عماد باقی در یادداشتی مفصل، ضمن تأیید اصل برخورداری خود از «خط سفید»، توضیح میدهد که این دسترسی نه به درخواست او بلکه به ابتکار دولت و برای گروهی از روزنامهنگاران و روشنفکران مستقل برقرار شده است. او با اشاره به شرایط جنگی آن دوره و سوءاستفاده نیروهای متجاوز از اینترنت، مینویسد دولت برای جلوگیری از تسلط کامل بیگانگان بر عرصه رسانهای ناچار شد محدودیتها را برای برخی چهرههای مستقل بردارد تا صدای سومی شکل گیرد که نه همسو با حکومت باشد و نه تابع اپوزیسیون سیاسی.
این پژوهشگر و فعال حقوق بشر در بخشی از یادداشت خود توضیح داده: «در آن ایام به دلیل استفاده متجاوزان جنایتکار از خطوط اینترنتی برای اهداف نظامی، ضرورتهای امنیتی موجب کاهش شدید سرعت اینترنت در ایران شده بود طوری که باز شدن فیلترشکنها هم میسر نبود ودر نتیجه شبکه های اجتماعی را به تسخیر نیروی متجاوز در آورده بود لذا دولت ضمن برداشتن فیلتربرای عده ای از دولتمردان، برای روشنفکران و روزنامه نگاران مستقل در دوره جنگ هم فیلتر را برداشتند(که درمورد برخی مانند من بدون اطلاع خودشان بود).
تصور می کنم آنها با این تدبیر می خواستند فضای رسانهای یکسره به بیگانه واگذار نشود و راهی برای صدای سوم و مستقل از حکومت و اپوزیسیون سیاسی ضدتجاوز و در راستای دفاع از کشور نیز گشوده شود.
اگر کسی با این تدبیردولت مخالف باشد یعنی مدافع چیرگی مهاجمان در جنگ رسانهای است ولی بدیهی است که این کار وقتی کاملا قابل دفاع بود که ضمن رعایت ملاحظات امنیتی در شرایط جنگی، بتواند عمومیت پیدا کند.
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!
دیدگاهها
قلعه حیوانات و اینترنت سفید اهدایی مقام رهبری به اصلاح طلبان!
و اما آدمی خوش ذوق وقتی عذر بدتر از گناه آقای عمادالدین باقی را دید ذیل آن نوشت:
و اما آدمی خوش ذوق وقتی عذر بدتر از گناه آقای عمادالدین باقی را دید ذیل آن نوشت:
« اگر "جورج اورول" زنده بود و ماجرای اعطای سیمکارت سفید به خواص در ایران را میدید، احتمالاً بخش کوتاه زیر را به کتاب "قلعه حیوانات" اضافه میکرد:
الحاقیهی خیالی به کتاب "قلعه حیوانات"
"سیمکارتهای سفید خوکها"
در آن روزها که حیوانات برای اتصال اینترنت کُند و پرخطا ساعتها پشت دیوارهای بلند مزرعه صف میکشیدند، خوکها ناگهان اعلامیهای تازه روی دیوار بزرگ مزرعه نصب کردند:
"به منظور حفظ نظم در مزرعه و جلوگیری از دسترسی دشمنان، استفاده از سیمکارتهای سفید فقط برای خوکها ضروری است!"
هیچکس دقیق نمیدانست "سیمکارت سفید" چیست، تا اینکه کلاغ سیاهسوخته آهسته گفت: "میگویند اینترنتش آزاد است، اصلاً فیلتر ندارد، مثل همان خوراک مخصوصی که فقط خوکها میخورند!"
بنجامین، الاغ پیر، فقط پوزخند زد:
"هر امتیازی که تازه پیدا میشود، عجیب است که همیشه سر از جیب خوکها درمیآورد!"
چند روز بعد، "اسکوئیلر" با قیافهای جدی و کاغذی بلند ظاهر شد و با لحنی خطابهوار گفت:
"رفقا! اشتباه نکنید! ما خوکها دوست داریم مثل شما از همان اینترنت محدود استفاده کنیم، اما شما نمیدانید دشمنان مزرعه چقدر مکارند!... برای حفاظت از مزرعه، لازم است خوکها اینترنتی داشته باشند که بدون محدودیت باشد، تا بتوانیم بهتر مدیریت کنیم!"
بعد اضافه کرد:
"برای روشنتر شدن موضوع، شعاری که پدران بنیانگذار نوشته بودند کمی اصلاح شده است".
حیوانات هجوم بردند تا تغییر را ببینند.
در شب تاریک، زیر نور چراغ نفتی، جملهی معروف دوباره نوشته شده بود:
"همهی حیوانات در اینترنت برابرند، اما برخی حیوانات در اینترنت برابرترند و به اینترنت سفید دسترسی دارند!"
حیوانات در سکوت ماندند.
فقط بنجامین زیر لب گفت:
"وقتی امتیازها سفید میشود، آزادی دیگر رنگی ندارد!"