷ اما مردم متوجه رتبه بندی این نخبه گان نبودند و دقت نکردند که نخبه های ممتاز آنانی هستند که در گروه حکومت و در سازمانهای بین المللی سعی در تثبیت موقعیت ایران دارند نه آنانی که در خانه های تیمی و یا کشورهای شرق اروپا برای حقارت های خود نوحه سرایی میکنند! خانمها و آقایان پنجاه و هفتی از تاثیر مخرب خود بر آن نهادها هیچ نمی گویند و انگار که آن نهادها ناگهان خوشی زیر دلشان زد و تیشه به ریشه خود زدند و اینان نیز که حالا مردم مخالف خود را متهم به نادانی و داشتن نقش مخرب معرفی می کنند حاضر به پذیرش نادانی و نقش مخرب خود در فریب دادن آن مردم نیستند!
طبیعتاً مردم سال ۵۷ ایران مثل تمامی مردم دنیا امکانات ارتباط بین المللی و در جریان امور بودن و کسب اطلاعات مثل امروز را نداشتند و درمواقعی مثل ایران دیروز که در مورد سرنوشت این کشور در گوادلوپ تصمیم گیری شد و زمینه سازی برای انجام دسیسه را بعهده کسانی گذاشتند که مردم امروز بدرستی آنان را پنجاه و هفتی و خیانتکار می نامند فریب خوردند. حقیقت این است که وظیفه این جماعت پنجاه و هفتی آماده سازی مردم برای مشارکت فعال در بزرگترین دسیسه بین المللی برعلیه خودشان بود و پنجاه و هفتی ها به مزورانه ترین شکل ممکن در انجام این خیانت موفق عمل نمودند!

پ., 25.12.2025 - 15:16 پیوند ثابت
نظرات رسیده
نظرات رسیده

Touraj Darakhshan
حکومت پیشین هی مسجد ساخت حکومت پیشین هر روز صلات ظهر وقتی که از مدرسه برمیگشتیم با صدایی خوش اذان پخش میکرد و با سخنان برگزیده حضرت علی علیه السلام ما را مجذوب او و پیشوایان اسلام میکرد. حکومت پیشین رد خوبی از آنها در تاریخ با واقعه رژی بما نشان میداد حکمت پیشین با حسینه ارشاد جلوه هایی از اسلام پیشرو و مدرن را برای ما به نمایش میگذاشت و ما را مجذوب میساخت. همان شیفتگی سبب شد که چهره او را در ماه ببینیم همان باعث شد که ما دروغ های این راهزن بزرگ را باور کنیم وقتی فهمیدیم که آنچه میگفت دروغ بود که دیگر دیر بود.

