وقتی سخت دلتنگم رنگها به کمکم می آیند . در تیرگی این شب ها رنگهای روشن وشاد را کنار هم می نهم تا تمامی بوم پر شود .فقط رنگهای شاد! نه چیز دیگر .دلتنگیم از میان بر می خیزد. سیاهی مغلوب روشنی میگردد!
قلبم لبریز از شادی می شود.هر چند که می دانم زندگی در میهنم چنان سخت وسفره ها چنان خالی گردیده اند که هیچ جای کوچکی برای شادی نمانده است .اما یلدا بشارت دهنده روز است وروشنی .
کوته نمی شود شب یلدای غربتم
گر دست من به دامن صبح وطن رسد..
دور نیست که دست ما بدامن وطن خواهد رسید وداد این همه جفا از جانیان حاکم بر ایران خواهد ستاند.
این گل های روشن شاد شکوفه زده از دولت خورشید بشارت رفتن حکام شب از زبان حافظ می دهند .
صحبت حکام، ظلمت شب یلدا است
نور ز خورشید خواه بو که برآید .
وخورشید را الفت دیرینیست با این سرزمین زیبا ! که بسیار شبان ظلمانی دیده ،با ظلمت در آویخته ونهایت بقدرت عشق با مژده میلاد با نیزه فجر پرده سیاه حکام شب دریده است.
شبِ ما عشق خواهد زاد، این را فجر میگوید
که پیش از صبحدم با مژدۀ میلاد می آید
مبارک و گرامی باد سنت شب یلدا این نشان پایداری ملتی که سنت های تاریخیش نیز مبارزه با ظلم است با مدد جستن از نور ،روشنائی، جشن وسرور.
اگر چه امروز دل ها غمگین است اما شکوه شادی وامید به پایان شب تیره افزون تر!
شب یلدا بر مردمان خوب ، زحمت کش ،صبور ومبارز وطنم ایران در سایه یک همدلی همگانی مبارک باد .این نقاشی را تقدیم می کنم به نسلی که با زیبا ترین شعار "زن ،زندگی،آزادی" به مبارزه با سیاهی برخواست .زندگی را با عشق ،شادی ورقص در هم آمیخت .
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!
دیدگاهها
Mahmood Moosadoost
Mahmood Moosadoost
"را"
نوشتهی بالا سرشار از تصویر، احساس و امید است؛ نثری شاعرانه که از دل برمیآید و بهخوبی با نمادهای نور، رنگ و یلدا پیوند میخورد. در چنین متنی، دقت زبانی میتواند این زیبایی را کاملتر و اثرگذارتر کند.
در چند بخش از نوشته، لغزشی ظریف دیده میشود که بیشتر ریشه در تفاوتهای ساختاری زبانها دارد، نه در ناآشنایی با فارسی. این لغزش، حذف نشانهی مفعول بیواسطه، یعنی "را"، در جملههایی است که در فارسی معیار به آن نیاز دارند. برای نمونه:
I)
"… و داد این همه جفا از جانیان حاکم بر ایران خواهد ستاند"
درستتر چنین است:
"… و داد این همه جفا از جانیان حاکم بر ایران را خواهد ستاند."
II)
"این گلهای روشن شاد شکوفهزده از دولت خورشید بشارت رفتن حکام شب از زبان حافظ میدهند."
درستتر چنین است:
"… بشارت رفتن حکام شب را از زبان حافظ میدهند."
III)
"… با نیزهی فجر پردهی سیاه حکام شب دریده است."
درستتر چنین است:
"… با نیزهی فجر پردهی سیاه حکام شب را دریده است."
یلدایی خوش، روشن و سرشار از امید برای نویسندهی یادداشت بالا آرزومندم.