پ., 25.12.2025 - 15:14 پیوند ثابت
نظرات رسیده
نظرات رسیده

Mohsen Solie

یک اشتباه بزرگ در بین اقشار سلطنت طلب و محاکمه کنندگان نسل 57 اینست که انها تصور میکنند انقلاب ها و شورش ها کردنی هستند. در حالیکه واقعیت و علم جامعه شناسی و شعور و عقل میگوید مه انقلاب شدنیست و نوعی تحول و بلوغ است. درست مثل بلوغ مردان و زنان در سنی بخصوص یا رسیدن میوه در فصل مناسب. اما عامل اصلی تحول شرایط است
یعنی عواملی باید کنارهم جمع شوند تا آن تحول اتفاق افتد. و الی اکنون که شرایط عینی انقلاب بسیار آماده تر از 57 است پس چرا انقلاب نمیشود؟
جماعت سلطنت طلب و پهلوی خواه از درک همین نکته ساده عاجزند.
انها چون تقدس پرده ای جلوی چشمانشانست نمیخواهند و نمیتوانند درک درستی از شرایط جامعه در دهه پایانی حکومت شاه داشته باشند. سطح سواد و تعداد باسوادان در جامعه بالا رفته بود و حکومت باید این را درک میکرد که این جامعه بیسواد قبلی اکنون به دانشکاه رسیده نه میشود با شیر و بیسکویت و شکلات تغذیه اش کرد و احتیاجاتش هم پیچیده تر شده و نه با چک و مشت و لگد خفه می شود.
باید رویکرد حاکمیتی که مثل امروز منحصر به یک نفر و فصل الخطاب شده و تنها صدای موجود در جامعه است.مردم نه تریبونی برای اعتراض و نه روزنامه ای برای نوشتن و نه هنری برای بیان کردن درهایشان نداشتند. شاه فکر میکرد دغدغه مردم نان ارزان و تحصیل رایگانست در حالی که تبعیض در حامعه بیداد میکرد. اطراف شهر هاحلبی آباد ها پرجمعیت و خانه ها در نیاوران و دربند کاخ شده است. تورم زیر پوست جامعه می دود و هیچ کارمند و کارگر و حقوق بگیری بارش با یک شغل بار نمیشود. من کارمند ۱۵۰۰ تومان حقوق میگرفتم و اجاره دو تا اتاق ۲۰۰۰ تومان شده بود. قیمت پیکان ۴۶که ۱۳۰۰۰ توان بود به ۳۵۰۰۰ تومان در ۱۳۵۶ رسیده بود یعنی ۳۰۰ درصد تورم در ده سال. گوشت کیلویی ۵ تومان به ۱۸ تومان رسیده بود. و ... یک قشر نزدیک حکومت مثل نظامیان عالیرتبه و تجار وارد کننده و بازاری ها در رفاه کامل و جمعیت سه برابر شده و کوچیده با مراکز استانها بشدت مشکل داشتند. شاه در مدرنیزاسیون مملکت شتاب داشت ولی از درک مدرنیته عاجز بود (مدرنیزاسیون وارد کردن تکنولوژی است) و مدرنیته یک موضوع فرهنگیست که هسته اش دمکراسی و مشارکت عمومیست. دریغ از روزنه ای برای نفس کشیدن عقلی جامعه. یک نفر بجای همه می اندیشید و مسئول زورکی شده بود و همه ی اشکالات هم اگرچه به او ربطی هم نداشت از دید مردم به او بر میگشت‌.
اقتصاد خلاصه شده بود در استخراج نفت، فروش و خرج مملکت و نیروهای نظامی می شد. دانشجو و روشنفکر که تازه چشمش باز شده و اندیشه اش پرورش یافته مانند برق داخل موتور قادر به حرکت موتور نبود پس در جامعه انقدر درجه حرارت بالارفت که فیوزهای ساواک و کمیته مشترک شهربانی قادر به کنترلش نشدند. تا جایی که با بازشدن کوچکترین روزنه از سوی زور کارتر و دمکراتها و عقب نشینی شاه انفجاری رخ داد که دودمان خودش و سلطنتش و مملکت را به آتش کشید.
هنوز جماعت سلطنت طلب و هواداران پهلوی درک نکرده اند که عصر نظامهای دیکتاتوری فردی گذشته و حداقل ظاهر حکومت باید شکلی مقبول و قابل ارایه داشته باشد. تصور میکنند اگر امروز رضا پهلوی برتخت بنشیند از صبح فردا تمام مشکلات مملکت حل میشود. خیر دوستان و هموطنان بازی خورده نه دیگر نفت سلاحی استراتژیک و تعیین کننده است و نه ساز و کار دیکتاتوری جواب میدهد و نه مردم می پذیرند که یک نفر بیاید و مالک العنانشان بشود‌ مردم نه دیگر برده بودن را می پذیرند و نه گوسفندی زیستن را. مردم میخواهند در سرنوشت خود شریک باشند. حکومت فردی خیلی وقتست از رده خارج شده. انجا هم که مانده با بحرانی شبیه سال ۵۷ ایران روبرو است.

پ., 25.12.2025 - 15:10 پیوند ثابت
ایرج اروجی
ایرج اروجی

Iraj Oraji

سلام، فاجعه ۵۷ قابل دفاع نیست، نه از طرف شهروند و نه حکومت وقت در آنزمان. در بهترین حالت شاید بتوان از آن رویداد به عنوان یک تأسف نسلی تاریخی نام برد اگر که به نابودی سرزمین نیانجامد و هنوز درجه ای از امکان برای بازسازی خسارات زده شده طی این چهل و شش سال وجود داشته باشد. شما در اینمورد بسیار و چندین سال است که می نویسید و هشدار میدهید ولی جامعه سیاسی خارج کشور بیشتر معطوف به کسب مشروعیت برای خود از طریق جدال فقیرانه با یکدیگر و امیدوار به حذف رقبا بوده است تا داشتن گوش شنوا به ندای هشدارانه بدنه و اعتنا به مدارا با یکدیگر و تقویت بستر پلورال و دموکراتیک برای خیر ایران. انگیزه من از نوشتن آن چند خط ناکافی به دلیل احساس سو نیت و سو استفاده ای است که فکر میکنم هموطنان طرفدار یک گرایش خاص می کنند، چه در استفاده از آن فاجعه تاریخی به عنوان دستآویز برای سرکوفت به رقبا به اتهام عاملیت یکطرفه آنها در آن رویداد و یا با تعاریف نوستالژیک از آن دوران برای مشروعیت دادن در نوعی از ابهام به احیای نظام پادشاهی مطلقه. با اینکه سهم من در آن انقلاب بیش از مشارکت در دو یا سه تظاهرات بر علیه حکومت نبوده است ولی با اینحال خود را بدهکار زنده یاد بختیار میدانم که هشدار داد و من اگر چه کمی تأمل کردم ولی زود از آن گذشتم.

پ., 25.12.2025 - 15:07 پیوند ثابت
نظرات رسیده
نظرات رسیده

Kami Amoli
انتقاد از پنجاه هفتی، محاکمه و به صلابه کشیدن کسانی که در آن زمان در آن شورش نقش داشتند نیست، بهر حال اتفاقیست در تاریخ. مشکل تفکریست که آن حرکت منحوس را هنوز ستایش می کند

چ., 24.12.2025 - 11:14 پیوند ثابت
نظرات رسیده
نظرات رسیده

Jahangir Alizadeh

پنجاه و هفتی ها : ( ۵۷ )
پنجاه و هفتی ها ، ادبیات توهمی و فرافکنانه و بیمارگونه سلطنت طلبانی است که برای خفه کردن همه صداهای دیگر به میدان ادبیات سیاسی کشور ورود کرده است ، ادبیات توهّمی و توهینی و تحقیری و از بالا که خود را یک هاله مقدس و معصوم جلوه میدهد و همه دگراندیشان غیر از خود را گناهکار و حقیر و فرومایه که مانع رشد و توسعه کشور شدند و اوست منجی کشور !
—————————————
یکروز همین چند سال پیش که میزبان استادم ، دکتر احسان نراقی ( مشاور شاه و فرح و معاونت یونسکو ) ، در برلین بودم از او پرسیدم :
راستی دکتر جان چرا شاه و ارتش در سال ۵۷ در مواجهه با فروپاشی کشور مقاومت نکردند ؟
ایشان در پاسخ به من گفت :
برای آنکه شاه و ارتش تصمیم گیرنده نبودند ، تصیمم گیرنده امریکا و کنفرانس گوادلوپ بودند که پروژه« شاه باید برود » را کلید زدند و …….!
پرسیدم دکتر جان چه کسی در سال ۵۷ انقلاب کرد ؟
و او صریح گفت : شاه ‌
اما من در مخالفت با او در پاسخ به سوال خودم گفتم :
دکتر جان از نظر من ۴ نیرو در بهمن ۵۷ علیه کشور بزرگ و ثروتمندی بنام ایران ، علیه منافع ملی و تمامیت ارضی آن انقلاب کردند :
1. شاه
2. مخالفین شاه ( همه گروه های سیاسی با همراهی ملت ایران )
3. امریکا و اروپا
4. کنفرانس گوادلوپ …
و …….. و او پس از لحظاتی سکوت در چند مرحله از دیدارهایش با شاه ، قبل از انقلاب بهمن برایم تعریف کرد و گفت که در آخرین دیدارش در چند ماه قبل از ۵۷ شاه با تضرّع از من پرسید : آقای نراقی ، چه کنیم ؟
که من گفتم دیگر دیر است و کاری نمیشود کرد !
اما من انچه باز میخواهم بگویم ، آنکه ، ۴ مانع و سد اصلی و بزرگ ، یک توقف و ایست و تاخیر بزرگ و حتی عقب گرد را در مسیر رشد و توسعه و‌پیشرفت ایران ایجاد کرد و اگر بخواهیم با ادبیات رایج سیاسی و با درس اموزی از ان رویداد تلخ و فاجعه بار بهمن ، مفهوم نگاری کنیم ، باید گفت :
( ۴ )چهار نیروی استبداد و دیکتاتوری از داخل و خارج ، از همه نحله ها و جریانات فکری و سیاسی ، کشور را مواجهه با انواع و اقسام مشکلات کردند و متاسفانه ادعای هر ۴ نیروی مستبد و دیکتاتور ، بر خلاف این واقعیت تلخ بود و هست و تاسفا آنکه هر چهار نیروی چالش و مانع در مسیر رشد و توسعه و شکوفایی ایران ، خود را دمکرات و آزادیخواه می خوانند و نه مستبد و دیکتاتور و همه مدعی هستند که میخواهند آزادی و رشد و توسعه و پیشرفت و رفاه و یک ایرانی سرافراز بوجود اورند و علیه دیکتاتوری و استبداد برزمند و ………
زهی خیال باطل و پوچ .
به باور من ، سلطنتیون ،ادبیات توهمی« پنجاه و هفتی ها » را با یک دو قطبی شاه و انقلابیون درست کردند و قطب شاه را فرشته و قطب مخالفین و انقلابیون را دیو قلمداد کردند و با این مفهوم سازی های توهمی و ادبیات خیالبافانه در همان سال ۵۷ قفل شدند .
شاه ، مخالفین خودش را مستبد و ارتجاع سرخ و سیاه خواند و همه مخالفین شاه نیز ، شاه را دیکتاتور و مستبد و امریکا و اروپا هم شاه را دیکتاتور خواندند و حال پس از گذشت نزدیک به نیم قرن ، هیچیک هم حاضر به پذیرش این مسئله نیستند که همه این نیروها و جریانات علیه کشور بزرگی بنام « ایران » انقلاب کردند و ایران را ساقط کردند و صورت مسئله دیکتاتور و مستبد بودن خویش را هم حاضر نیستند پذیرا شوند ، و تاسف فراوان اینجاست که همه نحله های فکری کشور ، درگیر چنین توهم و اختلال دو قطبی بزرگی بودند و هنوز هم هستند ، و در نتیجه چرخ سیاست در کشور همچنان بر همان محور کج و کوله و شکسته سابق میچرخد و بدا که این بار با همان ایده ها و رفتارها ، دیگر فرصتی برای تیمار و بازسازی کشور و وطن نمی ماند ، همانطور که لیبی و افغانستان و سوریه و عراق و یمن با پروژه خارجی امریکا و اروپا و اسراییل به ته چاه فنا و ویرانی سقوط داده شدند و تاسفا که هنوز این دوقطبی اختلالی و ویرانگر « صورت مسئله » تلخ و تراژدیک سیاست در ایران و میهن و وطن ماست و بالطبع وقتی صورت مسئله ای درست ترسیم و نوشته نشود ، ده ها و صدها دانشمند هم قادر به حل المسئله نخواهند شد .
نتیجه گیری بنده و ضرورت بروز رسانی چنین ایده برای من این است که درب سیاست زنگارزده ما در میهن و وطن ، همچنان بر همان پاشنه ویرانگر بهمن ۵۷ می چرخد و همچنان همان چهار نیروی مستبد و دیکتاتور ، چالش و مانع و سد راه و مسیر و روند توسعه و پیشرفت و ترقی ایران هستند و مرتب برای این کشور انواع و اقسام مشکلات بوجود می اورند و هر یک نیز خود را جبهه حق و آن دیگری را جبهه باطل می پندارند و ره دشمنی و ستیزه و جنگ و تخریب کشور و وطن و ایران را در عمل می پیمایند ، و تا زمانی که چنین بادهای سمّی و زهراگینی در آسمان سیاست کشور می وزد ، هیچ مشکلی از انبوه و فراوان مشکلات تلنبار شده حداق یک قرن اخیرمان ، نه تنها حل نخواهد شد ، بل از دل این جریانات مستبد و دیکتاتور ، دیکتاتور دیگری در جامه و لباس فریب دموکراسی برآیند خواهد کرد و بدین ترتیب ، اش همان اش و کاشه همان کاسه ………
آنکه ناموخت از گذشت روزگار
هیچ ناموزد ز هیچ آموزگار
ج - ع- برلین ۲۰۱۳

چ., 24.12.2025 - 11:13 پیوند ثابت
نظرات رسیده
نظرات رسیده

Ario Yaghoubvand

جناب اوراجی, ساعت ها می توان در مورد «نکرده» های حکومت سابق نوشت و سخن گفت, همچنین اینکه چرا نتوانست, نخوانست یا نمی شد!
و البته در مورد کرده ها و نکرده های مخالفان و براندازان آن هم می توان زیاد گفت و نوشت!
اما آیا نکرده های آن حکومت همان اندازه فاجعه بار بود که کرده های مخالفانش؟
و سوال دیگر اینکه آیا در جامعه ای که «روشنفمران» آن در تب برپایی «دیکتاتوری پرولتاریا» می سوختند و می سوزاندند و بسیاری از بخش های کم روشنفکر آن هم خلافت کوفی را بعنوان حکومت خدا و قسط و داد از آخوند شیعه باور کرده بودند, کرده ها و نکرده های «شاه» می توانست در اندیشه و عملکرد آنها تاثیری داشته باشد؟
اگر صادقانه و منصفانه قضاوت کنیم, مسلما نه!
بنابر این به باور من دفاع پنجاه و هفتی ها از کرده های خود در پنجاه و هفت را, بویژه سالها بعد از آن رخداد شوم و نتایج فاجعه بارش, نمی توان در مقابل نکرده های حکومت سابق «توجیه» کرد!

چ., 24.12.2025 - 11:11 پیوند ثابت
احمد مداح
احمد مداح

Ahmad Madah

به باورمن،اگر نسلی که در انقلاب شرکت فعال داشت،نتیجه رفتارها ی خود را بپذیرد کافیست.منظور به اعلام پذیرش این نتایج در رسانه ها مثل اسماعیل خوئی و هما ناطق و ... نیست،به اینجارسیدن دست آوردهائی خواهد داشت که شاید رویه ای در پیش گیرند که کمک کند مردم ایران از انچه در پیش است (به احتمال کم) یعنی فقر کُشنده و مهاجرت های دسته جمعی و کشتار وسیع در جنگهائی که نتیجه سیاست های های مندرج در قانون اساسی برامده از انقلاب است رهائی یابد.از انجا با شما موافقم که نیازی به پوزش خواهی نیست.بدوستان نزدیکم که در خارج زندگی می کنند توصیه کرده ام که وقتی بگذارند و با دوسه جوان ۲۰-۲۵ ساله از اقوام چند ساعتی تلفنی صحبت کنند تا بتوانند فاصله خود را با جو و خواسته مردمی که درداخل زندگی می کنند و توان و اراده مبارزه دارند کم کنند.و آخر اینکه مسئله اصلی نجات مردم است،اینکه نجات دهنده چه شکل و شمایل سیاسی دارد همه چیز نیست.

چ., 24.12.2025 - 11:06 پیوند ثابت